قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره تغییرات فصلی و تأثیر آن بر طبیعت و زندگی انسانهاست. شاعر به توصیف خزان و اثرات آن بر باغ و گلها میپردازد. در این فصل، زیباییها و شادیها به غم و زوال تبدیل میشوند. شاعر با اشاراتی به نمادهایی چون لاله، بلبل، و نار، این تغییرات را نمایش میدهد و به ناگزیری چرخش روزگار اشاره میکند. او به تضاد شادی و غم در زندگی اشاره کرده و روند طبیعی جهان را توصیف میکند که همواره شامل خوشی و اندوه است. در انتها، شاعر به هشدار درباره انسانهای بیوفا و تأثیرات منفی اعمال یاد میکند و بر اهمیت رفتار نیکو تأکید میورزد.
از بهر چه این کبود طارمپر گرد شده است باز و مغتم؟
هوش مصنوعی: چرا این آسمان آبی رنگ اینگونه تیره و غمگین شده است؟
زیرا که درو خزان به زر آببر دشت نبشت سبز مبرم
هوش مصنوعی: زیرا که در آنجا، فصل خزان با طلا به دشت نوشته شده است، که من را سبز مبرم.
گشت آب پر از تم و کدر صافگر گشت هوای صاف پرتم
هوش مصنوعی: وقتی که آب به خاطر آلودگی و کثیفی نامشخص میشود، نشاندهنده شرایط جوی ناپایدار و ناآرام است. اگر آسمان صاف و بیدود باشد، آب هم باید در شرایط خوبی باشد و تمیزی خود را حفظ کند.
ور گشت شمیده گلبن زردداده است به سیب گونه وشم
هوش مصنوعی: اگر گل زرد درخت جوانه زده باشد، به گونه سیب رنگ و شکل خواهد داشت.
ور بلبل را شکسته شد زیربربست غراب بیمزه بم
هوش مصنوعی: اگر بلبل به خاطر بیمزه بودن چغچغههای کلاغ آزار ببیند و دچار شکست شود، به معنای آن است که زیبایی و لطافت در مقابل زشتی و نکوهشها ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
چون باد خزان بتاخت بر باغزو ریخته گشت لاله را دم
هوش مصنوعی: وقتی باد پاییزی به باغ وزید، گلهای لاله به زمین افتادند.
وز درد چو گشت زرد و پر گردرخسار ترنج و سیب از این غم
هوش مصنوعی: از درد و اندوه، چهرهاش زرد و پژمرده شده است، مانند میوهی ترنج و سیب که از غم و درد رنج میبرند.
پوشیده لباس خز ادکنبر ماتم لاله چرخ اعظم
هوش مصنوعی: با لباس ابریشمی خود، بر سر سوگ لالههای عرش بزرگ بگذار.
آن نار نگر چو حلق سهرابوان آب بنگر چو تیغ رستم
هوش مصنوعی: به آن نار نگاه کن که به گردن سهراب میماند و به آن آب نگاه کن که شبیه تیغ رستم است.
بربود خزان ز باغ رونقبستد ز جهان جمال بستم
هوش مصنوعی: خزان زیبایی را از باغ نابود کرد و جمال و زیبایی را از دنیا گرفت.
وز جهل و جنون خویش بنهادبر تارک نرگس افسر جم
هوش مصنوعی: به خاطر نادانی و دیوانگی خود، تاجی بر سر نرگس گذاشته است.
این بود همیشه رسم گیتیشادیش غم است و شکرش سم
هوش مصنوعی: این همیشه رسم زندگی است که شادی همراه با غم است و پیامدهای آن نیز دو وجهی میباشد.
گه خرم زید و، عمرو غمگینگه غمگین زید و، عمرو خرم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات شخصی شاد و خوشحال است و زمان دیگری همان شخص غمگین و ناراحت است.
چونانکه از این چهار خواهرکاین نظم ازان گرفت عالم
هوش مصنوعی: شاید منظور این باشد که مانند این چهار خواهر که از یک نظم خاص برخوردارند، جهانی هم که ما در آن هستیم از همان نظم بهرهمند شده است. به بیان دیگر، همه چیز در این عالم تحت تأثیر یک نظام و قاعده مشخص قرار دارد.
دو نرم و بلند و بیقرارنددو پست و خموش و سخت و محکم
هوش مصنوعی: دو چیز در کنار هم وجود دارند: یکی آرام و بالا، و دیگری پایین و بیصدا، ولی محکم و ساکت.
وز خلق یکی به سان میش استپر خیر و یکی به شر ضیغم
هوش مصنوعی: از میان مردم، یکی مانند میشی است که نیکوکار است و دیگری مانند شیری است که بدکار است.
این در خور عذر و خواندن حمدوان از در غدر و راندن ذم
هوش مصنوعی: این افراد برای معذرتخواهی و بیان شکر و ستایش مناسب هستند، و آنها که به نیرنگ و فریب میپردازند، مستحق تقبیح و سرزنش هستند.
وز قول یکی چو نیش تیز استدر جان و، یکی چو نرم مرهم
هوش مصنوعی: یکی از انسانها میتواند با گفتاری تند و آزاردهنده به دل دیگران آسیب برساند، در حالی که دیگری با کلامی ملایم و آرامشبخش میتواند زخمها را التیام بخشد.
این ناخوش و خوار همچو خون استوان خوش و عزیز همچو زمزم
هوش مصنوعی: این فرد بیارزش و حقیر مانند خون بیفایده است، در حالی که آن فرد محترم و عزیز مانند آب زمزم با ارزش و گواراست.
بسیار مگوی هرچه یابیبا خار مدار گل رمارم
هوش مصنوعی: بسیار سخن نگو و هر چیزی را که پیدا کردی، با چیزهای بیارزش مقایسه نکن.
ناگفته سخن خیوی مرد استخوش نیست خیو مگر که در فم
هوش مصنوعی: سخن گفتن در مورد زیبایی و ویژگیهای خوی باید با دقت و احتیاط باشد، زیرا اگر نادرست یا غیرمنصفانه بیان شود، ممکن است نتیجهی خوشایندی نداشته باشد. تنها در زمانی که این حرفها به درستی و با احساس بیان شود، میتواند تاثیرگذار باشد.
بگسل طمع از وفای جاهلهرچند که بینیش مقدم
هوش مصنوعی: از انتظار و امید به وفای کسی که نادان است پرهیز کن، هرچند که به تو توجه و علاقه نشان میدهد.
زیرا که اگر چو ابر بر شداز دود سیه نیایدت نم
هوش مصنوعی: زیرا اگر همانند ابرها از غبار تیرهای پاک شوی، دیگر تماشا نتوانی کرد.
مردم مشمار بیوفا راهرچند نسب برد به آدم
هوش مصنوعی: به دیگران وفاداری را مشاور نکن، حتی اگر نسل آنها به آدم نیز برسد.
زیرا که زشاخ رست خرمابا خار و نیامدند چون هم
هوش مصنوعی: چرا که از درخت خرما، خار و نی روییده نمیشود.
خواراست ز فعل زشت خودخارخرما زخوشی چو دست مکرم
هوش مصنوعی: انسانی که به کارهای زشت و ناشایست خود ادامه دهد، در واقع خود را به بیعرضگی و خوارگی میکشاند. حتی اگر به خوشی یا لذتهای دنیوی دست یابد، این لذتها نمیتوانند به او اعتبار و ارجمندی ببخشند.
کس همچو مسیح نیست هر چندمادرش بود به نام مریم
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند مسیح نیست، هرچند مادرش، مریم، به او نسبت داده شده است.
واندر شرف رسول کی بودهمسایه و یار او چون بن عم
هوش مصنوعی: در زمانی که رسول (پیشوای بزرگ) در اوج مقام و منزلت خود بود، همسایه و یار او چه کسی میتواند باشد جز پسر عمش؟
از غدر حذر کن و میازارکس را پنهان چو مار ارقم
هوش مصنوعی: از بدی دوری کن و کسی را ناراحت نکن، مانند مار که در خفا میزند.
کردار مدار خار و سوزنگفتار حریر و خز و ملحم
هوش مصنوعی: عمل و کردار انسان مانند خار و سوزن میتواند زخمزننده باشد، اما گفتار او میتواند لطیف و نرم مانند حریر، یا فاخر مانند خز و ملحم باشد.
وز عقل ببین به فعل پیداشاندر دل دهر راز مبهم
هوش مصنوعی: نگاهی به کارهای او بینداز و در دل زمان، رازهای نامعلوم را کشف کن.
زیرا که جهان از آزمایشبس نادره ناطقی است ابکم
هوش مصنوعی: زیرا که این دنیا پر است از آزمایشها و امتحانات، در نتیجه انسانهای زیادی هستند که در این شرایط صدا و نظر خود را بیان نمیکنند و خاموش هستند.
از جنبش بیقرار یک حالافتاده بر این بلند پشکم
هوش مصنوعی: به خاطر حرکات بیتاب و ناآرام من، وضعیتی بر این بلندی و در این مکان دچار شدم.
وین تاختن شب از پس روزچون از پس نقره خنگ ادهم
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف عبور شب از روز میپردازد و شب را به مانند یک اسب تندرو میداند که پس از روز میآید، مشابه نقرهای زیبا که از پشت پسزمینهای تاریک و بیروح مانند رنگ سیاه بیرون میآید. به طور کلی، تصویر زیبایی از تغییر روز به شب و تضاد بین روشنایی و تاریکی را به ذهن میآورد.
آواز همی دهد خرد راکاین کار هنوز نیست مبرم
هوش مصنوعی: خرد به من میگوید که این کار هنوز ضروری و فوری نیست.
رازی است که میبگفت خواهدبا تیره بساط سبز طارم
هوش مصنوعی: یک راز وجود دارد که به زودی با ظاهری تاریک و نامشخص به سراغ ما خواهد آمد، اما در پس آن، نشانههای روشنی از شادابی و سرسبزی وجود دارد.
کان راز کند رمیده آخرگرگان رمیده را از این رم
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که در نهایت، راز و رمزهای نهفته و پنهان در حقایق وجود، مثل گرگانی که سعی دارند پنهان بمانند، ممکن است آشکار شود. به نوعی از این متن میتوان فهمید که ممکن است اطلاعات و دانش پنهان، در نهایت از طریق تلاش و کاوش به دست آید.
وان راز کند زمین اعدااز خون دل و دو دیدهشان یم
هوش مصنوعی: این راز را زمین برای دشمنان فاش میکند، از خون دل و اشکهایشان.
وان راز برد به جان شیطاناز جان رسول حق ماتم
هوش مصنوعی: این راز را به جان شیطان در دل جان رسول خدا به روز عزاداری بردند.
ای فرد و محیط هر دو عالمآن نور لطیف، این مجسم
هوش مصنوعی: ای تو که در هر دو جهان، هم فردی خاص و هم محیطی زیبا هستی، آن نور نازک و درخشان، تو شکل و جلوه یافتهای.
بر قهر عدوی خود برون آرمر حجت خویش را از این خم
هوش مصنوعی: بر دشمن خود پیروز شو و دلیل و برهان خود را از این گرداب به بیرون بیاور.