قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: این متن شعری است که با مضامین مختلفی چون عشق، دوری از دنیا، و اهمیت علم و عمل در زندگی سروده شده است. شاعر به یاری میگوید که او فقط در جهان مادی و موقت نیست و دل به حقیقت و علم داده است. او به صفات نیکو و زشت افراد اشاره میکند و به لزوم تلاش و خودسازی تأکید میورزد. همچنین یادآوری میکند که غفلت از نیکوکاری و علم میتواند به عواقب ناخوشایند بینجامد. در انتها، به این نکته میپردازد که اگر انسان به دنبال حقیقت و علم باشد، به ارزش و مقام واقعی دست خواهد یافت.
ای یار سرود و آب انگورنه یار منی به حق والطور
هوش مصنوعی: ای دوست، تو فقط منبع سرور و خوشی نیستی، به راستی که تو همراه من نیستی.
معزول شده است جان ز هرچهداده است بر آنت دهر منشور
هوش مصنوعی: روح از هر چیزی که زمان به تو داده، جدا شده است.
می گوی محال ز آنکه خفتهباشد به محال و هزل معذور
هوش مصنوعی: بگو که امکان ندارد کسی که خواب است را به خاطر غیرممکنی و شوخی سرزنش کرد.
نگشاید نیز چشم و گوشمرنگ قدح و ترنگ تنبور
هوش مصنوعی: چشم و گوشم را به رنگ می و نواهای تنبور نمیگشایم.
پرنده زمان همی خوردمانانگور شدیم و دهر زنبور
هوش مصنوعی: مثل پرندهای هستیم که در گذر زمان به خوشیهایی مانند انگور دست یافتهایم، اما در عین حال، دهر مانند زنبوری است که ما را نیش میزند.
پخته شدم و چو گشت پختهزنبور سزاتر است به انگور
هوش مصنوعی: زمانی که انسان به کمال و پختگی میرسد، مانند زنبور عسل که به هنگام مناسب به خوشههای انگور میرود، عمل و انتخاب درستی انجام میدهد.
تیره است و مناره مینبیندآن چشم که موی دیدی از دور
هوش مصنوعی: آن چشمی که فقط به ظواهر و زیباییها توجه داشته باشد، نمیتواند به عمق معانی و حقیقت چیزها پی ببرد. اگر چشم به دوردستها نبیند و فقط به زیباییهای سطحی موی کسی توجه کند، قادر نیست به روشنی و حقیقت منارهای که در دوردستهاست، برسد.
بسترد نگار دست ایامزین خانهٔ پرنگار معمور
هوش مصنوعی: دست روزگار بر بستر زیباییها، این خانه را پر از نقش و نگار کرده است.
در سور جهان شدم ولیکنبس لاغر بازگشتم از سور
هوش مصنوعی: در دنیای خوشیها و لذتها تجربهای پیدا کردم، اما در پایان بسیار خسته و ناتوان به زندگی عادی خود بازگشتم.
زین سور بسی ز من بتر رفتاسکندر و اردشیر و شاپور
هوش مصنوعی: از این جشن و سرور، اسکندر، اردشیر و شاپور، کمتر از من رفتهاند.
گر تو سوی سور میروی روروزت خوش باد و سعی مشکور
هوش مصنوعی: اگر به سوی جشن و سرور میروی، روز خوشی برایت آرزو میکنم و از تلاشت قدردانی میکنم.
دانی که چگونه گشت خواهی؟اندر پدرت نگه کن، ای پور
هوش مصنوعی: میدانی که چگونه میخواهی بشوی؟ به پدرت نگاه کن، ای پسر.
اندوده رخش زمان به زر آبآلوده سرش به گرد کافور
هوش مصنوعی: زمان بر چهرهاش زردی را پوشانده است و سرش به گرد کافور معطر شده است.
زنهار که با زمان نکوشیکاین بد خو دشمنی است منصور
هوش مصنوعی: مواظب باش که با زمان در نیفتی، زیرا این کار دشمنی بدگهر است.
بیلشکر عقل و دین نگردداز مرد سپاه دهر مقهور
هوش مصنوعی: اگر انسان عقل و دین نداشته باشد، نمیتواند در برابر چالشهای زندگی پیروز شود و از مشکلات زمانه رهایی یابد.
از علم و خرد سپر کن و خودوز فضل و ادب دبوس و ساطور
هوش مصنوعی: علم و دانش را به عنوان سلاحی در دست بگیر و خودت را با فضیلت و ادب مزین کن.
ور زی تو جهان به طاعت آیدزنهار بدان مباش مغرور
هوش مصنوعی: اگر جهان به خاطر تو به اطاعت درآید، مراقب باش که فریب این مسأله را نخوری.
زیرا که به زیر نوش و خزشنیش است نهان و زهر مستور
هوش مصنوعی: زیر ظاهری شیرین و دلپذیر، خطر و آسیب نهفته است و چیزی مخفی که به ظاهر ناید، میتواند بسیار مضر و کشنده باشد.
این ناکس را من آزمودمفعلش همه مکر دیدم و زور
هوش مصنوعی: من این آدم را امتحان کردهام و در کارهایش فقط فریب و قدرتنمایی دیدهام.
جادوست به فعل زشت زنهارغره نشوی به صورت حور
هوش مصنوعی: این جمله به ما هشدار میدهد که نباید فریب زیبایی ظاهری و رفتار زشت بعضی افراد را بخوریم. به عبارت دیگر، اگرچه ممکن است کسی به شکل یا ظاهری زیبا و جذاب باشد، اما این ظاهر نمیتواند نشاندهندهی خوبی یا پاکی باطن او باشد. پس باید آگاهانه و محتاطانه نسبت به رفتار و نیت دیگران قضاوت کنیم.
گیتی به مثل سرای کار استتا روز قیام و نفخت صور
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک مهمانسرا است تا روز قیامت و زمانی که صور دمیده شود.
جز کار کنی به دین ازینجابیرون نشود عزیز و مستور
هوش مصنوعی: برای اینکه از اینجا خارج شوی، باید به کار و تلاش ادامه دهی؛ هیچ چیز دیگری تو را به گنجایش و عزت نخواهد رساند.
گر کار کنی عزیز باشیفردا که دهند مزد مزدور
هوش مصنوعی: اگر امروز زحمت بکشی و تلاش کنی، فردا به خاطر تلاشهایت مورد احترام و عزت خواهی بود، زیرا مزد کارگر را میدهند.
ور دیو ز کار باز داردترنجور بوی و خوار و مدحور
هوش مصنوعی: اگر شیطان تو را از کار باز دارد، تو در رنج و ناراحتی و خفت به سر خواهی برد.
امروز تو میر شهر خویشیکهت پنج رعیت مامور
هوش مصنوعی: امروز تو در جایگاه فرمانروایی هستی که پنج نفر از رعایایت را به خدمت گرفتهای.
بی کار چنین چرا نشینیبا کارکنان شهر پر نور؟
هوش مصنوعی: چرا با افرادی که مشغول کار و فعالیت هستند، بیکار نشستهای در شهری که پر از روشنی و زندگی است؟
هرگز نشود خسیس و کاهلاندر دو جهان بخیره مشهور
هوش مصنوعی: هرگز نباید در دو جهان خسیس و تنبل شد؛ چرا که این ویژگیها باعث میشود که انسان به نکوهش و عیبجویی مشهور گردد.
بنگر که اگر جهان نکردیایزد نشدی به فضل مذکور
هوش مصنوعی: به دقت بنگر که اگر در این دنیا نتوانستی خود را به خدای بزرگ نزدیک کنی، به خاطر لطف و رحمت او نمیتوانی به مقام و منزلت برسید.
دل خانهٔ توست گنج گردانشاز حکمتها به در منثور
هوش مصنوعی: دل مانند خانهای است که پر از گنجینههای حکمت و معرفت است، این گنجها را با آگاهی و خرد در آن جای دادهایم.
ای جاهل مفلس ار بکوشیگنجور شوی ز علم گنجور
هوش مصنوعی: ای نادان بیپول، اگر تلاش کنی، میتوانی از علم و دانش به گنجی بزرگ دست پیدا کنی.
گر حکمت منت در خور آیدگنجور شدی و گشت ماجور
هوش مصنوعی: اگر حکمت و دانایی به تو نمک نداشته باشد، تو مانند گنجی ارزشمند خواهی بود و در زندگی موفق و بهرهمند خواهی شد.
از سر بفگن خمار ازیرانپذیرد پند مغز مخمور
هوش مصنوعی: اگر کسی به حالت مستی و سرخوشی دچار باشد، نصیحت و پندهای دیگران را نمیپذیرد. عقل در حال مستی نمیتواند دریافت خوبی از نصیحتها داشته باشد.