شمارهٔ ۶۱۹
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و جلوههای زیبای الهی است. شاعر از تأثیر پرتو روی محبوبش سخن میگوید و اینکه هر نوری از آن عشق ناشی میشود. او به مقبولیت و مقام خود اشاره میکند و اگر این مقام را نداشته باشد، از جانش به عشق ورزیدن ادامه میدهد. شاعر همچنین به تجربیاتش در میان زاهدان و عاشقان اشاره میکند و تفاوت دلهای آنها را بیان میکند. او در باری از عشق و جنون حرف میزند و میگوید که در دنیای امروزی، بسیاری از انسانها از حقیقت و یاد محبوب غافلند. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که عادات و رسوم صوفیان در برابر عشق واقعی و عمیق نمیتواند برتری داشته باشد.
مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداریمرا از لمعه روی تو هر لمعه است انواری
هوش مصنوعی: هر نوری که از چهرهی تو میتابد، شعفی برای من به همراه دارد و هر درخششی که در چهرهات هست، برای من نوعی روشنایی و جلوه خاص است.
اگر مقبول درگاهم، امیرم، خسروم، شاهموگر نی در میان جان ببینی عقد زناری
هوش مصنوعی: اگر درگاه خدا مرا بپذیرد، در مقامهای والایی چون امیری، خسروی و شاهی قرار میگیرم، اما اگر اینطور نباشد، در دل انسان، زنجیری از غم و رنج خواهی دید.
میان زاهدان رفتم، عجب افسرده دل قومی!میان عاشقان رفتم، عجایب گرم بازاری!
هوش مصنوعی: وقتی وارد جمع زاهدان شدم، با دلی افسرده و بیروح مواجه شدم. اما lorsque وارد جمع عاشقان شدم، با شور و نشاط و هیجانهای عجیبی روبرو شدم که مثل بازار پرجنب و جوش است.
ببازار جهان رفتم، دل و جان را حرج کردمبحمدالله که پیش آمد مرا ماهی خریداری
هوش مصنوعی: به دنیای پرهیاهو وارد شدم و تمام وجودم را برای به دست آوردن چیزی ارزشمند هزینه کردم. خوشبختانه، در این راه، فرصت خوبی برای خریدن یک ماهی نصیبم شد.
یکی با عقل ترسیدن، یکی از عشق ورزیدننهاده حکمت و قدرت برای هریکی کاری
هوش مصنوعی: بعضی افراد با اندیشه و عقل به ترس رو میآورند، و برخی دیگر از روی عشق و محبت، و این دو رویکرد به کسب حکمت و توانایی در کارهای هر کس منجر میشود.
هم مستند در دینی، همه کس غافل از مولیکه اندر شهر و در کوچه نمی بینم هشیاری
هوش مصنوعی: همه در حال شادی و نشئگی هستند، اما کسی به یاد نیست که در این شهر و کوچهها، هشیاری و هوشیاری مولای خود را نمیبیند.
مگو از صوفیان رسم و عادت پیش اهل دلزمرد نیست چون مینا به پیش قاسمی، باری
هوش مصنوعی: به دیگران نگو که صوفیان چگونه رفتار میکنند، چرا که برای دلباختگان، زیبایی و خلوص دل مانند زمردی در برابر میناست و نمیتوان آن را سنجید.