شمارهٔ ۵۱۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احوالات عاشقانه و longing شاعر به معشوق است. او به جستجوی معشوق در همه جهان میپردازد و به این نکته اشاره میکند که عشق و آرزوهای او در برابر آنچه که برایش مهم است، یعنی معشوق و لطف خدا، ناچیزند. شاعر از درد و رنجی که به خاطر دوری از معشوق تحمل میکند، سخن میگوید و از خداوند کمک و درمان میطلبد. در پایان، به ارتباط نزدیک با خداوند و عیش و خوشی در نزد او نیز اشاره شده است. شاعر به دنبال روشنی و یقین از طریق عشق است و حس میکند که با دوری از محبوب، سردرگم و حیران شده است.
دل با تو نظر دارد، اما نظری پنهانای مایه شادیها، ای دولت جاویدان
هوش مصنوعی: دل به تو توجه دارد، اما این توجه پنهان است ای منبع شادیها، ای منبع خوشبختی ابدی.
در جمله جهان گشتم، خوبان جهان دیدمآنیست ترا، ای جان، برگوی: چه چیزست آن؟
هوش مصنوعی: در دنیا سفر کردهام و زیباییهای زیادی را دیدهام، اما هیچکدام از آنها به تو نمیرسند، ای جان، بفرما بگو: آنچه که تو هستی چیست؟
می پویم و می مویم، پیوسته همی گویم :یا رب، تو کرم فرما این درد مرا درمان
هوش مصنوعی: من همیشه مشغول نوشیدن شراب هستم و در دل میگویم: ای پروردگار، لطف کن و این درد و رنج مرا درمان کن.
این توبه و زهد ما دانی بچه می ماند؟دشوار بود بستن، بشکستن آن آسان
هوش مصنوعی: توبه و زهدی که ما داریم، تو میدانی چه حالتی دارد؟ برداشتن آن به مراتب سادهتر از اقدام به ایجاد کردنش بود.
در عقل تمناها، در عشق تو لاهاای دوست، بیابنشین، جامی بده و بستان
هوش مصنوعی: در فهم عقل، خواستهها و آرزوها را آزاد گذاشتهام، اما در عشق تو هیچ خواستهای ندارم. ای دوست، کنارم باش، و جامی به من بده تا نوش جان کنم و بگیرم.
دوری منما از ما، رو دیده دل بگشاتا نور یقین بینی در عین همه اعیان
هوش مصنوعی: از ما دور نشو، چشمان دل را باز کن تا نور یقین را در واقعیت همه چیز مشاهده کنی.
آنجا که خدا باشد صد عیش و ولا باشدحیران بچه می مانی؟ ای قاسم سرگردان
هوش مصنوعی: در جایی که خدا حضور دارد، شادی و سروری بسیار خواهد بود. آیا تو همچنان در حیرت و سردرگمی باقی خواهی ماند، قاسم؟