شمارهٔ ۳۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره دارد که مانند گیسوانی زیبا و خوش حالت است. او به محبت و صفای دل معشوق اشاره کرده و میگوید که بیشائبه و از روی صداقت است. شاعر از عشق و رنج هجران سخن میگوید و این که دلش از دوری معشوق میسوزد. همچنین، او به تفاوت دنیا و آخرت و جستجوی بهشت توسط زاهدان اشاره میکند، و در نهایت به زیبایی معشوق و تاثیر خاص او بر عاشق و دلباختهاش نگاه میکند.
گیسوی تو هر چند کمندی زبلا بودخوش سلسله ای بود، که در گردن ما بود
هوش مصنوعی: موهای تو هرچند به شکل گیسویی زیبا و با وقار هستند، ولی حقیقتاً خوشبافت و عالی هستند که در گردن ما قرار گرفتهاند.
هر حال که در حسن مودت دل ما داشتباروی تو، بی شایبه روی و ریا بود
هوش مصنوعی: هر بیشتری که ما در عشق و محبت به تو احساس کردیم، این عشق خالص و بدون هیچ تظاهر و فریب بود.
از دولت وصلت فلک اندر همه حالیبا عاشق مسکین تو در «طال بقا» بود
هوش مصنوعی: از خوشی و سرنوشت خوب، در هر لحظهای با عاشق بیچاره تو در حالت بقا و تداوم همراهی میکرد.
در آتش هجران دل من سوخت و لیکنچون قدر وصال تو ندانست سزا بود
هوش مصنوعی: دل من در آتش جدایی سوخت، اما چون قدر محبت و نزدیکی تو را ندانستم، سزاوار این دردی بودم که کشیدم.
این بلبل جان پیش تر از واقعه هجراز شوق گل روی تو با برگ و نوا بود
هوش مصنوعی: بلبل جان، قبل از اینکه به جدایی تو دچار شود، به خاطر عشق به روی زیبای تو با برگ و آوازش شوق و شادی را ابراز میکرد.
جنت طلبد زاهد و ما کوی تو هیهاتبنگر که تفاوت ز کجا تا بکجا بود
هوش مصنوعی: زاهد بهشت را میخواهد، ولی ما در هر حال به سراغ کوی تو میرویم. نگاه کن که تفاوت این دو خواسته از چه نقطهای شروع میشود و به کجا میرسد.
بشکفت گل روی تو از گفته قاسمچون در نفسش خاصیت باد صبا بود
هوش مصنوعی: گل زیبا بر چهره تو شکفته شده است، زیرا در وجود قاسم طراوت و لطافت نسیم صبحگاهی نهفته بود.