شمارهٔ ۵۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره میکند و میگوید که زیبایی او باعث میشود که عاشقان در عالم گم شوند و خود را فراموش کنند. چشمها به رنگ و روی او خیره میشوند و در دیدن او هیچ چیز دیگری را نمیبینند. حالت مستی و شیدایی در دل عاشقان به وجود میآید و آنها را به حیرت وادار میکند. شاعر همچنین به تأثیر زیبایی معشوق بر دیگران اشاره میکند و میگوید که از زیبایی او، ایمان و عشق در دلها برافروخته میشود. در نهایت، او از زیباییهای معشوق به عنوان عیدی یاد میکند که ارزش قربانی شدن را دارد.
گرم از طالع فرخ رخ جانان شود دیدهز عکس رنگ آن رخسار عین جان شود دیده
هوش مصنوعی: وقتی که چهره خوشبخت محبوب برای چشمانم نمایان میشود، چشمانم از زیبایی آن چهره به شدت تحت تاثیر قرار میگیرند و به نوعی جان تازهای میگیرند.
بوقت دیدن رویش نبیند دیده ام خود راعجب گر هیچ عاشق را بدان امکان شود دیده!
هوش مصنوعی: وقتی چهره محبوبش را میبیند، چشمانش به قدری متوجه اوست که خود را نمیبیند. عجیب است اگر عاشقی بتواند در چنین لحظهای خود را ببیند!
بدور چشم مخمورش جهان مستند و من مستمندانم هیچ هشیاری درین دوران شود دیده
هوش مصنوعی: در اطراف چشم بیمارم، دنیا بهگونهای مستند و شگفتانگیز است که من در حالت مستی به سر میبرم و نمیدانم آیا هیچ نوع هشیاری در این زمان برایم حاصل میشود یا نه.
چو زلف و روی او بیند مشتاقان شیداییاز آن آشفته گردد دل، درین حیران شود دیده
هوش مصنوعی: وقتی مشتاقان زیبایی او را میبینند، دلشان به شدت آشفته میشود و چشمانشان در حیرت فرو میرود.
وگر گوید که: بنمایم جمال عالم آرا رادر آن امید سر تا پای مشتاقان شود دیده
هوش مصنوعی: اگر بگوید که: زیباییهای جهان را به شما نشان میدهم، در این صورت تمام دلهای مشتاق به او نگاه خواهند کرد و از شوق پر خواهند شد.
گر از عارض برافشاند سواد عنبرین گیسوبزیر کفر زلفش لمعه ایمان شود دیده
هوش مصنوعی: اگر از چهرهاش گیسوان مشکی و معطرش را بههم بزند، در زیر کفر زلفهایش، چشمها ایمان و نور روشنایی را خواهد یافت.
برای عید وصلش، قاسمی، قربان شوی،آریکه داند تا چه عیدی اندرین قربان شود دیده
هوش مصنوعی: برای عید ملاقات او، تو باید قربانی بشوی، آری که او میداند چه عیدی در این قربانی کردن دیده میشود.