شمارهٔ ۵۵۰
هوش مصنوعی: این شعر به تذکر و هشدار درباره خودبینی و خودکامگی میپردازد. شاعر به نفس خود بهتر از خودکامه و خودبین انتقاد میکند و به آسیبهایی که این ویژگیها بر روح و زندگی انسان میزنند، اشاره میکند. او از تجربههای آزاردهنده در جهان سخن میگوید و بیان میکند که عشق و وصل، جانش را زنده کرده است. همچنین، شاعر به زیباییهای جهان و باغ و بستان اشاره کرده و از خداوند میخواهد که او را از بلای خود محفوظ بدارد و بر او بینشی عطا کند تا از خودبینی بپرهیزد.
الا! ای نفس، خودکامی و خودبیناز آن گشتی اسیر سجن سجین
هوش مصنوعی: ای نفس! تو با خودخواهی و خودبینیات گرفتار زندان سختی شدی.
چه چین در ابرو آوردی که گشتیاسیر لعبتان چین و ما چین
هوش مصنوعی: چگونه چین ابروهای تو باعث شده که اسیر زیباییهای جذاب شیطانها و زیبایان شرق و غرب بشوی؟
جهان اندر جهان آواره گشتم«فویل ثم ویل للمساکین »
هوش مصنوعی: در این دنیای بزرگ، بیهدف و سرگردان به دنبال معنای زندگی میگردم. زندگی بر مستضعفان سخت است و آیندهای تاریک برای آنان رقم خورده.
دلم را زنده گردانیده وصلتچو باد صبح دم بر برگ نسرین
هوش مصنوعی: وصلت همچون نسیم صبحگاهی، جانم را زنده و شاداب کرده است.
بیا، ای ساقی جانها، فرو ریزشراب ارغوان در جام زرین
هوش مصنوعی: بیا، ای نوشندهٔ زندگی، شراب قرمز را در جام طلایی بریز.
فدای ماه رویت جان و دلهااسیر زلف مشکین جان مسکین
هوش مصنوعی: جان و دلها به خاطر زیبایی چهرهات فدای تو هستند و همه در اسارت زلفهای خوشکت قرار دارند. این حالت نشاندهنده عشق عمیق و وابستگی به توست.
بیا در باغ و بستان، تا ببینیبساتینست در صحن بساتین
هوش مصنوعی: بیایید به باغ و باغچه برویم تا ببینیم که در محیط باغها چقدر زیبایی و سرسبزی وجود دارد.
خدایا، از بلای خود نگه داربحق حرمت طاها و یاسین
هوش مصنوعی: خدایا، مرا از مشکلات و بلاها حفظ کن، به خاطر احترام و منزلت پیامبرانی چون طاها و یاسین.
خدا بین باش، قاسم، تا توانیکه خودبینی نشاید در خدابین
هوش مصنوعی: ای قاسم، تا جایی که میتوانی، خدا را در نظر داشته باش و به خودت نمیتوانی توجه کنی.