شمارهٔ ۴۹۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شوق به یار است. شاعر از ورود یار به خانهاش و زیبایی او میگوید و به وفاداری یار اشاره میکند. او همچنین به درد و شوقی که از عشق احساس میکند اشاره میکند. شاعر اصرار دارد که برای دستیابی به حقیقت و عشق الهی، ارتباط با معنویات و سیر و سلوک در خانقاه ضروری است. در نهایت به زیباییهای عشق و نیاز انسانی اشاره میکند و از خود میپرسد که چگونه میتوان به عمق این احساسات دست یافت.
یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتناین خانه را به وشتن گلشن کنید، گلشن
یارم از در وارد شد. برقصید. این خانه را از رقصیدن شاد کنید.
یارم ز در درآمد، با حسن و زیب و با فرگفتم وفا نداری، خندید و گفت:«سن سن »
هوش مصنوعی: دوست من با زیبایی و جذابیتش وارد شد. وقتی گفتم که وفاداری نداری، او با خنده پاسخ داد: «چرا، چرا؟»
ای پادشاه جانها وی راحت روانهااول «سنی سیورم » آخر «سنی سیورمن »
ای پادشاه جانها و ای آرامش جانها اول تو را دوست دارم و آخر تو را دوست دارم.
در خانقاه صورت، در گوشه های معنیهم بوده ایم با تو در دیرهای ارمن
چه در خانقاه و چه در کلیسای ارمنی همراه تو بودهایم.
من مست عشق یارم، مشتاق آن نگارماز من مپرس، باری، اوصاف عشق ذوالمن
هوش مصنوعی: من به شدت عاشق یارم و در انتظار دیدن آن معشوق هستم. از من چیزی نپرس، زیرا توصیف عشق او بسیار فوقالعاده و خاص است.
ای دل حیات خواهی؟ روی نجات خواهی؟این عشق ایزدی را دیدن کنید، دیدن
هوش مصنوعی: ای دل، آیا میخواهی زندگی کنی؟ آیا به دنبال نجات هستی؟ پس عشق الهی را ببین و تجربهاش کن.
قاسم، خیال بازی، در حالت نیازییک دم قدم برون نه زین خانه ملون
هوش مصنوعی: قاسم، در حال خیال و آرزو، به یک لحظه هم که شده از این خانه زیبا بیرون نرو.