قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸
هوش مصنوعی: شعر توصیف حالتی از شب و روز است که شاعر به تفکر و احساسات خود در آن میپردازد. او از آمدن سپاه شاه زنگ سخن میگوید و شب را به تصویر میکشد که در آن زیبایی و نور و تاریکی وجود دارد. شاعر به عروسی و گیسوی زیبا اشاره میکند و نامی از پیام الهی میآورد که جز افراد با خرد نمیشنوند. او همچنین به موضوع نفاق و دین اشاره میکند و خواهان حق و عدل الهی است. در نهایت، شاعر از جهل و بیپروایی در جامعه انتقاد میکند و بر اهمیت دانش و خرد تأکید دارد، درحالیکه بر این باور است که تنها با علم و تفکر میتوان به حقیقت دست یافت.
دوش تا هنگام صبح از وقت شامبرکف دستم ز فکرت بود جام
هوش مصنوعی: دیشب تا صبح، به دلیل نگرانی و تفکر، لیوانی که در دست داشتم، پر از غم و اندیشه بود.
آمد از مشرق سپاه شاه زنگچون شه رومی فروشد سوی شام
هوش مصنوعی: سپاه شاه زنگ از سمت مشرق به سمت شام پیش میآید، درست مثل این که یک پادشاه رومی به سمت آنجا حرکت میکند.
همچو دو فرزند نوحاند ای عجبروز همچون سام و تیره شب چو حام
هوش مصنوعی: این روزها شبیه دو فرزند نوح هستند، یکی همچون سام که روشن و روشنایی بخش است و دیگری همچون حام که تاریک و ناپسند.
شب هزاران در در گیسو کشیدسرخ و زرد و بینظام و با نظام
هوش مصنوعی: در شب، هزاران رنگ مختلف از گیسوان معشوق رها شد، که هم به صورت بینظم و هم به شکل منظم جلوه میکند.
کس عروسی در جهان هرگز ندیدگیسوش پرنور و رویش پر ظلام
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا هرگز عروسی را ندیده که موهایش درخشان و چهرهاش تاریک باشد.
جز که بدکردار کس بیدار نهکس چنین حالی ندید ای وای مام
هوش مصنوعی: تنها بدکرداران هستند که چنین وضعیتی را تجربه کردهاند، وای بر ما که هیچ کس غیر از آنها چنین حالتی را ندیده است.
روی این انوار عالم سوی مابر مثال چشمهای بیمنام
هوش مصنوعی: بر این نورهای جهان، ما به مانند چشمهایی که بینام و نشان هستند، نگاه میکنیم.
گفتیی هر یک رسول است از خدایسوی ما و نورهاشان چون پیام
هوش مصنوعی: گفتی هر کدام از آنها فرستادهای از سوی خدا به سمت ما هستند و نورشان مانند پیام است.
این زبانهای خدایاند، ای پسربودنیها زین زبانها چون کلام
هوش مصنوعی: این زبانها نعمتهای الهی هستند، ای فرزند موجودات، مانند کلام از این زبانها بهرهمند شو.
نشنود گفتارهاشان جز کسیکهش خرد بگشاد گوش دل تمام
هوش مصنوعی: تنها کسی که دلش با خرد و آگاهی باز است، میتواند سخنان آنها را بشنود.
قول بیآواز را چون بشنوی؟چون ندیدی رفتن بیپای و گام
هوش مصنوعی: وقتی که حرفی بیهیچ نشانه و صدایی میزنی، چگونه میتوانی آن را بشنوی؟ مگر اینکه رفتن بدون پای و قدم را ندیده باشی.
گر همی عاصی نگوید عاصیمبر زبان، فعلش همی گوید مدام
هوش مصنوعی: اگر کسی خطاکار است، نیازی به گفتن این که من خطاکارم نیست، رفتار و اعمال او به وضوح این را نشان میدهد.
بر کف جاهل همی گوید نبیددر بر فاسق همی گوید غلام
هوش مصنوعی: برخی افراد بیخبر و نادان به راحتی میتوانند صحبتهای بیمحتوا در مورد مسائلی همچون مشروبات الکلی کنند، در حالی که در مقابل دیگران، افراد معصیتکار و فاسق، تحقیر و توهین میکنند و از آنها به عنوان خدمتکار یاد میکنند.
قول چون خرما و همچون خار فعلاین نه دین است این نفاق است، ای کرام
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که سخنان خوب و شیرین مثل خرما ظاهر میشوند، ولی عملهای نادرست و دور از حقیقت مانند خاری در راه هستند. این نشاندهندهی نفاق است و واقعی نیست، بنابراین باید دقت کرد که فقط به ظاهرکارها و حرفها توجه نکنیم.
من که نپسندم همی افعال زشتجز به یمگان کرد چون یارم مقام؟
هوش مصنوعی: من هرگز کارهای ناپسند را نمیپسندم، جز اینکه برای یمگان (معبری یا شخص خاصی) به خاطر یارم که در مقام و منزلت بالایی قرار دارد، چنین رفتارهایی را انجام دهم.
گر به دین مشغول گشتم لاجرمرافضی گشتم و گمراه نام
هوش مصنوعی: اگر مشغول دین شدم، در نتیجه به مذهب رافضی میپیوندم و به گمراهی میافتم.
دست من گیر ای اله العالمینزین پر آفت جای و چاه تار پام
هوش مصنوعی: ای خدای جهانیان، دست مرا بگیر و از این مکان پر از خطر و گرفتاری نجاتم بده.
داور عدلی میان خلق خویشبینیازی از کجا و از کدام
هوش مصنوعی: داور عادل در میان مردم خود، از کجا و چگونه به بینیازی رسیده است؟
آنکه باطل گوید از ما برفگنروز محشر بر سرش ز اتش لگام
هوش مصنوعی: کسی که در دنیا به دروغ و ناحق سخن میگوید، در روز قیامت با آتش عذاب خواهد شد.
در تعجب مانده بودم زین قبلتا بگاه صبح بام از گاه شام
هوش مصنوعی: من تا صبح بام حیران بودم که چگونه از غروب تا این لحظه، زمان گذشته است.
چون سپیدهدم به حکمت برکشیداز نیام نیلگون زرین حسام
هوش مصنوعی: زمانی که سپیدهدم فرا میرسد، به گونهای حکمت و دانش از دل طبیعت نمایان میشود و مانند شمشیری زرین و زیبا درخشندگی خود را به نمایش میگذارد.
چون ضمیر عاقلان شد روی خاکوز جهان برخاست آن چون قیر دام
هوش مصنوعی: زمانی که درک و آگاهی انسانها در برابر سطح زمین قرار میگیرد و از جهان مادی جدا میشود، به گونهای که همچون قیر سنگین و چسبناک احساس میشود.
همچنین گفتم که روزی برکشدفاطمی شمشیر حق را از نیام
هوش مصنوعی: من گفتم که روزی فاطمه (س) شمشیر حق را از نیام خواهد کشید و حق را احیا خواهد کرد.
دین جد خویش را تازه کندآن امام ابنالامام ابنالامام
هوش مصنوعی: به یاری خداوند، آن امام که نوه امام است، دین نیاکانش را نو و زنده میکند.
بار شاخ عدل یزدان بوتمیمآن به حلم و علم و حکم و عدل تام
هوش مصنوعی: من به مانند درختی هستم که بار سنگینی از انصاف الهی را به دوش میکشم و این بار را با ویژگیهای حلم، دانش، قضاوت عادلانه و انصاف کامل به دوش میزنم.
جز به راه نردبان علم اونیستت راهی بر این پرنور بام
هوش مصنوعی: تنها با پیروی از علم و دانش او میتوانی به این بام پر نور برسى، و راه دیگری وجود ندارد.
بیبیانش عقل نپذیرد گزافزانکه جز به آتش نشاید خورد خام
هوش مصنوعی: بدون توضیح و بیان مناسب، عقل نمیتواند آن را بپذیرد، چرا که هیچ چیزی جز آتش نمیتواند خامی را ببلعد.
خلق را اندر بیان دین حقاو گزارد از پدر وز جد پیام
هوش مصنوعی: خلق را در بیان دین حق خود به ارث گذاشت، همانطور که از پدر و جدش میراث برده است.
جوهر محض الهی نفس اوستزین جهان یکسر بر آن جوهر ورام
هوش مصنوعی: نفس او خالصترین گوهر الهی است و از این جهان یکسره به آن جوهر نزدیکتر است.
سر برآر این دام گنبد را ببین،ای برادر، گرد گردان بر دوام
هوش مصنوعی: برادر، برآور سر خود را و گنبد آسمان را تماشا کن، میبینی که این دوری که میچرخد، همواره ثابت و پایدار است.
وین زمان را بین که چون همچون نهنگبر هلاک خلق بگشاده است کام
هوش مصنوعی: این زمان را تماشا کن که مانند نهنگی، هلاکت و نابودی مردم را به نمایش گذاشته است.
وین سپاه بیکران در یکدگراوفتاده چون سگان اندر عظام
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن یک گروه بزرگ و بینظمی اشاره دارد که مانند سگان بر روی یکدیگر افتادهاند و در حال درگیری هستند. این تصویر به نوعی نشاندهندهی هرج و مرج و بینظمی در میان آنهاست.
نه ببیند نه بجوید چون ستورچشم دلشان جز لباس و جز طعام
هوش مصنوعی: انسانها مانند حیوانات، حتی وقتی چیزی را نمیبینند یا به دنبالش نمیگردند، فقط در پی پوشاک و غذا هستند و توجهی به جزئیات دیگر زندگی ندارند.
جهل و بیباکی شده فاش و حلالدانش و آزادگی گشته حرام
هوش مصنوعی: ناآگاهی و بیپروایی به وضوح آشکار شدهاند و حالا علم و آزادگی به عنوان چیزهایی ممنوع و غیرقابل قبول شدهاند.
باشگونه کرده عالم پوستینزاد مردان بندگان را گشته رام
هوش مصنوعی: دنیا به مانند پوستینی شده است که انسانها در آن به دنیا میآیند و مانند بندگان، در برابر شرایط و سختیهای آن تسلیم میشوند.
گرت خوش آمد طریق این گروهپس به بیشرمی بنه رخ چون رخام
هوش مصنوعی: اگر به این جمع علاقهمندی، پس بیپروا چهرهات را مانند سنگ صیقلخورده نشان بده.
بر در شوخی بنه شرم و خردوانگهی گستاخوار اندر خرام
هوش مصنوعی: در برابر عشق و سرگرمی، از شرم و عقل فاصله بگیر و بعد با جسارت و اعتماد به نفس حرکت کن.
چون برآهختی زتن شرم، ای پسر،یافتی دیبا و اسپ و اوستام
هوش مصنوعی: وقتی که از بدن خود شرم و حیا را کنار گذاشتی، ای پسر، به زیبایی و شکوه و عزت رسیدی.
دهر گردن کی به دست تو دهدچون تو او را چاکری کردی مدام؟
هوش مصنوعی: دنیا چگونه به تو تسلیم میشود وقتی که تو همیشه در حال خدمت به آن هستی؟
ور سلامت را نمیداد او علیکپیشت آید بیتکلف بهسلام؟
هوش مصنوعی: اگر او به تو سلامتی نمیدهد، چرا بیتکلف و بدون هیچ رسمی به تو سلام کند؟
ور بریدستی چو من زیشان طمعهمچو من بنشین و بگسل زین لئام
هوش مصنوعی: اگر تو مانند من از این افراد دوری کنی و به آرزوهای بیهوده آنها امید نداشته باشی، بنشین و از این عادتهای ناپسند و خبیث رها شو.
در تنوری خفته با عقل شریفبه که با جاهل خسیس اندر خیام
هوش مصنوعی: خوابیدن در یک تنور با فکر و عقل برتر بهتر از این است که در کنار آدمی جاهل و حقیر در میخانه باشید.
پند حجت را به دانش دار بندتا تو را روشن شود ایام و نام
هوش مصنوعی: حرف و نصیحت را با دانش خود درآمیز تا بتوانی به روشنی ایام و نام خود را درک کنی.