شمارهٔ ۵۳۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره دعوت به شور و نشاط در زندگی و اهمیت ارتباط با معانی عمیق تر وجود انسانی است. شاعر از دوست و عاشق میخواهد که از ترس مرگ دوری کند و به زندگی بپردازد. همچنین بر لزوم خودآگاهی و پرهیز از خساست در احساسات تأکید میکند. از طرفی، پیروان را به سفر و جستجوی زندگی واقعی دعوت میکند و توصیه میکند که ابتدا خود را بشناسند و سپس به دیگران انتقاد کنند. بهخصوص، اشاره به این دارد که اگر کسی از عشق و وصل جدا شود، باید نسبت به این موضوع تفکر کند و در پی اصلاح خود باشد. در کل، شعر حضور در لحظه و بیداری روحی را مهم میداند.
خواهی بجهان شوری، بنیاد قیامت کنبگشای رخ فرخ، عرض قد و قامت کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دنیا شور و هیجان به پا کنی، مانند روز قیامت، چهرهی خود را به نمایش بگذار و قد و قامت خود را برافراز.
ای در دو جهان موزون، شد هر دو جهان مأموندر صدف مکنون، برخیز و امامت کن
هوش مصنوعی: ای تو که در دو عالم هماهنگی، هر دو جهان از تو در امانند. در صدف پنهان نمان، برخیز و رهبری کن.
تو محرم جانهایی، تو مرهم دلهاییبنشین بکرم یک دم، جامی دو کرامت کن
هوش مصنوعی: تو راز دلها را میدانی و آرامشبخش دلها هستی. لحظهای به من کرامت کن و جامی بیاور تا از آن بنوشیم.
ای عاشق شیدایی، از مرگ مترسان دلای زاهد رعنایی، رخ سوی ندامت کن
هوش مصنوعی: ای عاشق گرانقدر، از مرگ نترس و ای زاهد زیبا، به جای پشیمانی، به خود بیا و جستجوی صلح و خوشی را در زندگی دنبال کن.
دایم بسفر می رو، ای رهبر وای رهروماهی چو ببینی تو، آن جای اقامت کن
هوش مصنوعی: همیشه به سفر برو، ای رهبر و ای همراه. اگر ماهی را دیدی، آنجا بمان و اقامت کن.
ای زاد رعنایی، تا چند ز رسوایی؟اول تو ببین رویش، آنگاه ملامت کن
هوش مصنوعی: ای کسی که زیبا و دلربایی، تا کی میخواهی رسوا شوی؟ ابتدا به چهرهات نگاه کن، سپس دیگران را سرزنش کن.
قاسم، اگر از جانان یک لحظه جدا مانیزان قصه پشیمان شو، بنیاد قیامت کن
هوش مصنوعی: قاسم، اگر حتی برای یک لحظه از معشوق خود دور شوی، از این وضعیت پشیمان خواهی شد و به نوعی روز قیامت را به پا میکنی.