شمارهٔ ۳۱۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای صبح و شادی ناشی از نوشیدن باده میپردازد. او از درد و رنجهای زندگی صحبت میکند و اشاره دارد که چطور میتواند با یک جرعه باده دل محتسب (ناظر) را هم شاد کند. وقتی که آن نگار زیبا به او نگاه میکند، شاعر دچار حیرت میشود و نمیداند چه بگوید. او نیز به تفاوت بین عقل و عشق اشاره میکند، به این معنا که عشق میتواند وجود انسان را محو کند. در انتها، شاعر به ناخرسندی از واعظان و صوفیان میپردازد که زندگی را به سختی میگذرانند و حسرت یاد مستان و شادی آنها را میکشد.
ساقیا،نور صبح روی نمودباده در جام کن به نغمه عود
هوش مصنوعی: ای ساقی، نور صبح چهرهاش نمایان شده، باده را در جام بریز و به نغمهی عود خوشنوا گوش بسپار.
گر دهد درد سر توان کردنمحتسب را بجرعه ای خشنود
هوش مصنوعی: اگر درد و زحمت زیادی بدهد، میتوان با یک جرعهی نوشیدنی، محتسب را راضی کرد.
چون نمود آن نگار روی بمنمن چه گویم مرا چه روی نمود؟
هوش مصنوعی: وقتی آن معشوق زیبای من را به من نشان داد، نمیدانم چه بگویم؛ زیرا آن چهره چه زیباست!
دین ارباب عقل دانش و خیرمذهب اهل عشق محو وجود
هوش مصنوعی: آیین و راهنمایی عقل، دانش و کارهای نیک است، اما مذهب واقعی و عمیق متعلق به افراد عاشق است که خود را در عشق محو کردهاند.
بنعیم جهان فرو نایدسر رندان عاقبت محمود
هوش مصنوعی: در این دنیا، نعمتها و خوشیها به ناچار از میان میروند و در نهایت، سرنوشت رندان و اهل دل به سوی خوبی و سعادت میرسد.
زاهدان مست ورد و اورادندعاشقان در شهود مست ودود
هوش مصنوعی: زاهدان فقط به خواندن ورد و ذکر مشغولند، اما عاشقان در حال شهد و لذت دیدار معشوق غرق هستند.
چون دویی از میانه بردارندجز یکی نیست شاهد و مشهود
هوش مصنوعی: وقتی که دو چیز از وسط کنار بروند، تنها یکی باقی میماند؛ بنابراین، گواه و مشاهده فقط یک مورد خواهد بود.
آه ازین واعظان خانه سیاه!داد ازین صوفیان جامه کبود!
هوش مصنوعی: حسرت و نااُمیدی از این خطیبها که فقط حرف میزنند و به عمل نمیپردازند! فریاد از این عارفان که فقط ظاهر را مینگرند و به باطن کاری ندارند!
چشم او قصد جان قاسم کردیاد مستان که داد باز سرود؟
هوش مصنوعی: چشم او جان قاسم را هدف قرار داد و یاد مستان همراه با آوازشان را به یاد آورد.