قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی گردش زمان و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر به تناقضات زندگی اشاره میکند و بیان میکند که دنیا نمیتواند بر دوستیها و محبتها پایدار بماند. او اشاره میکند که بسیاری از زیباییها و لذتها در زندگی موقتی هستند و به زودی از میان میروند. همچنین میگوید که آدمها باید بدانند که همه چیز در نهایت به فنا میرسد و نباید به زیباییهای ظاهری دنیا وابسته شوند. در پایان شاعر به این نکته میپردازد که باید به عقل و هدایت الهی اعتماد کرد و از پیروی blind از سرنوشت پرهیز کرد.
گردش این گنبد و مکر و دهاشگرد بر آرد همی از اولیاش
هوش مصنوعی: چرخش این گنبد و فریبها و تلههایش، همواره از بزرگانی که در آن هستند، خبر میدهد.
کینه نجوید مگر از دوستانبرچه نهادی تو الهی بناش؟
هوش مصنوعی: کینه از دوستان نمیخواهی، پس بر چه اساسی این بنا را گذاشتهای، ای خدا؟
گرچه جفا دارد با عاقلانزشت نگویند ز بهر تراش
هوش مصنوعی: هرچند که رفتار بدی با عاقلان دارد، اما آنان در برابر تو زشتی نمیگویند.
هر که مرو را کند این دردمندکرد نداند به جهان کس داوش
هوش مصنوعی: هر کسی که به مرو بیتوجهی کند و به درد و رنج دیگران اهمیت ندهد، نمیداند که در این دنیا هیچ کس را در غم و اندوه از دست نخواهد داد.
سخت دو روی است ندانم همیدشمنش از دوست نه روی از قفاش
هوش مصنوعی: او در مورد این میگوید که در زندگی گاهی تشخیص دادن دشمن از دوست دشوار است، و وجود دو رویی و نفاق را مورد انتقاد قرار میدهد. این مسئله به گونهای است که ممکن است به راحتی نتوان فهمید که چه کسی واقعاً در کنار ماست و چه کسی به ما آسیب میزند.
گر به من از دهر جفائی رسدنیز رسیدهاست بدو خود جفاش
هوش مصنوعی: اگر از دنیا به من ستمی برسد، بدانید که خودم هم به خودم ظلم کردهام.
هر که جفا جوید بر خویشتنچشم که دارد مگر ابله وفاش؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به خود ظلم میکند، آیا نمیبیند که جز یک دیوانه نمیتواند این کار را بکند؟
این همه آرایش باغ بهاربینی وین زیب و جمال و بهاش
هوش مصنوعی: بهار با تمام زیباییها و شکوفههایش را مشاهده میکنی، در حالی که زیبایی و جذابیت آن نیز ناگفته مانده است.
وین که چو گل روی بشوید به شبمشک دمد بر رخ شسته صباش
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و لطافت چهرهای اشاره دارد که در شب همچون گلی تازه و خوشبو شاداب میشود، و با عطری دلنشین و خوشایند بر صورت شسته و پاکش نمایان میشود.
وین که بگرداند هزمان همیبلبل نو نو به شگفتی نواش
هوش مصنوعی: بلبل هر بار با نغمههای تازه و شگفتانگیز خود ما را شگفتزده میکند و به گرداندن این لحظات زیبا پرداخته است.
وین که همی ابر به مشک و گلابهر شب و هر روز بشوید لقاش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که هر روز و هر شب به زیبایی و عطرهایی همچون مشک و گلاب تجلیل میشود و گویی آسمان (ابر) به خاطر او این عطرها را میپاشد. به نوعی، زیبایی و جاذبه آن شخص به قدری است که تمام عالم به او ادای احترام میکند.
وین که همی بر کتف شاخ گلباد بیفشاند رومی قباش
هوش مصنوعی: کسی که در حال حاضر با سر و وضع خوب و زیبایی در میان گلها در حال عبور است، در واقع چنان است که گویی بخشی از زیبایی و لطافت طبیعت در او تجلی یافته است.
وین که چو آهو بخرامد به دشتسنبل تر است و بنفشه چراش
هوش مصنوعی: وقتی که او مانند آهو در دشت گام برمیدارد، زیباتر و دلانگیزتر از سنبل و بنفشه است.
وین که به جوی اندر از عکس گلسرخ عقیق است تو گوئی حصاش
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی یک گل سرخ در آب اشاره دارد که تصویر آن را به صورت عقیق (سنگ قیمتی) نمایش میدهد. احساس میشود که گل در آب به شکل زیبایی نمایان شده و جلوهای دلانگیز دارد.
دیدهٔ نرگس چو شود تیره ابرلولوی شهوار کشد توتیاش
هوش مصنوعی: اگر چشم نرگس مانند ابرهای تیره شود، لولوی شهوت به سوی او میآید.
وین که اگر باد به گل بروزدعنبر پاشد به هوا بر هباش
هوش مصنوعی: اگر باد به گلستان وزیدن بگیرد، عطر خوش او در فضا پخش میشود و همه جا را معطر میکند.
دیر نپاید که کند گشت چرخاین همه را یکسره ناچیز و لاش
هوش مصنوعی: زمان زیادی طول نخواهد کشید که شرایط کنونی تغییر کند و در نهایت همه چیز بیارزش و بیمعنا خواهد شد.
از کتف گلبن سوری به قهرباد خزانی برباید رداش
هوش مصنوعی: از شانههای درخت گل سرخ، به خاطر وزش باد خنک پاییزی، پردهای از گلبرگها کنار میرود.
وآنچه که بنواختش اردیبهشتعرضه کند آذر و دی بر بلاش
هوش مصنوعی: هر چه که به خوشی و زیبایی در فروردین و اردیبهشت ارائه میشود، در زمستان و آذر نیز نمیتوان آن را به همان شکل و با همان محبت مشاهده کرد.
تیره شود صورت پرنور اوکند شود کار روان و رواش
هوش مصنوعی: وقتی چهره درخشان او تیره میشود، کار روان او نیز کمتر میشود و دیگر به خوبی پیش نمیرود.
گرچه چو تیر است کنون پشت شاخباز کند مهر ضعیف و دوتاش
هوش مصنوعی: اگرچه اکنون شبیه تیر راست و محکم است، اما به زودی عشق ضعیف و دوگانهای را نشان خواهد داد.
هرچه کنون هست زمرد مثالباز نداند خرد از کهرباش
هوش مصنوعی: هر آنچه که اکنون وجود دارد، به مانند زمرد است و خرد نمیداند که کهربا چیست.
سیرت این چرخ چنین یافتمبایدمان کرد بر این ره رهاش
هوش مصنوعی: سیرت این دنیا را چنین یافتیم که باید در این مسیر، آزادانه پیش برویم.
نیش زمانه چو بر آشفته شدخوار شود همچو عدو آشناش
هوش مصنوعی: زمانی که سختیهای زندگی شدت میگیرد، فردی که به او نزدیک است و به نوعی دشمن به حساب میآید، نیز از جایگاه خود تنزل مییابد.
قد تو گرچند چو تیر است راستزود کند گشت زمان چون حناش
هوش مصنوعی: قد تو هرچند همچون تیر ایستاده و راست است، اما زمان به سرعت میگذرد و همانند حنایی که رنگ میبازد، زود تغییر میکند.
گر بگمانی تو ز بدهای اوقامت چون نون منت بس گواش
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی او بد کرده، پس مانند نون، منت او را به دوش بکش.
ژرف به من بنگر و بر خوان زمننسخت زرق و حیل و کینههاش
هوش مصنوعی: به عمق وجود من نگاه کن و از من چیزهایی را بخوان که از فریب، نیرنگ و کینهها خالی است.
مرکب من بود زمان پیش ازینکرد ندانست ز من کس جداش
هوش مصنوعی: روزگاری مرکب من در دست من بود، اما اکنون کسی نمیداند که من از آن جدا شدهام.
گشته شب و روز به درگاه منخشندیم آب و مرادم گیاش
هوش مصنوعی: شب و روز در پیش من به حالت خضوع و التماس هستند، مانند آب که نرم است، و خواسته من گیاهان هستند.
جز به هوای دل من تاختنشاد و سرافراز نبودی هواش
هوش مصنوعی: تنها به خاطر خواستههای دل من، هیچگاه هوای خوشی و شادابی را نداشتی.
تا به مرادم زنخش نرم بودپاک صواب است تو گفتی خطاش
هوش مصنوعی: تا زمانی که به هدفم برسم، برایم نرمی و لطافت ضروری است. تو گفتی خطا کرد ولی این درست نیست.
واکنون چون کار به آخر رسیدسوی من آورد عنان عناش
هوش مصنوعی: اکنون که کار به پایان نزدیک شده است، به سمت من آمد و reins (زمام) خود را در دست گرفت.
هرچه به آغازی بوده شودطمع مدار، ای پسر، اندر بقاش
هوش مصنوعی: هر چیزی که به آغاز میرسد، به امید ادامهاش نباش، پسر، در جاودانیش.
گشتن آن چرخ پس، ای هوشمندنیک دلیل است تو را بر فناش
هوش مصنوعی: چرخ زندگی مدام در حال چرخش است و این نشانهای است برای تو، ای خردمند، که به زوال و زنده بودن این دنیا واقف باشی.
زیر یکی فرش وشی گستردباز بدزدد ز یکی بوریاش
هوش مصنوعی: زیر یکی فرش پهن کرده است و باز از زیر یکی دیگر، بوریا را میدزدد.
این جمله به این معناست که بعضی افراد در حالی که ظاهری خوب و آراسته دارند، در واقع به شدت محتاط و دزدک هستند و ممکن است به دیگران آسیب بزنند.
هیچ شنودی که به آل رسولرنج و بلا چند رسید از دهاش؟
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که بداند آل پیامبر چه مقدار رنج و سختی را متحمل شدند؟
دفتر پیش آر، بخوان حال آنکشهره ازو شد به جهان کربلاش
هوش مصنوعی: دفتر را پیش رو بگذار و حال آن را بخوان که به واسطهٔ آن، در جهان نامی از کربلا بر سر زبانها افتاده است.
تشنه کشته شد و نگرفت دستحرمت و فضل و شرف مصطفاش
هوش مصنوعی: تشنه به مرگ خود رسید اما به عظمت و مقام والای پیامبر هیچ بهرهای نبرد.
وان کس کو کشت مر آن شمع راباز فرو خورد همین اژدهاش
هوش مصنوعی: اگر کسی آن شمع را بکشد، این اژدها دوباره او را خواهد بلعید.
غافل کی بود خداوند ازانکرفت در این سبز و بلند آسیاش؟
هوش مصنوعی: خداوند چگونه میتواند از این سبز و بلند دنیا غافل باشد و از آن چشم بپوشد؟
لیکن نشتابد در کارهاشزانکه نه این است سزای جزاش
هوش مصنوعی: اما در کارهایش شتاب نمیکند، زیرا این عمل سزاوار جزای او نیست.
چون به نهایت برسد کار خلقخود برسد باز به هر کس سزاش
هوش مصنوعی: وقتی کار انسانها به پایان برسد، هر کس به آنچه شایستهاش است خواهد رسید.
گرچه دراز است مراین را زمانثابت کردهاست خرد منتهاش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه این مسیر طولانی است، عقل و خرد مدت زمان آن را مشخص کردهاند.
رفته برین است نهاد جهاندیگر نکنند ز بهر مراش
هوش مصنوعی: جهان به خاطر من تغییر نخواهد کرد و به این وضعیت ادامه میدهد.
چون و چرا بیش نداند جز آنکبر نرسد خلق به چون و چراش
هوش مصنوعی: کسی که به عمق موضوعات نمیرسد، نمیتواند جزئیات و چرایی آن را درک کند و فقط تا زمانی میتواند بحث کند که دیگران هم به درک مشابهی از او برسند.
دهر همی گوید ک «ای مردمانرفتنیم من» به زبان شماش
هوش مصنوعی: دنیا همواره به مردم میگوید: "ای انسانها، ما در حال رفتن هستیم" به زبان شما.
طاعت دارید رسولانش راتکیه مدارید چنین بر قضاش
هوش مصنوعی: به اطاعت از پیامبران او بپردازید و در قضا و تقدیر او تکیه نداشته باشید.
عقل عطائی است شما را ازوسخت شریف است و بزرگ این عطاش
هوش مصنوعی: عقل، هدیهای است که به شما داده شده و بسیار ارزشمند و باعظمت است.
آنکه چنین داند دادن عطاهیچ قیاسی نپذیرد سخاش
هوش مصنوعی: کسی که به خوبی میداند بخشیدن بخشی از خود است و هیچگونه مقايسهای برای سخاوت او وجود ندارد.
هرکه رود بر ره خرم بهشتبی شک جز عقل نباشد عصاش
هوش مصنوعی: هر کسی که به سوی خوشبختی و بهشت واقعی حرکت کند، به یقین تنها به عقل و درک خود تکیه دارد و آنرا به عنوان راهنما و عصا با خود دارد.
جز که به نیروی عطای خدایگفت نداند به سزا کس ثناش
هوش مصنوعی: جز با لطف و بخشش خداوند، هیچکس نمیتواند به درستی و سزاوار او را ستایش کند.
معذرت حجت مظلوم رارد مکن یارب و بشنو دعاش
هوش مصنوعی: ای خدا، از تو خواهش میکنم دعای فرد مظلوم را نادیده نگیر و به آن گوش بده.
ای شده مر طبع تو را بنده شعرطبع تو افزوده جمال و بهاش
هوش مصنوعی: ای خالق زیباییها و شعرها، طبع تو به قدری دلنشین و جذاب است که دیگران از آن الهام میگیرند و به آن عشق میورزند. این نشاندهندهی زیبایی و ارزش خاصی است که در آثار تو نهفته است.
شعر شدی گر بشنیدی زشرمشعر تو بر پشت کسائی کساش
هوش مصنوعی: اگر به شعر گوش دهی و از حیا احساس شرم کنی، در نظر دیگران به قدری ارزشمند خواهی بود که مشابه تو پیدا نخواهد شد.