قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹
هوش مصنوعی: این متن شعر مانند در مورد اهمیت نیکوکاری، علم و دین صحبت میکند. شاعر بیان میکند که اگر کارهایی انجام شده و نتیجهای در پی نداشته، نباید غمگین بود، چرا که نه خوب و نه بد از کسی پدید آمده است. همچنین تاکید میکند که دانش و خرد در انسان نهفته و باید در زندگی خود اعمال نیک را در نظر داشته باشیم. او میگوید که دین و علم پایه و اساس حیات هستند و تنها با کردار و گفتار نیک میتوان به مقام و احترام دست یافت. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که تهمت و قضاوت نادرست از سوی نادانان نباید ما را تحت تاثیر قرار دهد، چرا که حقیقت همیشه روشن است.
اگر کار بوده است و رفته قلمچرا خورد باید به بیهوده غم؟
هوش مصنوعی: اگر کاری در گذشته انجام شده و اتفاقی افتاده، پس چرا باید به خاطر آن ناراحت باشی و بیدلیل غمگین شوی؟
وگر ناید از تو نه نیک و نه بدروا نیست بر تو نه مدح و نه ذم
هوش مصنوعی: اگر از تو چیزی نیاید، نه کاری خوب است و نه بد، بنابراین نه میتوان تو را ستایش کرد و نه سرزنش.
عقوبت محال است اگر بتپرستبه فرمان ایزد پرستد صنم
هوش مصنوعی: مجازات امکان ندارد اگر کسی که بت میپرستد، به فرمان خداوند، به پرستش مجسمهای دیگر بپردازد.
ستم گار زی تو خدای است اگربه دست تو او کرد بر من ستم
هوش مصنوعی: اگر ظالمی از سوی تو بر من ظلم کند، باید بدانم که او را همچون خدای خود میدانم.
کتاب و پیمبر چه بایست اگرنشد حکم کرده نه بیش و نه کم؟
هوش مصنوعی: اگر هیچ چیزی نیاز به تغییر یا تفسیر نداشته باشد، پس چه فایدهای به وجود کتاب و پیامبر وجود دارد؟ یعنی اگر همه چیز معلوم و مشخص باشد، نیازی به دستور یا راهنمایی نخواهد بود.
وگر جمله حق است قول خدایبر این راه پس چون گزاری قدم؟
هوش مصنوعی: اگر تمام چیزهایی که گفته میشود بر اساس حقیقت است و اگر کلام خدا در این مسیر وجود دارد، پس چگونه میتوانی قدمی در این راه برداری؟
نگه کن که چون مذهب ناصبیپر از باد و دم است و پر پیچ و خم
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن که چگونه اعتقاد ناصبی پر از متناقضات و پیچیدگیهاست.
مرو از پس این رمهٔ بی شبانز هر هایهائی چو اشتر مرم
هوش مصنوعی: از پی این جمعیت بیسرپرست نرو، زیرا هر صدایی مانند صدای شتر تو را به اشتباه میاندازد.
مخور خام کاتش نه دور است سختبه خاکستر اندر بخیره مدم
هوش مصنوعی: از خوردن مواد ناپخته و نادرست بپرهیز، زیرا خطر آن نزدیک است و ممکن است به عواقب جدی برسی. پس مراقب باش و هوشیارانه عمل کن.
سخن را به میزان دانش بسنجکه گفتار بی علم باد است و دم
هوش مصنوعی: سخن را با توجه به میزان دانش خود بسنجید، زیرا ادعاهای بیپایه و اساس مانند نفس زدن بدون علم هستند.
سخن را به نم کن به دانش که خاکنیامد بهم تا ندادیش نم
هوش مصنوعی: سخن را با دانش و آگاهی بیان کن، زیرا که بدون یادگیری و آگاهی، سخن به خوبی در نمیآید و تاثیری نخواهد داشت.
نهادهٔ خدای است در تو خردچو در نار نور و چو در مشک شم
هوش مصنوعی: خداوند در وجود تو عقل و خردی قرار داده است که مانند نور در آتش و مانند بوی خوش در مشک است.
خرددوست جان سخن گوی توستکه از نیک شاد است و از بد دژم
هوش مصنوعی: عقل و خرد همیشه به نیکی و خوبی اهمیت میدهد و از بدیها و کاستیها ناخشنود است.
تو را جانت نامه است و کردار خطبه جان برمکن جز به نیکی رقم
هوش مصنوعی: تو باید توجه داشته باشی که زندگیات را با کردار و اعمال خودت مینویسی، بنابراین تنها نیکی و رفتار خوب را در این نامه بگنجان.
به نامه درون جمله نیکی نویسکه در دست توست ای برادر قلم
هوش مصنوعی: ای برادر، هر آنچه از خوبیها و نیکیها در دل داری، در کلام خود ثبت کن؛ زیرا این کلام در دستان توست.
به گفتار خوب و به کردار نیکچراغی شو اندر سنان علم
هوش مصنوعی: با کلامی زیبا و رفتار نیکو، به منبعی از روشنایی و علم تبدیل شو.
شبان گشت موسی به کردار نیکچنان چون شنودی بر این خفته رم
هوش مصنوعی: موسی شبان شد و به کارهای نیک پرداخت، همانطور که شنیدیم که او به آن وضعیت خواب آلود دمی نگاه کرد.
به فعل نکو جمله عاجز شدندفرومایه دیوان ز پر مایه جم
هوش مصنوعی: افراد بیمایه و ناتوان از این که کار نیک را انجام دهند، به توانایی و بزرگی جم و شخصیتمعترف شدند.
فسونگر به گفتار نیکو همیبرون آرد از دردمندان سقم
هوش مصنوعی: شخصی که با کلمات زیبا و دلنشین صحبت میکند، میتواند دردی که در دل افراد رنجور وجود دارد را بیرون آورد و تسکین بخشد.
الم چون رسانی به من خیره خیرچو از من نخواهی که یابی الم؟
هوش مصنوعی: اگر به من درد و رنجی برسانی، خوب است، اما اگر چیزی از من نخواهی، چگونه میتوانی آن را به دست آوری؟
اگر آرزوت است کازادگانتو را پیشکاران بوند و خدم
هوش مصنوعی: اگر آرزوی تو این است که فرزندان تو به عنوان خدمتگزار و یاریدهنده در کنار تو باشند، باید تلاش کنی تا به این هدف برسی.
به جز فعل نیکو و گفتار خوبنه بگزار دست و نه بگشای دم
هوش مصنوعی: تنها کار نیک و سخن خوب کافی است و نیازی به عمل و گفتار بیهوده نیست.
به داد و دهش جوی حشمت که مردبدین دو تواند شدن محتشم
هوش مصنوعی: با بخشش و نیکوکاری میتوان به احترام و بزرگی رسید، زیرا تنها از این طریق است که انسان میتواند به مقام ارجمند و معتبر دست یابد.
از آغاز بودش به داد آوریدخدای این جهان را پدید از عدم
هوش مصنوعی: از آغاز، خدایی که این جهان را از هیچ به وجود آورد را به کمک فراخوانید.
اگر داد کردهاست پس تا ابدخدای است و ما بندگان، لاجرم
هوش مصنوعی: اگر چیزی را به کسی بدهد، پس تا همیشه او خدای آن چیز است و ما فقط بندگان او هستیم، بنابراین.
اگر داد و بیداد دارو شوندبود داد تریاک و بیداد سم
هوش مصنوعی: اگر فریادها و دردها به درمان تبدیل شوند، آنگاه داد میتواند مانند تریاک تسکیندهنده باشد، و بیداد بهسان سم خطرناک و مضر خواهد بود.
ندانی همی جستن از داد نفعازیرا حریصی چنین بر ستم
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که چقدر حریصانه به دنبال سود و منفعت هستی و از این رو به ظلم و ستم روی میآوری.
به مردی و نیروی بازو منازکه نازش به علم است و فضل و کرم
هوش مصنوعی: به قدرت و زور بازو نباید تفاخر کرد، زیرا انسانهای بزرگ و با فضیلت، به خاطر علم و دانایی و نیکیهای خود شناخته میشوند.
شنودی که با زور و بازوی پیلرهی بود کاووس را روستم
هوش مصنوعی: شنیدی که کاووس، با قدرت و نیرویی مانند پیل، روستایی را فتح کرد.
به دین جوی حرمت که مرد خردبه دین شد سوی مردمان محترم
هوش مصنوعی: به خاطر دین و احترام به آن، انسانهای با فهم و عقل به سوی انسانهای محترم و معتمد میروند.
به دین کرد فخر آنکه تا روز حشربدو مفتخر شد عرب بر عجم
هوش مصنوعی: به خاطر دین، عرب به خاطر اینکه تا روز قیامت به او افتخار میکند بر عجم فخر میفروشد.
خسیس است و بیقدر بیدین اگرفریدونش خال است و جمشید عم
هوش مصنوعی: اگر کسی خسیس و بیارزش باشد، حتی اگر از نظر نسب به شخصیتی بزرگ مانند فریدون یا جمشید تعلق داشته باشد، باز هم ارزش و اعتبار او کم است.
ز بی دین مکن خیره دانش طمعکه دین شهریار است و دانش حشم
هوش مصنوعی: به دنبال علم و دانش رفتن از فرد بیدین، کار درستی نیست. زیرا دین همانند شهریار است و دانش مانند خدمتگذاران او به شمار میآید.
دهن خشک ماند به گاه نظراگر در دهانش نهی رود زم
هوش مصنوعی: اگر در زمان دیدن کسی به او نگاه کنی و هیچ چیز نتوانی بگویی، مانند کسی میشود که دهانش خشک مانده است. این نشان میدهد که گاهی اوقات در مقابل زیبایی یا جذابیت چیزی، انسان دچار سکوت و کمگویی میشود.
درم پیشت آید چو دین یافتیازیرا که بنده است دین را درم
هوش مصنوعی: زمانی که به تو نزدیک شوم، چون به دین دست یافتی، میتوانی درم (پول) را به عنوان بندهای از دین بشماری.
گر از دین و دانش چرا بایدتسوی معدن دین و دانش بچم
هوش مصنوعی: اگر از دین و دانش متوجه نمیشوی، چرا به سرچشمه و منبع آنها باید بروی؟
سوی ترجمان کتاب خدایامام الانام است و فخر الامم
هوش مصنوعی: به سوی کسی میروم که معانی کلام خدا را برای انسانها تفسیر میکند و او بزرگترین امام و موجب افتخار ملتهاست.
نکرد از بزرگان عالم جز اوکسی علم و ملک سلیمان بهم
هوش مصنوعی: هیچکسی در دنیا به جز او (سلیمان) نتوانسته است علم و پادشاهی را به طور همزمان داشته باشد.
امام تمام جهان بو تمیمکه بیرون شد از دین بدو تار و تم
هوش مصنوعی: امام، جامع و کامل همهی جهان است و زمانی که از دین نادرست خارج شد، نه تنها خود را در تاریکی و گمراهی یافت، بلکه دیگران را نیز به تباهی کشاند.
بر آهخته از بهر دین خدایبه تیغ از سر سرکشان آشتم
هوش مصنوعی: برای دفاع از دینداری و برای خدا، با شمشیر به سرکشان حمله کردم.
مر او را گزید احکم الحاکمینبه حکمت میان خلایق حکم
هوش مصنوعی: او را برگزید تا در میان مردم با حکمت و عدالت قضاوت کند.
نه جز بر زبانش «نعم» را مکاننه جز در عطاهاش کان نعم
هوش مصنوعی: تنها در زبان او کلمه «آری» وجود ندارد، و تنها در بخششهایش، که واقعاً نعمتی بزرگ است.
نه جز قول اومر قضا را مردنه جز ملک او مر حرم را حرم
هوش مصنوعی: هیچکس به جز ارادهی خداوند نتوانسته است تقدیر و سرنوشت را تغییر دهد، و هیچکس جز او نیز نمیتواند حریم و حرمت را حفظ کند.
کف راد او مر نعم را مقرسر تیغ او مستقر نقم
هوش مصنوعی: کفایت و شایستگی او در خدمت به دیگران و ستایش زیباییهای او با آرامش بر سر فراز دنیاست.
مشهر شدهاست از جهان حضرتشچو خورشید و عالم سراسر ظلم
هوش مصنوعی: حضرتش مانند خورشید در جهان درخشیده و سراسر دنیا را پر از نور و روشنایی کرده است، به گونهای که ظلمت و تاریکیها را از بین برده است.
ز دانش مرا گوش دل بود کرز گوشم به علمش برون شد صمم
هوش مصنوعی: از آنجا که دل من به دانش آگاه نیست، نتوانستم بشنوم. از گوشم هم که علم به تدریج خارج شد و خاموش شدم.
دل از علم او شد چو دریا مراچو خوردم ز دریای او یک فخم
هوش مصنوعی: دل من به علم و آگاهی او مانند دریا پرآب و وسیع شد. وقتی که از آن دریا نوشیدم، مرا به حالت انبساط و شگفتی درآورد.
به جان و دلم در ز فرش کنونبهشت برین است و باغ ارم
هوش مصنوعی: به خاطر جان و دل من، اکنون بهشت برین و باغ ارم در زندگیام وجود دارد.
اگر تهمتم کرد نادان چه باکاز آن پس که کور است و گنگ و اصم؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو بیدلیل اتهام زد، نگران نباش، چون او نمیبیند، نمیشنود و درک درستی ندارد.
از آن پاکتر نیست کس در جهانکه هست او سوی متهم متهم
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان نیست که از او پاکتر باشد و به کسی که متهم است، راهی پیدا کند.