قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بررسی ویژگیهای دنیا و انسانها میپردازد. شاعر به مخاطب هشدار میدهد که مراقب فریبهای دنیا باشد و از کسانی که به دنبال مقام و ثروت هستند، دوری کند. او بر این نکته تأکید میکند که نباید به ظاهر افراد و وعدههای آنها اعتماد کرد، چرا که اکثر این وعدهها بیاساس و پوچ هستند.
شاعر به مسائلی چون ناامیدی، غفلت از اصل دین و علم، و ضرورت هوشیاری در برابر فریبهای دنیا اشاره میکند. در نهایت، او بر اهمیت شکرگزاری از نعمتها و جهد و تلاش در زندگی تأکید میکند و میگوید که برای رسیدن به حقیقت، باید از دنیا و زرق و برق آن دوری کرد و به ارزشهای معنوی و اخلاقی توجه داشت.
ای گشته جهان و دیده دامش راصد بار خریده مر دلامش را
هوش مصنوعی: ای جهان به گرد خود میچرخد و تو بارها در دامش گرفتار شدهای و دل خود را به او فروختهای.
بر لفظ زمانه هر شبانروزیبسیار شنودهای کلامش را
هوش مصنوعی: در طول روز و شب، سخنان زمانه را شنیدهای و تجربههای زیادی را از آن کسب کردهای.
گفتهاست تو را که «بی مقامم من»تا چند کنی طلب مقامش را؟
هوش مصنوعی: گفته است که من از مقام و مرتبه بیبهرهام، پس تا کی به دنبال مقام او خواهی بود؟
بارنده به دوستان و یاران برنم نیست غم است مر غمامش را
هوش مصنوعی: باران برای دوستان و یاران نیامده است، بلکه غم و اندوهی با خود به همراه دارد.
چون داد نوید رنج و دشواریآراسته باش مر خرامش را
هوش مصنوعی: زمانی که خبر رنج و مشکلات به تو رسید، باید با آرامش و وقار آنها را بپذیری.
بر یخ بنویس چون کند وعدهگفتار محال و قول خامش را
هوش مصنوعی: بر روی یخ بنویس، زیرا وقتی وعدهای بیپایه و قولی بیمحتوا داده میشود، مانند اثری بر یخ خواهد بود که با نخستین نشانهی گرما از بین میرود.
جز کشتن یار خویش و فرزندانکاری مشناس مر حسامش را
هوش مصنوعی: فقط کشتن محبوب و فرزندانش را به عنوان کار خود ندان، حسامش را فراموش نکن.
چون چاشت کند ز خویش و پیوندتتو ساخته باش کار شامش را
هوش مصنوعی: زمانی که برای صبحانه خود کارِ خود را کردهای و ارتباطی با او برقرار کردهای، برای شامش نیز آماده باش.
گر بر تو سلام خوش کند روزیدشنام شمار مر سلامش را
هوش مصنوعی: اگر روزی کسی به تو سلامی خوش بدهد، حتی اگر قبلاً به تو دشنام داده باشد، آن سلام را به حساب بیاور.
کس را به نظام دیدهای حالیکو رخنه نکرد مر نظامش را؟
هوش مصنوعی: آیا کسی را دیدهای که به راستی در زندگیاش دچار اختلال یا اشکالی نشده باشد؟
وز باب و ز مام خویش نرْبودشیا زو نربود باب و مامش را
هوش مصنوعی: او نه از پدر و مادر خود چیزی دارد و نه میتواند پدر و مادرش را از خود دور کند.
پرهیز کن از جهان بیحاصلای خورده جهان و دیده دامش را
هوش مصنوعی: از دنیای بیفایده دوری کن، ای کسی که به دنیا چنگ زدهای و فریب آن را خوردهای.
و آگاه کن، ای برادر، از غدرشدور و نزدیک و خاص و عامش را
هوش مصنوعی: ای برادر، او را آگاه کن از نیرنگ و فریبش، چه دور باشد و چه نزدیک، چه مخصوص باشد و چه عمومی.
آن را که همی ازو طمع داردگو «ساخته باش انتقامش را»
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو انتقام بگیرد، به او بگو که آمادهسازی انتقامش را انجام دهد.
گر بر فلک است بام کاشانهشچون دشت شمار پست بامش را
هوش مصنوعی: اگر بام خانهاش در آسمان است، مانند دشت، پست بودن بامش را در نظر بگیر.
من کز همه حال و کارش آگاهمهرگز طلبم مراد و کامش را؟
هوش مصنوعی: من از تمام حال و وضعیت او باخبرم، اما هرگز خواسته یا آرزوی او را از او طلب نمیکنم.
وین دل که حلالِ او نمیجویدچون خواهد جست مر حرامش را؟
هوش مصنوعی: دل من که نمیخواهد چیزهای حرام را ترک کند، چگونه ممکن است به دنبال چیزهای حلال برود؟
آن را طلب، ای جهان، که جویایستاین بیمزه ناز و عزّ و رامش را
هوش مصنوعی: ای جهان، آن چیزی را که میطلبی، جستجو کن، زیرا این زیباییهای بیمزه و زرق و برق، نیاز به جستجو دارند.
وآشفته بدو سپاری و بوکهشاهنشه ری کنی غلامش را
هوش مصنوعی: به او میسپاری و با خشمی که داری، چون یک پادشاه بر غلامش رفتار میکنی.
وز مشتری و قمر بیارائیمر قبقب زین و اوستامش را
هوش مصنوعی: از سیاره مشتری و ماه، زیباییها و زینتهایی بیاور و بر سرم270 جل که مایه فخر و افتخار من است.
آخر بدهی به ننگ و رسوائیبی شک یک روز لاف و لامش را
هوش مصنوعی: در نهایت، اگر به شرم و رسوایی تن بدهی، بهطور قطع روزی به نداشتن آن افتخار خواهی کرد.
هرچند که شاه نامور باشدنابوده کنی نشان و نامش را
هوش مصنوعی: هرچند که شاه معروف و بزرگی باشد، میتوانی نشانه و نام او را نابود کنی.
وآشفته کنی به دست بیدادیاحوال به نظم و نغز و رامش را
هوش مصنوعی: به وسیلهی بیعدالتی، اوضاع را به هم میزنی و نظم، زیبایی و شادی را تحت تأثیر قرار میدهی.
بشنو پدرانه، ای پسر، پندیآن پند که داد نوح سامش را
هوش مصنوعی: ای پسر، به خوبی گوش کن و از نصیحتی پدرانه بهره ببر، همان نصیحتی که نوح به پسرش داد.
پرهیز کن از کسی که نشناسددنیی و نعیم بیقوامش را
هوش مصنوعی: از کسی که به خوبى دنیا و لذتهای پایدار آن آگاه نیست و آنها را درک نمیکند، دوری کن.
وز دل به چراغ دین و علم حقنتواند برد مر ظلامش را
هوش مصنوعی: از دل نمیتوان تاریکی را به نور دین و علم حقیقت راه داد.
زو دست بشوی و جز به خاموشیپاسخ مده، ای پسر، پیامش را
هوش مصنوعی: ای پسر، از دست او دور شو و جز به سکوت به او پاسخ نده.
بگذارش تا به دین همی خرّددنیای مزور و حطامش را
هوش مصنوعی: به او اجازه بده تا در دین خود به خوبی و با ایمان زندگی کند و از دنیا فریبنده و زودگذر آن فاصله بگیرد.
منگر به مثل جز از ره عبرترخسارهٔ خشکِ چون رخامش را
هوش مصنوعی: به ظاهر و زیبایی دیگران ننگر، بلکه با نگاه عبرتآموز به چهرهٔ بیروح و سرد او مانند سنگ مرمر بنگر.
بل تا بکشد به مکر زی دوزخدیو از پس خویشتن لگامش را
هوش مصنوعی: تا زمانی که او به فریب و نیرنگ نپردازد، دیوی که در جهنم است نمیتواند او را کنترل کند.
بر راه امام خود همی نازداو را مپذیر و هم امامش را
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر امام خود سرکشی کند، به او احترام نگذار و هم امامش را از خود دور کن.
دیوی است حریص و کام او حرصشبشناس به هوش دیو و کامش را
هوش مصنوعی: دیوهایی وجود دارند که بسیار طمعکارند و برای درک طمع آنها، باید به هوش و ویژگیهای آنها توجه کرد.
چون صورت و راه دیو او دیدیبگذار طریقت نغامش را
هوش مصنوعی: وقتی که چهره و رفتار شیطان را دیدی، راه و روش او را رها کن.
وآنگه بگزار شکر ایزد راوین منّت و نعمت تمامش را
هوش مصنوعی: سپس شکرگزار خدا باش و از تمام نعمتها و لطفهای او سپاسگزاری کن.
وامی است بزرگ شکر او بر توبگزار به جهد و جدّ وامش را
هوش مصنوعی: باید قدر نعمتهای بزرگ خداوند را دانست و برای حفظ آنها تلاش کرد و از سختیهای زندگی نگذشت.
شکری بگزار علم و دینش رازان به که شراب یا طعامش را
هوش مصنوعی: از دانایی و دیانت او قدردانی کن، زیرا این بهتر است از نوشیدنی یا غذایی که به او تقدیم میشود.