شمارهٔ ۴۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلنوازی سلطان اشاره میکند که پس از مدتها بازگشته است و زمان شادی و سرور فرارسیده است. او به یاد میآورد که حتی اگر عید و عیشی نباشد، زیبایی و زینت در طبیعت و علم همچنان وجود دارد. بلبل در باغ نغمهسرایی میکند و روزهای غم به پایان رسیدهاند. همچنین، در اشاره به لطف و احترام یار، بیان میشود که وجود او باعث جبران هر کمبودی است. شاعر به مقام و مرتبهای که در سالهای گذشته نادیده گرفته شده اشاره میکند و حالا او را محترم دانسته است. در نهایت، نام قاسمی به میان میآید و میگوید که یار غار، همواره حامی و نیکخواه است.
سلطان دلنواز چو باز آمد از کرموقت سرود ماست، گهی زیر و گاه بم
هوش مصنوعی: زمانی که دلربای ما با مهربانی بازمیگردد، وقت شعرخوانی و آواز است؛ گاهی در اوج شادی و گاهی در حال غم و اندوه.
گر عید عیش نیست پس این زینت از کجاست؟صحرا و کوهسار علم در پی علم
هوش مصنوعی: اگر روز خوشی و شادی نیست، پس این زیبایی و زینت از کجا آمده است؟ صحرا و کوهستان پر از علم و دانش است.
بلبل به باغ و راغ همین می کند نوا:آمد زمان شادی و بگذشت روز غم
هوش مصنوعی: بلبل در باغ و دشت به آوازخوانی مشغول است و میگوید: فصل خوشی فرا رسیده و روزهای اندوه به پایان رسیدهاند.
از لطف یار ما، که وجود است در وجودهمواره می رود عدم اندر پی عدم
هوش مصنوعی: از محبت یار ما، که همیشه در وجود ما وجود دارد، نابودی پی نابودی میآید.
چندان که دل نهاد جفا بر سر جفاآن چاره بر نمود کرم در پی کرم
هوش مصنوعی: هرچقدر که دل در معرض ظلم و ستم قرار گرفت، راهی برای جبران پیدا شد که در پی آن، مهربانی و لطف نیز ظاهر گشت.
آن خواجه را که پار گرامی نداشتندامسال پیش یار عزیزست و محترم
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که فردی که در گذشته به خاطر داشتن مقام و ثروت، ارزشمند و محترم به حساب نمیآمد، اکنون در کنار محبوب و عزیزش مورد احترام قرار گرفته است.
گفتند قاسمی را: کان یار غار کیست؟هم لطف یار گفت که: «ذوالفضل و النعم »
هوش مصنوعی: گفتند که قاسمی را بپرسند که دوست صمیمیاش کیست؟ و او به طعنه گفت: "دوست فرهمند و بزرگوار."