قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸
هوش مصنوعی: این متن شعری از شاعری است که در آن به سپاسگزاری از خداوند میپردازد و از او درخواست میکند که او را از جهل و نادانی رها کند. شاعر پس از ستایش خداوند، به اشاره به پیامبر و اهل بیت او میزند و بیان میکند که نمیخواهد از حقیقت و راه راست منحرف شود. او به تحلیل وضعیت جامعه و وجود دو گروه متضاد در میان مردم میپردازد که یکی در جهل و دیگری در علم و فهم قرار دارند. شاعر به نقد تفکر نادرست و فریبندهای که در میانسالان وجود دارد، میپردازد و سایرین را به عقل و خرد دعوت میکند. او در انتها از خود و دیگران میخواهد که در راه راست و تفکر صحیح باقی بمانند و به خداوند اعتماد کنند. این شعر ترکیبی از سپاس، نقد اجتماعی و فلسفه دینی است.
ای خداوند این کبود خراسصد هزاران تو را ز بنده سپاس
هوش مصنوعی: ای پروردگار، این آبی آسمان که از هزاران رنگ خداوندی توست، من از طرف بندهات از تو سپاسگزاری میکنم.
که به آل رسول خویش مرابرهاندی از این رمهٔ نسناس
هوش مصنوعی: لطفاً مرا از این جمعیت بیخود و ناچیز نجات دهی، به اهل خاندان پیامبرت.
تا متابع بوم رسول تو رانروم بر مراد خویش و قیاس
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بدون پیروی از روش و سنتهای پیامبر تو قدم بردارم و به خواستههای خود برسم.
هم مقصر بوم به روز و به شببه سپاست بر آورم انفاس
هوش مصنوعی: من به خاطر سرزمینم در طول روز و شب، نفسهایی را به احترام آن برمیآورم.
شکر و حمد تو را زبان قلم استبندگان را و روز و شب قرطاس
هوش مصنوعی: ستایش و قدردانی از تو با زبان قلم بیان میشود، و بندگان تو با نوشتن و در طول روز و شب این ارزش را بر روی کاغذ ثبت میکنند.
نامهها پیش تو همی آیدهم ز بیدار دل هم از فرناس
هوش مصنوعی: نامهها به سوی تو میآید، هم از دل بیدار و آگاه و هم از فرناس، که نقطهای از آسمان است.
هیچ کاری از این دو نامه بروننکند کافر و خدایشناس
هوش مصنوعی: هیچ کدام از این دو گروه، یعنی کافر و آن کسی که خدا را میشناسد، نمیتوانند از این دو نامه (پیام یا دستور) نتیجهای بگیرند یا کاری انجام دهند.
آتش دوزخ است ناقد خلقاو شناسد ز سیم پاک نحاس
هوش مصنوعی: آتش جهنم مانند ناقدی است که میتواند افراد را به خوبی شناسایی کند، و از بین چیزهای دنیوی، چیزی را که خالص و ارزشمند است، از چیزهای بیارزش و ناچیز تشخیص دهد.
داد من بیگمان بر آیدمیروز حشر از نبیرهٔ عباس
هوش مصنوعی: در روز قیامت، بدون شک حق من از نسل عباس (علیهالسلام) به من داده خواهد شد.
وز گروهی که با رسول و کتابفتنهگشتند بریکی به قیاس
هوش مصنوعی: از میان کسانی که با پیامبر و کتاب الهی دچار فتنه و انحراف شدند، یکی را به عنوان نمونه و مقایسه در نظر میگیریم.
این ستوران کرده در گردنرسن جهل و سلسلهٔ وسواس
هوش مصنوعی: این افراد، با بند جهل و زنجیر وسواس، به نوعی اسیر شدهاند و تحت تأثیر آن قرار دارند.
من چه کردم اگر بدان جاهلنفرستاد وحی ربالناس؟
هوش مصنوعی: من چه تقصیری دارم اگر به من وحی پروردگار فرستاده نشده است؟
با نبوت چه کار بود او راچون برفت از پس رش و کرباس؟
هوش مصنوعی: با پیامی که میآورد، چه ارزشی برای او باقی ماند وقتی که از پس دنیا و فریب آن رفته است؟
لاجرم امتش به برکت اوکوفتهستند پای خویش به فاس
هوش مصنوعی: بنابراین مردم او به برکت وجودش، با پای خود در دشت و زمینهای هموار حرکت میکنند.
دو مخالف بخواند امت راچو دو صیاد صید را سوی داس
هوش مصنوعی: دو نفر که نظرهای متفاوتی دارند، همچون دو صیاد که به سمت شکار میروند، مردم را به سوی خود جلب میکنند.
بردهگشتند یکسر این ضعفاوان دو صیاد هر یکی نخاس
هوش مصنوعی: ضعفای بیچاره همه در یک جا جمع شدند و آن دو شکارچی هم هرکدام به شیوه خود در حال کمین هستند.
به خراسی کشید هر یکشانکه سزاوارتر ز خر به خراس
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به نوعی به عمل یا سرنوشتی دچار شد که مناسبتر از وضعیت خر نبود.
هر چه کان گفت «لایجوز چنین»آن دگر گفت «عندنا لاباس»
هوش مصنوعی: هر کس میگوید که انجام چنین کاری مجاز نیست، دیگری پاسخ میدهد که در نزد ما ایرادی ندارد.
اینت مسکر حرام کرد چو خوگوانت گفتا بجوش و پر کن طاس
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی آب حیات یا شادابی سرشار میشود، کسی که دلی شاد داشته باشد، باید بگذارد که همهچیز به صورت دلخواه و طبیعی پیش برود و شادی را در خود نگهدارد. در واقع، نباید زیبایی و مراسم خوشبختی را تحت تأثیر ملاحظات و محدودیتهای نامناسب قرار داد.
دو مخالف امام گشتهستندچون سیاه و سپید و خز و پلاس
هوش مصنوعی: دو چیز کاملاً متضاد و مخالف همدیگر در کنار هم قرار گرفتهاند، مانند رنگ سیاه و سفید یا دو نوع پارچه مختلف.
نشد از ما بدین رسن یک تاهر که بشناخت پای خویش از راس
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچکس شامل ما نتوانسته با این طناب به هدفی برسد، مگر آن که خود را بشناسد و از موقعیتاش آگا ه باشد. به عبارتی، تنها کسی میتواند در زندگی پیشرفت کند که خود را بشناسد و بداند چه ظرفیتهایی دارد.
لیکن اندر دل خسان آسانچون به خس مار درخزد خناس
هوش مصنوعی: اما در دل انسانهای نادان، کارها به سادگی انجام میشود، مانند اینکه مار در میان علفها به راحتی حرکت میکند و تشخیص داده نمیشود.
از ره نام همچو یک دگرندسوی بیعقل هرمس و هرماس
هوش مصنوعی: افراد از نظر نام و عنوان ممکن است به یکدیگر شبیه باشند، اما در باطن و درک، تفاوتهای زیادی دارند. برخی همچون هرمس و هرماس که به دلیل عقل و درکشان با یکدیگر تفاوت دارند.
لیکن از راه عقل هشیارانبشناسند فربهی ز اماس
هوش مصنوعی: اما افراد خردمند و هوشیار میتوانند از طریق عقل و اندیشه خود، تفاوت فزونی را درک کنند.
ای خردمند هوش دار که خلقبس به اسداس در زدند اخماس
هوش مصنوعی: ای دردمند، هوشیار باش که مردم به راحتی در مشکلات و سختیها به یکدیگر کمک نمیکنند و به آسانی از کنار هم میگذرند.
سخت بد گشت نقدها مستاندرم از کس مگر به سخت مکاس
هوش مصنوعی: نقدها و پولهای مستان به شدت کاهش یافته و جز در موارد بسیار خاص نمیتوان انتظار داشت که مبلغی به دست آید.
دور باش از مزوری که به مکردام قرطاس دارد و انقاس
هوش مصنوعی: از افرادی که به فریب و حیلهگری در نوشتهها و قراردادها مشغولند، دوری کن.
تیزتر گشت و جهل را بازارسوی جهال صد ره از الماس
هوش مصنوعی: با گذر زمان، نادانی به شدت افزایش یافته و بر تعداد نادانان افزوده شده است، به گونهای که آنها از الماس هم بیشتر در بازار رقابت دارند.
نیست از نوع مردم آنک امروزشخص و انواع داند و اجناس
هوش مصنوعی: امروزه کسی به طور کامل از ویژگیها و انواع آدمها آگاه نیست و نمیتواند به خوبی دستهبندی کنند که افراد چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند.
خرد و جهل کی شوند عدیل؟بز را نیست آشنا رواس
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که عقل و نادانی هرگز نمیتوانند با هم برابر شوند. به عبارت دیگر، عاقل و نادان هرگز همسطح یا همرده نخواهند بود، مانند اینکه بز نمیتواند با یک انسان آشنا شود.
میشتابد چو سیل سوی نشیبخلق سوی نشاط و لهو و لباس
هوش مصنوعی: حرکت مردم به سمت سرگرمی، شادی و خوشگذرانی مانند سرازیر شدن سیل به سمت پایین است.
من همانا که نیستم مردمچون نیم مرد رود و مجلس و کاس
هوش مصنوعی: من در واقع مانند افرادی نیستم که به طور کامل انسان هستند؛ من همچون نیمی از انسانها هستم که به دیگران میپیوندند.
تا اساس تنم به پای بودنروم جز که بر طریق اساس
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجودم بر پایههای استوار است، جز در راستای این اصول حرکت نمیکنم.
پاس دارم ز دیو و لشکر اوبه سپاس خدای بر تن، پاس
هوش مصنوعی: من از شیاطین و نیروهای آنها محافظت میکنم و به خاطر سپاسگزاری از خدا، از خودم دفاع میکنم.
نبوم ناسپاس ازو که ستورسوی فرزانه بهتر از نسپاس
هوش مصنوعی: من ناسپاس نیستم از کسی که به من لطف و محبت کرده است، زیرا سپاسگزاری از یک فرد خردمند و زیرک خیلی بهتر از عدم قدردانی است.