قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: این متن نوعی شعر فلسفی و عرفانی است که به بررسی ظواهر دنیای مادی و خوابگونه آن میپردازد. شاعر به انسانها هشدار میدهد که زندگی دنیا همچون خواب است و در این آشفته خواب، اگر فرد شاد نباشد، رنج و غم او را پیر و ناتوان میکند. او اشاره میکند که دنیا پر از فریب و سراب است و انسان باید از آن پرهیز کند. همچنین به اهمیت علم و دانش اشاره میشود و تأکید میکند که انسان باید در پی حقیقت و فضیلت باشد و نه در پی لذتهای زودگذر دنیا. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که راه نجات، کسب علم و پند گرفتن از دیگران است تا از جهل و ناآگاهی رهایی یابد.
این جهان خواب است، خواب، ای پور بابشاد چون باشی بدین آشفته خواب؟
هوش مصنوعی: این دنیا به مانند یک خواب است. ای پسر مرد شاد، چگونه میخواهی در چنین خواب آشفتهای زندگی کنی؟
روشنییْ چشم مرا خوش خوش ببردروشنیش، ای روشنائییْ چشم باب
هوش مصنوعی: روشنی چشمانم به لذت و شادی مرا میبرد و ای نور، تو روشنایی چشمان پدرم هستی.
تاب و نور از روی من میبرد ماهتاب و نورش گشت یکسر پیچ و تاب
هوش مصنوعی: نور و درخشندگی من مانند نوری است که از ماه میتابد، اما هنگامی که به من نگاه میکنی، آن نور به طرز عجیبی پیچ و تاب میخورد و به شکل دیگری درمیآید.
پیچ و تابش نور و تاب از من ببردتا بماندم تافته بینور و تاب
هوش مصنوعی: درخشندگی و زیبایی نور مرا به خود مشغول کرده است، به طوری که اگر آن باشد، من فراموش میکنم و اگر نباشد، تنها و بیروح میمانم.
آفتابم شد به مغرب چون بسیبر سرم بگذشت تابان آفتاب
هوش مصنوعی: من همچون خورشیدی هستم که به سمت مغرب میرود، زیرا نور و روشنی خورشید بالاخره بر سرم تابید و گذشت.
جز شکار مردم، ای هشیار پور،نیست چیزی کار این پرّان عقاب
هوش مصنوعی: تنها کاری که این عقاب ماهر انجام میدهد، شکار کردن مردم است، ای هوشیار.
این عقاب از کوه چون سر برزنداز جهان یکسر برون پرّد غراب
هوش مصنوعی: این عقاب وقتی از کوه پرچم بلندی بزند، به طور کامل از دنیا خارج میشود و برمیخیزد.
گرد رنج و غم چو بر مردم رسدزودتر می پیر گردد مرد شاب
هوش مصنوعی: زمانی که مشقت و درد به سراغ انسان میآید، او زودتر از آنچه که انتظار میرود، با آثار پیری و کهولت مواجه میشود.
چون مرا پیری ز روز و شب رسیدنیست روز و شب همانا جز عذاب
هوش مصنوعی: وقتی که پیری به سراغ من آمده، دیگر برایم تفاوتی بین روز و شب وجود ندارد؛ هر دو برایم فقط درد و رنج را به همراه دارند.
هرچه ناز و خوب کردش گشت چرخهم ز گردش زود گردد زشت و خاب
هوش مصنوعی: هرچه زیبایی و ناز و کرشمه به نمایش بگذارد، اما دوران و زمانه به سرعت میگذرد و زیباییها را به زشتی تبدیل میکند و خواب و راحت را از انسان میگیرد.
دل بدین آشفته خواب اندر مبندپیش کو از تو بتابد زو بتاب
هوش مصنوعی: دل را به خواب آشفتهاش در اینجا مشغول نکن، چرا که کسی که از تو دور میشود، خود را از تو جدا میسازد.
زین سراب تشنهکش پرهیز کنتشنگان بسیار کشتهست این سراب
هوش مصنوعی: از این سراب که تشنگی میآفریند دوری کن، زیرا بسیاری از کسانی که به آن دل بستهاند، بر اثر فریبش جان خود را از دست دادهاند.
روی تازهت زی سراب او منهتا نریزد زان سراب از رویت آب
هوش مصنوعی: به چهرهی نو و تازهات توجه کن و نگذار که از سراب و خیالات تو، چیزی بر چهرهات بریزد و زیباییات را تحت تأثیر قرار دهد.
گرش بنکوهی ندارد باک و شرمورش بنوازی نیابی زو ثواب
هوش مصنوعی: اگر از دشت و کوه چیزی نداشته باشد، نگران و شرمنده نیست، اما اگر او را محبت کنی، پاداشی از او نخواهی گرفت.
گرچه بیخیر است گیتی، مرد رازو شود حاصل به دانش خیر ناب
هوش مصنوعی: هرچند که دنیا به خودی خود فایدهای ندارد، اما انسان به وسیله دانش میتواند به خوبیهای واقعی دست یابد.
گرچه خاک و آب، سبز و تازه نیستسبز از آب و خاک شد تازه سداب
هوش مصنوعی: با وجود اینکه خاک و آب تازگی و سرسبزی ندارند، اما گیاهان از همین خاک و آب زنده و شاداب میشوند.
گرچه در گیتی نیابی هیچ فضلمرد از او فاضل شدهاست و زودیاب
هوش مصنوعی: اگرچه در این دنیا نمیتونی هیچ فضیلت خاصی از یک مرد ببینی، اما بدان که او به خاطر فضل خود، از دیگران برتری دارد و به راحتی میتوان به او دست یافت.
این جهان الفنجگاه علم توستسر مزن چون خر در این خانهٔ خراب
هوش مصنوعی: این دنیا محلی برای یادگیری و کسب علم توست، پس مانند الاغ در این خانهی ویران رفتار نکن و بیهوده وقت خود را هدر نده.
کشت ورزت کرد باید بر زمینجنگ ناید با زمینت نه عتاب
هوش مصنوعی: اگر خواهی زراعت کنی، باید به زمین توجه کنی. در اینجا، نباید با آن مبارزه کنی یا دلسرد شوی؛ بلکه باید با آن همکاری و سازگاری داشته باشی.
مردمان چون کودکان بیهشاندوین دبیرستانِ علم است از حساب
هوش مصنوعی: آدمها مانند کودکان بیخبر و ناآگاه هستند و این مکان آموزش و علم به حساب میآید.
شغل کودک در دبیرستانش نیستجز که خواندن یا سؤال و یا جواب
هوش مصنوعی: در مدرسه، وظیفهی کودک تنها خواندن، پرسیدن یا پاسخ دادن است.
چون نپرسی ز اوستاد خویش تو؟چونکه نگشائی برو نیکو خطاب؟
هوش مصنوعی: چرا از معلم خود نمیپرسی؟ چرا به او خوب صحبت نمیکنی و در درکش کمک نمیکنی؟
زین هزاران شمع کهآن آید پدیدتا ببندد روی چرخ از شب نقاب
هوش مصنوعی: از میان هزاران شمعی که روشن شدهاند، نورشان به قدری است که شب را میپوشاند و چرخ زمان را از تاریکی میرهاند.
روی خاک و مویِ گردانچرخ رااین سیهپرده نقاب است و خضاب
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف جهان و زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که آنچه ما در دنیای مادی میبینیم، مانند خاک و موهای خاکی، تنها نقابی است که بر روی واقعیتهای عمیقتری قرار دارد. به عبارتی دیگر، این دنیا و مظاهر آن، مانند پردهای هستند که زیباییها و حقایق پنهان را میپوشانند و ما را از درک عمیقتری از هستی بازمیدارند.
نیک بنگر کاندر این خیمهٔ کبودچون فتاده است، ای پسر، چندین شتاب
هوش مصنوعی: خوب نگاه کن که در این خیمهٔ تاریک چه خبر است، ای پسر، دیگر چرا اینقدر عجله داری؟
گر ز بهر مردم است این، پس چراخاک پر مور است و پر مار و ذباب؟
هوش مصنوعی: اگر هدف از این کار کمک به مردم است، پس چرا زمین پر از مور و مار و مگس است؟
ور همی آباد خواهد خاک راچونکه ز آبادی فزونستش خراب ؟
هوش مصنوعی: اگر خاک زمین بخواهد آباد شود، چرا این همه ویرانی دارد در حالی که آبادی از ویرانی بیشتر است؟
جز بر اسپ علم و بَغْلِ جست و جویخلق نتواند گذشتن زین عقاب
هوش مصنوعی: تنها از روی اسب و درشکه میتوان به جستجوی افراد رفت و از میان این ناامیدی عبور کرد.
این همی گوید «بباید جست ازینتا پدید آید صواب از ناصواب»
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که برای رسیدن به حقیقت و درک درست، باید تلاش کرد و از اشتباهات درس گرفت. جستجو و بررسی عمیق ضروری است تا در نهایت از نادرستها، حقایق روشن شود.
وان همی گوید «چنین بیهودههادور دار از من، هلا پرکن شراب،
هوش مصنوعی: این فرد میگوید: «چنین حرفهای بیفایده را از من دور کن، بگذار شراب را پر کنم.»
کار دنیا را همان داند که کرد،رطل پر کن، رود برکش بر رباب،
هوش مصنوعی: کسی که در کارهای دنیا ماهر باشد، میداند که چه کاری باید انجام دهد. پس به جمعآوری و آمادهسازی بپرداز تا بتوانی از زندگی لذت ببری.
رطل پر کن وصف عشق دعد گویتا چه شد کارش به آخر با رباب»
هوش مصنوعی: مقداری از عشق و احساسات را به کلام درآور و بگو که در نهایت چه بر سر او و نوازندهاش آمده است.
ای پسر، مشغول این دنیاست خلقچون به مردار است مشغولییْ کلاب
هوش مصنوعی: ای پسر، مردم به دنیا غرق در کار و زندگی هستند، مانند سگهایی که به دنبال مردار مشغولند.
گر نه گرگی بر ره گرگان مروگوسپندت را مران سوی ذئاب
هوش مصنوعی: اگر گرگی در مسیر گرگها نیست، پس گوسفندت را به سمت گرگها نران.
دیو جهلت را به پند من ببندپند شاید دیو جهلت را طناب
هوش مصنوعی: بهتر است که با نصایح و راهنماییهای من، نادانی و جهل خود را مهار کنی. شاید این نصیحتها بتواند جهلت را به رنج و زحمت بیندازد و از تو دور کند.
بر فلک باید شدن از راه پندای برادر، چون دعای مستجاب
هوش مصنوعی: باید از طریق نصیحت و اندرز، به بلندمرتبهای دست یافت، همانطور که دعای کسی که دعاهایش مستجاب میشود.