قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: شاعر در این سروده به بیان اهمیت دین و خرد در زندگی انسان میپردازد و او را از وابستگی به دنیا و تن برحذر میدارد. او میگوید که دنیا گذرا و فریبنده است و بر انسان ستم میکند. انسان باید به جستجوی حقیقت و دین بپردازد و از لذات زودگذر دنیا چشمپوشی کند. دین را همچون عنبری خوشبو معرفی میکند که بویی دلنشین دارد و انسان را از درد و رنج آزاد میکند. در عوض، زندگی بدون دین و خرد، انسان را گرفتار میکند و تنها به درد و ناامیدی میانجامد. شاعر به خواننده هشدار میدهد که از بدن و لذتهای زودگذر دوری کند و به جای آن به علم و حکمت اهمیت بدهد تا به آرامش و شادی واقعی دست یابد. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که درک واقعی از زندگی در گروی دانایی و پیروی از اصول دین است.
بر جستن مراد دل ای مسکینچوگانت گشت پشت و رخان پرچین
هوش مصنوعی: ای بیچاره، به آرزوی دل برآی و تلاش کن، چرا که اکنون زمان آن است که به جلو بروی و از چالشها عبور کنی. چهرهات همچنان زیبا و دلنشین است و نباید ناامید شوی.
بسیار تاختی به مراد، اکنونزین مرکب مراد فرو نه زین
هوش مصنوعی: خیلی سریع به خواستهات رسیدی، حالا از این مرکب خوشبختی پیاده شو و دور شو.
تا کی کشی به ناز و گشی دامندامن یکی زناز و گشی برچین
هوش مصنوعی: این بیت به بیان کلافگی و ناامیدی از رفتار فردی اشاره دارد که با ناز و فریبندگی خود، دیگران را به زحمت میاندازد. گویا فرد از عدم تصمیمگیری یا پایبندی به روابط خسته شده و به دنبال کم کردن این بازیها و سروسامان دادن به وضعیت است.
یاد آمد آنچه منت بگفتم دیکاین دهر کین کشد ز تو نادان، کین
هوش مصنوعی: به خاطر میآورم که دیروز دربارهی چیزی صحبت کردم که این دنیا نسبت به تو بیرحم و ناآگاه است.
از صحبت زمانهٔ بیحاصلحاصل کنون بیار، چه داری؟ هین
هوش مصنوعی: از گفتگو دربارهٔ روزگار بیفایده چیزی به دست نیاوردهای، حالا چه در چنته داری؟ بیا و بگو!
دنیا و دین شدند ز تو زیرادنیا نیافتی و نجستی دین
هوش مصنوعی: دنیا و دین به خاطر تو شکل گرفتند، زیرا نه دنیا را به دست آوردی و نه دین را از آن خالص کردیو.
زیبا به دین شدهاست چنین دنیاآن را بجوی اگرت بباید این
هوش مصنوعی: دنیا به زیباترین شکل خود درآمده است، اگر به دنبال چیزی هستی، باید آن را در همین دنیا جستجو کنی.
دین بوی عنبر است و جهان عنبربیبوی خوش چه عنبر و چه سرگین
هوش مصنوعی: دین مانند عطر خوشبوست و اگر در دنیای ما این عطر خوش وجود نداشته باشد، چه تفاوتی بین عطر و چیزهایی که بوی ناخوشایند دارند وجود دارد؟
دنیا عروسوار بیارایدپیشت چو یافت از تو به دین کابین
هوش مصنوعی: دنیا به زیبایی و زینت خود را برای تو آماده میکند، همانطور که تو به دین و ارتباط خود با او اهمیت میدهی.
از خر به دین شدهاست جدا مردمشین را سه نقطه کرد جدا از سین
هوش مصنوعی: مردم خراسان از دین و مذهب جدا شدهاند، بهطوریکه حرف "ش" را از "س" جدا کردهاند و دیگر نتوانستهاند به هم پیوند بخورند.
سرخ است قند چون رخپین لیکنشیرینیش جدا کند از رخپین
هوش مصنوعی: قند مانند صورت زیبا و سرخ است، اما شیرینیاش او را از زیباییاش متمایز میکند.
دین است جان جان تو، تا جان راجان نوی ز دین ندهی منشین
هوش مصنوعی: مذهب و دین اساس حیات توست. تا زمانی که از دین حمایت نکنی و آن را در خود زنده نگاه نداری، نمیتوانی به زندگی معناداری دست یابی.
پرچین شود ز درد رخ بیدینچون گرد خود کنی تو ز دین پرچین
هوش مصنوعی: وقتی که از دین و ایمان فاصله بگیری و خود را از آن دور کنی، درد و رنج به سویت خواهد آمد و زندگیات را پر از زحمت خواهد کرد.
دلسوز چند بود همی خواهیخیره بر این خسیس تن ای مسکین؟
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی به این جسم که بیارزش است و خسیس، با نگرانی خیره شوی، ای بیچاره؟
زندان جان توست تن ای نادانتیمار کار او چه خوری چندین؟
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که زندان جان تو خودت هستی، پس چرا به حال او و کارهایش بیتوجهی میکنی و فقط نگرانی درباره رفتارهایش داری؟
تنین توست تنت حذر کن زوزیرا بخورد خواهدت این تنین
هوش مصنوعی: صدای توست، از وجودت مراقب باش، چرا که این صدا میتواند تو را دچار مشکل کند.
تو بر مراد او به چه میتازیگاهی به چین و گاه به قسطنطین؟
هوش مصنوعی: تو چرا به خواستههای او اینقدر شتابان و بیقرار هستی، گاهی به سمت چین و گاهی به سمت قسطنطنیه؟
بنگر که چیست بسته در این زندانزنده و روان به چیست چنین این طین
هوش مصنوعی: به آنچه در این زندان زندگی و روح وجود دارد نگاه کن، ببین که این ماده و جسم چه چیزی را در خود نگه داشته است.
نیکو ببین که روی کجا دارییک سو فگن ز چشم خرد کو بین
هوش مصنوعی: خوب نگاه کن که به کدام طرف مینگری، تا چشمهای خردمندی را که میبیند، از سمت خود دور کنی.
بگزین طریق حکمت و مر تن رابر دین و بر جان و خرد مگزین
هوش مصنوعی: راه حکمت را انتخاب کن و جسم خود را بر دین و جان و عقل مقدم ندان.
نیکو نگر درین کو نکو نایداز کوه قاف جغدی را بالین
هوش مصنوعی: خوب دقت کن که در این مکان چیزی نیکو از کوه قاف نمیتواند برای تو به ارمغان بیاورد.
گر نیست مست مغزت بشناسیزر مجرد از درم روئین
هوش مصنوعی: اگر مستی از عقل و هوش خود را کنار بگذاری، به زیبایی و ارزش واقعی طلا و چیزهای باارزش پی میبری.
جستی بسی ز بهر تن جاهلسقمونیا و تربد و افسنتین
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن سلامتی بدن، در پی گیاهان دارویی از جمله سقمونیا، تربد و افسنتین هستی.
دل در نشاط بسته و تن دادهگاهی به مهر و گاه به فروردین
هوش مصنوعی: دل شاد و سرزنده است و گاهی به عشق و محبت میخورد و گاهی هم به بهار و زندگی تازه توجه میکند.
گفتی مگر که دور نباید شدزین تلخ و شور و چرب و خوش و شیرین
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آیا نمیتوان از این طعمها و احساسات تلخ و شیرین که تجربه میکنیم، دور شد و دوری جست؟
آخر وفا نکرد جهان با توبرانگبینت ریخت چنین غسلین
هوش مصنوعی: در نهایت، دنیا به وعدههایش وفا نکرد و به خاطر تو، چنین حالتی برایت پیش آورد.
این بود خوی پیشین عالم راکی باز گردد او ز خوی پیشین
هوش مصنوعی: این ویژگی و رفتار گذشته جهان چیست که نمیتواند دوباره به حالت قبلی خود برگردد؟
و اکنون ز خوی او چو شدی آگهبر دم به جان خویش یکی یاسین
هوش مصنوعی: اکنون که از ذات او آگاه شدی، با تمام وجودت به او وابسته شو و جان خود را به او تقدیم کن.
دست علاج جان سخن دان برسوی نعیم تاب ره از سجین
هوش مصنوعی: دست درمانگر روح، کلامی عارفانه را به سوی نعیم (بهشت) میکشاند و راه را از سجین (دوزخ) مشخص میکند.
کندی مکن، بکن چو خردمندانصفرای جهل را به خرد تسکین
هوش مصنوعی: آهسته و با احتیاط عمل کن، و مانند افراد دانا و عاقل، نادانی و جهل را با دانش و خرد خود آرامش بخشید.
زان دیو بیوفا چو شدی نومیداکنون بگیر دامن حورالعین
هوش مصنوعی: وقتی از آن دیو بیوفا ناامید شدی، حالا به دامن حورالعین چنگ بزن.
بر تخت علم و حکمت بنشانشوز پند گوشوار کنش زرین
هوش مصنوعی: او را بر بالای علم و دانش بنشانید و با پندهایی که به او میدهید، همچون گوشوارهای از طلا او را زینت بخشید.
علم است کیمیای همه شادیایدون همی کند خردم تلقین
هوش مصنوعی: علم مانند کیمیاگری است که باعث ایجاد شادی و خوشبختی میشود و خرد و عقل را به ما آموزش میدهد.
با نور ماه شب نبود تاریبا علم حق دل نبود غمگین
هوش مصنوعی: در نور ماه، شب تاریک نمیشود و با آگاهی از حقیقت، دل هیچ ناراحتی ندارد.
مستان سخن مگر که همه سختهزیرا سخن زر است و خرد شاهین
هوش مصنوعی: افراد سر مست و شاداب فقط در صورت تجربه و دردکشیدگی میتوانند به صحبتهای عمیق برسند، چون کلام ارزشمند و خرد واقعی مانند طلای خالص و پر ارزش است.
مستان سخن گزافه و چون مستانگر خر نهای مکن کمر نالین
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به کسانی دارد که در حال صحبت کردن هستند و مانند مستها سخنان بیمعنا میزنند. اگر خود را در چنین وضعیتی نمیبینی، بهتر است که چنین حرفهایی نزنی و کمر به ناله و شکايت نبندى.
گر گوهر سخنت همی بایداز دین چراغ کن ز خرد میتین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی سخنت ارزشی مانند جواهر داشته باشد، باید آن را بر اساس دین و خرد شکل دهی.
آنگه یقین بدان که برون آیداز کوه من بجای گهر پروین
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که قطعاً بدان که چیزی با ارزش و با اهمیت از درون کوه بیرون خواهد آمد، مانند مرواریدی درخشان.
گر در شود خرد به دل سندانشمشاد ازو برون دمد اندر حین
هوش مصنوعی: اگر در دل خرد و دانش راه یابد، مانند سمندانی که از درون سندان شمشاد بیرون میآید، در آن لحظه شعور و آگاهی درخشش پیدا میکند.
ای خوانده کتب و کرده روشن دلبسته زعلم و حکمت و پند آذین
هوش مصنوعی: ای کسی که کتابها را خواندهای و دل روشنی یافتهای، خود را به علم و حکمت و پند آلبستهای.
اشعار پند و زهد بسی گفتهاستاین تیره چشم شاعر روشنبین
هوش مصنوعی: شاعر با نگاهی روشن و دلسوز، سخنان زیادی درباره نصیحت و زندگی معنوی بیان کرده است.
آن خواندهای بخوان سخن حجترنگین به رنگ معنی و پند آگین
هوش مصنوعی: سخن خود را با دقت و مفهوم بهخوبی بیان کن، طوری که رنگ و لحن آن به معانی عمیق و نکات آموزندهای که در دل دارد، اشاره کند.
گر در نماز شعرش برخوانیروحالامین کند سپست آمین
هوش مصنوعی: اگر در نماز شعری را بخوانی، روحالامین (فرشته وحی) پس از آن آمین میگوید.
حجت به شعر زهد مناقب جزبر جان ناصبی نزند ژوپین
هوش مصنوعی: شعر من که در مورد زهد و فضیلتهاست، تنها بر دل شخصیتی مانند ناصبی تاثیرگذار نیست.