قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به معرفی و بیان چالشهای راه دین و پیروی از آن میپردازد و از ضعف و تنهایی خود سخن میگوید. او تأکید میکند که راه دین خطرناک است و برای پیادهسازی آن نیاز به همنوایی و یاری دارد. همچنین به تمایز میان افراد از نظر دانش و خرد اشاره میکند و بر لزوم گفتوگو و گفتگو برای درک یکدیگر تأکید دارد.
شاعر در توصیف انسانها آنها را به دو دسته تقسیم میکند: کسانی که مانند گل هستند و کسانی که مانند خار، و تأکید میکند که در نهایت این گفتگو و علم است که ما را از یکدیگر جدا میکند. در نهایت، او به ارتباط با خدا اشاره میکند و میگوید که اگر چالشها را درک کنیم و با خرد خود به آنها پاسخ دهیم، میتوانیم بر مشکلات غلبه کنیم و به وحدت برسیم.
به راه دین نبی رفت ازان نمییاریمکه راه با خطر و ما ضعیف و بییاریم
هوش مصنوعی: ما در پی راه دین پیامبر حرکت میکنیم، اما نمیتوانیم به دلیل خطراتی که در این مسیر وجود دارد، از آن دور شویم، زیرا ما ضعیف و بدون یاری هستیم.
چو روز دزد ره ما گرفت اگر به سفربجز به شب نرویم، ای پسر، سزاواریم
هوش مصنوعی: وقتی که روز ما را در مسیر دزدی گرفت، اگر بخواهیم به سفر برویم، تنها باید شب سفر کنیم. پس پسرم، ما سزاوار چنین وضعیتی هستیم.
ازین به سان ستاره به روز پنهانیمز چشم خلق و به شب رهبریم و بیداریم
هوش مصنوعی: ما مانند ستارهای هستیم که در روز از چشم مردم پنهانیم، اما در شب روشن و راهنما هستیم.
وگر به شخص ز جاهل نهان شدیم، به علمچو آفتاب سوی عاقلان پدیداریم
هوش مصنوعی: اگر از دست جهالت مخفی مانده باشیم، با علم خود مانند آفتاب برای دانایان روشن خواهیم شد.
به حکمت است و خرد بر فرود مردان راو گرنه ما همه از روی شخص همواریم
هوش مصنوعی: احساس و درک عمیق و عقلانی در رفتار مردان است و اگر این باشد، همه ما به یک سطح و حالت مشابه خواهیم رسید.
یکی ز ما چو گل است و یکی چو خار به طبعاگرچه یکسره جمله به سان گلزاریم
هوش مصنوعی: در میان ما، یک نفر مثل گل است و دیگری مانند خار. هرچند که از نظر طبیعت، همه ما به یکدیگر شباهت داریم و مانند یک باغ گل زیبا هستیم.
سخن به علم بگوئیم تا ز یکدیگرجدا شویم که ما هر دو اهل گفتاریم
هوش مصنوعی: بیایید با دانش و آگاهی سخن بگوییم تا بتوانیم از یکدیگر فاصله بگیریم، زیرا هر کدام از ما در دنیای گفتوگو و تبادل نظر هستیم.
سخن پدید کند کز من و تو مردم کیستکه بیسخن من و تو هردو نقش دیواریم
هوش مصنوعی: سخن باعث میشود که ما از یکدیگر متمایز شویم. آیا هیچ کس بدون سخن گفتن میتواند وجود ما را درک کند؟ در حقیقت، بدون کلمات، ما فقط همچون نقشی روی دیوار هستیم و هیچکس نمیتواند ما را شناسایی کند.
جهان، خدای جهان را مثل چوبستانی استکه ما به جمله بدین بوستان در اشجاریم
هوش مصنوعی: جهان مانند یک باغ بزرگ است که خداوند در آن قرار دارد و ما به مانند درختانی در این باغ هستیم که همه در کنار هم جای گرفتهایم.
بیای تا من و تو هر دو، ای درخت خدا،ز بار خویش یکی چاشنی فرو باریم
هوش مصنوعی: بیایید تا من و تو، ای درخت خدا، از میوههای خودمان کمی برای یکدیگر بیاوریم.
لجاج و مشغله ماغاز تا سخن گوئیمکه ما ز مشغلهٔ تو ز خانه آواریم
هوش مصنوعی: تا زمانی که ما بخواهیم صحبت کنیم، بخاطر مشغلهها و مشکلات تو، در حال ویرانی و بیسرپناهی هستیم.
اگر تو ای بخرد ناصبی مسلمانیتو را که گفت که ما شیعت اهل زناریم؟
هوش مصنوعی: اگر تو انسان دانایی هستی و در عین حال دشمنی با شیعیان، پس چگونه میتوانی با این اعتقاد مسلمان باشی؟
محمد و علی از خلق بهترند چه بودگر از فلان و فلان شان بزرگتر داریم؟
هوش مصنوعی: محمد و علی از دیگران برترند. چرا باید به بزرگی فلان و فلان افراد توجه کنیم؟
خزینهدار خدایندو، سرهای خدایهمی به ما برسانند کاهل اسراریم
هوش مصنوعی: خزانهداران خدا هستند و سرنوشتهای آسمانی را به ما منتقل میکنند، در حالی که ما در درک و کشف حقایق دچار کسالت و تنبلی هستیم.
به غار سنگین در، نه، به غار دین اندررسول را، ز دل پاک صاحب الغاریم
هوش مصنوعی: به غاری که سنگین و تاریک است، نروید. به غار صداقت و ایمان که رسول در آن است، بروید. ما از دل پاک و معنوی صاحب این غار هستیم.
ز علم بهرهٔ ما گندم است و بهر تو کاهگمان مبر که چو تو ماستور و که خواریم
هوش مصنوعی: علم و دانش ما به اندازهٔ گندم است و برای تو فقط کاهی. گمان نکن که ما کمتر از تو هستیم یا در موقف پائینتری قرار داریم.
به خمر دین چو تو خر، مست گشتهای شایدکه خویشتن بکشیم از تو ما که هشیاریم
هوش مصنوعی: شاید به خاطر مینوشی و سرمستیات از حقیقت دور شدهای، و ما که آگاه و هوشیاریم، میخواهیم تو را از این حالت نجات دهیم.
ز بهر تو که همی خویشتن هلاک کنیبه بی هشی، همگان روز و شب به تیماریم
هوش مصنوعی: به خاطر تو که خودت را به هلاکت میافکنی و نمیدانی چه میکنی، ما همواره در روز و شب در نگرانی و مراقبت از تو هستیم.
چو آگهیم که مستی و بیخرد، ما رااگرچه سخت بیازاری از تو نازاریم
هوش مصنوعی: اگر بدانیم که حالت مستی و نادانی به ما آسیب میزند، باز هم از تو ناراحت نمیشویم.
وز آن قبل که تو حکمت شنود نتوانیهمیشه با تو به حکمت دهان به مسماریم
هوش مصنوعی: قبل از آنکه تو بتوانی حکمت را بشنوی، ما همیشه با تو به شیوهای حکمتآمیز سخن خواهیم گفت.
تو را که مار گزیدهاست حیله تریاق استز ما بخواه، گمان چون بری که ما ماریم؟
هوش مصنوعی: اگر کسی را مار گزیده باشد، درمانش از ماست. اما چرا گمان میکنی که ما خود مار هستیم؟
تو گرد چون و چرا گر همی نیاری گشتچرا و چون تو را ما به جان خریداریم
هوش مصنوعی: اگر تو در جستجوی دلیل و منطق هستی و هیچ چیز را به ما نمیگویی، ما با جان و دل آمادهایم تا به خاطر تو بایستیم و از تو حمایت کنیم.
خرد ز بهر چه دادندمان، که ما به خردگهی خدایپرست و گهی گنهکاریم؟
هوش مصنوعی: به ما عقل و خرد دادند تا در زندگیمان هدایت شویم، اما روحیات ما گاهی ما را به سوی پرستش خدا و گاهی به سمت گناهان میکشاند.
«مکن بدی تو و نیکی بکن» چرا فرمودخدای ما را گر ما نه حی و مختاریم؟
هوش مصنوعی: این عبارت به ما میگوید که باید از کارهای بد دوری کنیم و به جای آن، کارهای نیک انجام دهیم. همچنین به این نکته اشاره میکند که اگر ما موجوداتی خودآگاه و مختار هستیم، چرا باید به ما دستور داده شود که چه کاری انجام دهیم. این سوال به نوعی به مفهوم آزادی اراده و مسئولیت فردی در رفتار اشاره دارد.
چرا که گرگ ستمگاره نیست سوی خدایبه فعل خویش گرفتار و ، ما گرفتاریم؟
هوش مصنوعی: چرا که گرگ ستمکار نیست و در برابر خدا به خاطر اعمالش گرفتار شده، اما ما خود در بند گرفتاریم؟
چرا به بانگ و خروش و فغان بی معنیکلنگ نیست سبکسار و ما سبکساریم؟
هوش مصنوعی: چرا باید با صدای بلند و نالهای بیفایده از خودمان نشان دهیم در حالی که خودمان را سبکبار میدانیم؟
چرا بر آهو و نخچیر روزه نیست و نماز؟چرا من و تو بدین کارها گرانباریم؟
هوش مصنوعی: چرا آهو و حیوانات دیگر به عبادت و روزهداری نمیپردازند؟ چرا ما انسانها به این مسائل سنگینی میکنیم؟
چه داد یزدان ما را ز جملگی حیوانمگر خرد که بدان بر ستور سالاریم؟
هوش مصنوعی: خداوند چه چیزی به ما از تمام موجودات زنده عطا کرده است جز عقل؟ و به وسیله همین عقل است که ما بر سایر حیوانات تسلط داریم.
اگر به فضل و خرد بر خران خداوندیمهمان به فضل و خرد بندگان جباریم
هوش مصنوعی: اگر به لطف و دانایی خداوند بر خرانی سواریم، بهتر است که به لطف و دانایی بندگان ستمگر باشیم.
خرد تواند جستن ز کار چون و چراکه بیخرد به مثل ما درخت بیباریم
هوش مصنوعی: عقل میتواند از کارها دلیل و علت را بفهمد، اما کسی که بیعقل است، مانند درختی است که میوه ندارد.
خرد چرا که نجوید که ما به امر خدایچرا که یک مه تا شب به روز ناهاریم؟
هوش مصنوعی: عقل چرا تلاش میکند تا بفهمد که ما به خواست خدا کار میکنیم، چرا که ما از صبح تا شب در حال صرف غذا هستیم؟
به خون ناحق ما را چرا نمیراندخدای، گر سوی او خونی و ستمگاریم؟
هوش مصنوعی: چرا خداوند ما را به خاطر خون ناحق که بر ما ریخته، نمیکشد؟ آیا ما هم به او ظلم میکنیم و بر او خونی میریزیم؟
وگر گناه نخواهد ز ما و ما بکنیمنه بندهایم خداوند را که قهاریم
هوش مصنوعی: اگر گناهی از ما سر نزند و ما هم گناهی مرتکب نشویم، دیگر در حقیقت بنده خداوند قهار نبودهایم.
وگر به خواست وی آید همی گناه از مانهایم عاصی بل نیک و خوب کرداریم
هوش مصنوعی: اگر به خواست او باشد، پس گناهی از ما نیست؛ زیرا ما نیکوکار و خوب رفتار هستیم.
اگر مر این گره سخت را تو بگشائیحقت به جان به دل بندهوار بگزاریم
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی این مشکل بزرگ را حل کنی، ما اعتقاد و ارادت خود را به تو با تمام وجود تقدیم خواهیم کرد.
وگر تو گرد چنین کارها نیاری گشتمگرد، وز بر ما دور شو، که ما یاریم
هوش مصنوعی: اگر تو قادر به انجام چنین کارهایی نیستی، دور شو و با ما همراه نباش، زیرا ما خودمان میتوانیم این کار را انجام دهیم.
وگر بپرسی از این مشکلات مر ما رابه پیش حملهٔ تو پای، سخت بفشاریم
هوش مصنوعی: اگر از ما دربارهٔ این مشکلات بپرسی، ما با پاهایمان بهطور محکم پیش میرویم و به این چالشها پاسخ میدهیم.
به دست خاطر روشن بنای مشکل رابرآوریم به چرخ و به زر بنگاریم
هوش مصنوعی: با ذهنی روشن و شفاف، تلاش میکنیم تا مسائل پیچیده را حل کنیم و با کمک زمان و ثروت، دستاوردهای خود را به تصویر بکشیم.
مبارزان سپاه شریعتیم و قراناز آنکه شیعت حیدر، سوار کراریم
هوش مصنوعی: ما جنگجویان دین و قرآن هستیم و پیروان علی (ع) که همیشه آماده نبرد هستیم.
به نزد مردم بیمار ناخوش است شکرشگفت نیست که ما نزد تو ز کفاریم
هوش مصنوعی: در نزد مردم، بیمار و ناخوش بودن به هیچ وجه خوشایند نیست، بنابراین طبیعی است که ما نسبت به تو رفتار متفاوتی داشته باشیم و در نظر تو به نظر کافر بیاییم.
یکی ز ما و هزار از شما اگر چه شماچو مار و مورچه بسیار و ما نه بسیاریم
هوش مصنوعی: اگرچه شما تعداد زیادی هستید و مثل ماری بزرگ و مورچههایی متعدد به نظر میرسید، اما ما تنها یکی هستیم و در عوض، قدرت و ارزش بیشتری داریم.
سپه نباشد پانصد ستور بر یک مردروا بود که شما را سپاه نشماریم
هوش مصنوعی: اگر یک مرد قدرت و توانایی داشته باشد، داشتن پانصد اسب برای او کم نیست و ما شما را به عنوان سپاه نمیشماریم.