شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و فراق از یک دوست یا شخصیت مهم است که به سفر روحانی رفته است. شاعر به یاری خداوند پناه میبرد و از این میگوید که دنیا بیوفا است. او از حال دوست مسافر میپرسد و به یاد میآورد که او همواره در دلها زنده است، حتی اگر از جهان مادی رفته باشد. این سفر به معنای نزدیکتر شدن به حقیقت و نور الهی است و عشق به او دلها را پر از شوق و اشک میکند. در کل، شعر ترکیبی از عشق، فراق و امید به همنشینی دوباره است.
یارب، بحق آنکه تویی عالم اسرارکز یار سفر کرده ما کیست خبر دار؟
هوش مصنوعی: خداوندا، به حق آنکه تو خود آگاهی از تمام رازها، بگو که آیا از یار دور شده ما کسی خبر دارد؟
کان ماه مسافر بکجا بود و کجا شد؟کان راهبر راه یقین، سالک اطوار
هوش مصنوعی: به کجا رفت ماه مسافر و حالا کجاست؟ چرا که راهنمایی که به یقین میرسد، در سفر به مراحل مختلفی میپردازد.
گفتیم باصحاب طریقت که: شفا یافتهرکس که خورد شربتی ازطبله عطار
هوش مصنوعی: به دوستان راه و حقیقت گفتیم که هر کسی که از داروهای عطار نوشید، در مشکلاتش بهبود یافته است.
در ماه صفر شاه جهان را خبر آمدکان ماه سفر کرد ازین عالم غدار
هوش مصنوعی: در ماه صفر خبر رسید که شاه جهان از این دنیای فریبنده سفر کرده است.
شهزاده دین بود ولی شاه یقین بودکردند بدین وجه عزیزان همه اقرار
هوش مصنوعی: پسر شاهزاده در زمینه دین و باورها بود، اما پادشاه راسخ و با یقین به ایمان خود استوار بود. به این ترتیب، تمامی عزیزان و نزدیکان به این حقیقت اذعان کردند.
ای ماه مبارک، سفرت دورتر افتاداز فرقت دیدار تو جانها همه افگار
هوش مصنوعی: ای ماه مبارک، دوری تو باعث شده که دیدار تو از همیشه دورتر شود و این دوری، دلها را غمگین کرده است.
شوق تو ترا برد بدرگاه خداوندعشق تو ترا برد بدان مجمع انوار
هوش مصنوعی: علاقه و اشتیاق به تو، تو را به نزد پروردگار عشق میبرد و تو را به جمع نورها میرساند.
آن خواجه نمردست، که آن زنده جاویدناگه سفری کرد ازین دار بدان دار
هوش مصنوعی: آن آقازاده جانش را از دست نداده، بلکه به طور ناگهانی از این دنیا به دنیای دیگری سفر کرده است.
قاسم تز فراق تو روان کرد دمادمسیلاب سرشک مژه از چشم گهربار
هوش مصنوعی: قاسم در هر لحظه به یاد تو اشک میریزد و چشمانش مثل دریا از غم جدایی پر از اشک است.