شمارهٔ ۳۱۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از دوری از معشوق است. شاعر به بررسی احساسات و افکار خود میپردازد، بیان میکند که تلاشها و راههایی که برای رسیدن به عشق امتحان کرده، به بنبست رسیده و تنها نتیجهاش بیچارگی بوده است. او میگوید که وجود محبوب موجب شادی است و دوری از او دردناک و آتشین است. شاعر نشان میدهد که عاشق در جستجوی معشوق، با دل پریشان و احساسی عمیق رنج میبرد و گاهی احساس میکند که در این غم و اندوه عمق عشق او بیشتر شده است. در نهایت، او غرق انتظار و شوق به ملاقات یار خود است و نوای عشقش را میخواند.
صدبار فکر کردم و صد راه آزمودبیچارگیست چاره،زیانست عین سود
هوش مصنوعی: بارها فکر کردم و راههای زیادی را امتحان کردم، اما به این نتیجه رسیدم که درمانی برای بیچارگی نیست و هر چارهای که به نظر میرسد، در واقع همانند زیان است و سودی ندارد.
فریاد جان ما همه از درد دوریستگرنیست آتشی ز کجا خاستست دود؟
هوش مصنوعی: فریاد ما ناشی از رنج و عذابی است که به خاطر دوری از محبوب به وجود آمده است. اگر آتشی وجود ندارد، پس این دود از کجا ناشی میشود؟
گرمنع یارنیست پس این دورباش چیست؟گرنیست ماتمی ز چه شد جامها کبود؟
هوش مصنوعی: اگر یار من در کنارم نیست، پس این دوری و غم و اندوه چرا وجود دارد؟ اگر ماتم و عزایی در کار نیست، پس چرا لیوانها و جامها به رنگ کبود و غمگین درآمدهاند؟
هستی یار مایه شادی جان بسستعاشق چه قدر دارد،اگر بود،اگر نبود؟
هوش مصنوعی: وجود یار، منبع خوشی جان است. عاشق چه اندازه میتواند داشته باشد، این مسئله مهم نیست که او در کنار است یا نه.
اما از آنکه عاشق بیچاره آینه استزین روی بود قیمت آیینه را فزود
هوش مصنوعی: اما چون عاشق بدبخت به آینه علاقهمند است، همین موضوع باعث شده که ارزش آینه بیشتر شود.
دل مست حیرتست که:تدبیر کار چیست؟جان غرق منتست که آن یار رو نمود
هوش مصنوعی: دل من در حیرتی عمیق است که چطور باید برای کارهایم برنامهریزی کنم. جانم از شوق و انتظار پر شده است که آن محبوب در کنارم ظاهر شده.
از دیده ها دو رود روان می کند مدامقاسم بیاد وصل تو می خواند این سرود
هوش مصنوعی: چشمها همواره اشک میریزند و قاسم به یاد وصالت، این آهنگ را میسراید.