شمارهٔ ۴۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از ساقی میخواهد که جامی پر از شراب برای عاشقان بیاورد و شور و نشاط زندگی را برگرداند. او احساس تنهایی و ملالت میکند و به یاد عاشقانههای گذشته، دلش به بادهنوشی میطلبد. شاعر از ساقی میخواهد پرده از چهره زیبای معشوق بردارد و به زیبایی او نگاه کند. او همچنین از جدایی و غم عشق شکایت دارد و به غم و اندوه خود اشاره میکند. در پایان، شاعر از خداوند میخواهد که به زاهدان و بندگان صالح نظر کند.
بیار، ساقی عشاق، جام مالامالهزار نعره مستان، هزار بانگ «تعال »!
هوش مصنوعی: ای ساقی، برای عاشقان بیا و جامی پر از هزار صدای شاد و شورانگیز بیاور که هزار بار دعوت به آمدن داده شود!
بیار، ساقی، از جامهای دوشینهکه بی تو جان و دلم را ز تن گرفت ملال
هوش مصنوعی: ای ساقی، از جامهای قدیمی بیا، چون بیتو دل و جانم دچار غم و ملال شدهاند.
دلم، که مست خرابست باده می جویدهزار جام پیاپی ز بادهای زلال
هوش مصنوعی: دل من، که حالت مستی دارد، به جستجوی می است و هزار بار از بادهای خنک و زلال، جام را پر میکند.
دمی حجاب نقاب از جمال خود بگشامبارکست جمالت، گرفته ایم بفال
هوش مصنوعی: لحظهای پرده را کنار بزن و زیبایی خود را نشان بده. خوشا به حال ما که زیبایی تو را به فال نیک گرفتهایم.
رقیب کرد جدایی میان ما، چه کنم؟گناه اگر دگری کرد خون ماست حلال؟
هوش مصنوعی: رقیب میان ما جدایی انداخت، من چه کار میتوانم بکنم؟ اگر دیگری مرتکب گناهی شود، آیا خون ما بیدلیل خواهد بود؟
دلم گرفت، ندانم که با که شکوه کنم؟ز نهرهای ریایی و حالهای محال
هوش مصنوعی: احساس ناخوشایندی به من دست داده و نمیدانم با که از درد دلم سخن بگویم. از جویبارهای پر از ظاهرگرایی و حالاتی که واقعی نیستند خسته و ناراحت شدهام.
بقاسمی نظری کن، بحق مردانی«یسبحون لکم بالغدو والاصال »
هوش مصنوعی: به نام خدا، به نعمتها و فضایل مردان بزرگ توجه کن، آنها در صبح و عصر به تسبیح و ذكر مشغولند.