شمارهٔ ۶۳۴
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در رابطه با محبت و وصال الهی میپردازد. شاعر از یار میخواهد که اگر عشق و محبت دارد، به او بپیوندد و در کنار او باشد. او به پیروزی و اتصال به معاد اشاره میکند و میگوید که نباید در بند دنیای مادی گرفتار بود. در عوض، باید از وحدت با معشوق آگاه بود و به عشق و نوشیدن میپردازد. شاعر تأکید میکند که باید از دلبستگیهای مادی فاصله گرفت و حقیقت را درک کرد. همچنین، او به شکرگزاری در هر حالتی که هستیم، دعوت میکند و هشدار میدهد که در این مسیر نباید به شرک آلوده شویم.
زمانی یار شو، گر یار باشیاگر با ما نباشی با که باشی؟
هوش مصنوعی: زمانی با ما همراه شو، اگر که واقعاً دوست ما هستی؛ اگر در کنار ما نباشی، با چه کسی خواهی بود؟
دلم را از تو دوری نیست ممکنکه جان را خواجه ای و خواجه تاشی
هوش مصنوعی: دل من از دوری تو بینزار نیست، شاید جانم آزاد باشد، ولی عشق تو همچنان در دل من زنده است.
چو مردان با معاد خویش رفتندتو سر پوشیده در بند معاشی
هوش مصنوعی: وقتی مردان به فکر دنیای دیگر و انسانیت خود هستند، تو هنوز درگیر مسائل مادی و پوشیده در آن هستی.
خبر از وحدت جانان نداریکه هر دم خاطر نومی خراشی
هوش مصنوعی: تو از وجود نیروی برتر بیخبر هستی، که هر لحظه یاد و خاطرهاش را در دل پوست میکند و میخراشد.
چو جامت میدهد دلدار می نوشکه کفرست اندرین حالت تحاشی
هوش مصنوعی: وقتی محبوبات به تو جام مینوشاند، بنوش، زیرا در این لحظه امتناع کردن نشانهی نافرمانی است.
چو مردان سر خود پوشیده می دارمگو از قصه «لا حق و لا شی »
هوش مصنوعی: عزت و احترام را حفظ کن و درباره مسائل بیاهمیت صحبت نکن.
بهر حالت که هستی، قاسمی، شکرکه تا در راه او مشرک نباشی
هوش مصنوعی: هر چه وضعیتی که داری، در حالتی که هستی شکرگزار باش و مهمتر از همه اینکه در راه او به هیچ چیز غیر او وابسته نباشی.