قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳
هوش مصنوعی: این متن به تذکر و هشدار در مورد خودشناسی و اصلاح خویشتن میپردازد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر انسان به عیوب خود توجه نکند، به اسارت صفات منفی خود درمیآید. او به این موضوع اشاره میکند که برای رهایی از مشکلات و یافتن صلاح، باید از بدیها و طمعها دوری کرد. همچنین، او به اهمیت دانایی و درک صحیح از زندگی اشاره کرده و بیان میکند که انسان باید به دنبال حقیقت و دین باشد تا از دنیا بهراستی بهرهمند شود. در پایان، شاعر به خواندن نصیحتهای حکیمانه و اجتناب از اشتباهات تاکید میکند.
بدخو جهان تو را ندهد دستهتا تو ز دست او نشوی رسته
هوش مصنوعی: اگر دنیا با تو بد باشد، فرصتی بهت نمیدهد تا از دست او رها شوی.
بستهٔ هوا مباش اگر خواهیتا دیو مر تو را نگرد بسته
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از شیطان دور بمانی، نباید در محدودیتها و موانع خود را محصور کنی.
دیو از تو دست خویش کجا شویدتا تو دل از طمع نکنی شسته؟
هوش مصنوعی: هیچ راهی وجود ندارد که دیو از تو دور شود و تو هم دلت را از طمع پاک کنی.
تا کی بود خلاف تو با دانااو جسته مر تو را و تو زو جسته
هوش مصنوعی: چقدر زمان باید بگذرد که تو از دانا دور باشی و او از تو دور نشود؟
ای خوی بد چو بندهٔ بد رگ راصد ره تو را به زیر لگد خوسته
هوش مصنوعی: ای خوی بد، مانند بندهٔ بد، تو را به طرزهای مختلف زیر فشار قرار میدهند و به زانو درمیآورند.
جز خوی بد فراخ جهانی رابر تو که کرد تنگتر از پسته؟
هوش مصنوعی: به جز ویژگیهای منفی و بد خودت، چه چیزی باعث شده است که دنیای تو را تنگ و محدود کند؟
بشنو به گوش دل سخن داناتا کی بوی به جهل کبا مسته؟
هوش مصنوعی: به صدای دل گوش بسپار و از سخنان حکیمانه بهرهمند شو، تا چه زمانی به بوی نادانی و ناآگاهی دلخوش خواهی بود؟
تا کی روی چو کرهٔ بد گوهرجل و عنان دریده و بگسسته؟
هوش مصنوعی: تا کی باید همچنان با چهرهای نازیبا و فریبنده، زندگی را بیهدف و در هم ریخته سپری کنیم؟
چون از فساد باز کشی دستتآنگه دهد صلاح تو را دسته
هوش مصنوعی: وقتی که از کارهای ناپسند و فساد فاصله بگیری، در آن صورت خداوند کمک و راه درست را به تو خواهد نشان داد.
چون چرغ را دهند، هوای دلیک چند داده بود تو را مسته
هوش مصنوعی: وقتی که چراغ را روشن کنند، دل را برای مدتی به حال و هوایی دیگر میبرد و تو را تحت تأثیر قرار میدهد.
آن باد ساری از سر بیرون کناکنون که پخته گشتی و آهسته
هوش مصنوعی: اکنون که به بلوغ و پختگی رسیدهای، آن افکار تند و آشفته را دور بریز.
وان چون چنار قد چو چنبر شدپر شوخ گشت دست چو پیلسته
هوش مصنوعی: وقتی او بلند و زیبای قد مانند درخت چنار میشود، به یکباره سرشار از شادابی و شگفتی میشود و دستش مانند دست یک فیل قوی و پرتوان میگردد.
آن را که او سپر کند از طاعتتیر هوای دل نکند خسته
هوش مصنوعی: کسی که خداوند او را از گناه و نافرمانی محافظت کند، هرگز دلش از آرزوها و خواستههای بیجا آزرده نمیشود.
گرد از دل سیاه فرو شویدمسح و نماز و روزهٔ پیوسته
هوش مصنوعی: با انجام اعمال نیک و فرایض مذهبی مانند نماز و روزه، میتوان زنگارها و تیرگیهای دل را پاک کرد.
هر گه که جست و جوی کنی دین رادنیا به پیشت آید ناجسته
هوش مصنوعی: هر بار که به دنبال پیدا کردن دین و معنای عمیق زندگی هستی، دنیا و مسائل مادی در هم میپیچند و تو را منحرف میکنند.
جای خلافهاست جهان، درویشایسته هست و هست نشایسته
هوش مصنوعی: جهان پر از تناقضات و ناهماهنگیهاست، اما در میان این همه ناپسندی، درویشی درخور و شایسته وجود دارد.
بگذر ز شر اگر نبود خیرینارسته به بود چو به بد رسته
هوش مصنوعی: اگر خیری از شر به دست نیاید، بهتر است از آن شر بگذری؛ چون در این صورت به بدی دچار خواهی شد.
نشنودی آن مثل که زند عامه«مرده به از به کام عدو زسته»
هوش مصنوعی: نمیشنوی که مردم میگویند: "مردن بهتر از این است که در دستان دشمن زندگی کنی."
اندر رهند خلق جهان یکسرهمچون رونده خفته و بنشسته
هوش مصنوعی: در مسیری که مردم دنیا در آن حرکت میکنند، تمام آنها مانند کسی هستند که نه در حال حرکت است و نه ایستاده، بلکه در خواب به سر میبرد.
بایسته چون بود بهسزا دنیاچون نیست او نشسته و بایسته
هوش مصنوعی: این دنیا برای هیچکس به اندازه خود او مناسب و کافی نیست، چون آنچه باید باشد، وجود ندارد و او تنها منتظر نشسته است.
بر رفتنیم اگرچه در این گنبدبیچارهایم و بسته و پیخسته
هوش مصنوعی: اگرچه ما در این دنیا محدود و دچار رنج و سختی هستیم، اما در نهایت به سوی رفتن و رهایی میرویم.
روزان شبان بکوش و چو بیهوشانمگذار کار بیهده برسته
هوش مصنوعی: در طول روز و شب تلاش کن و مانند کسانی که به خواب رفتهاند، اجازه نده که کارهای بیهوده و بینتیجه انجام شود.
هرچیز باز اصل همی گرددنیک و بد و نفایه و بایسته
هوش مصنوعی: هر چیزی در نهایت به اصل و حقیقت خود برمیگردد، چه خوب باشد و چه بد، و همچنین آنچه که لازم و ضروری است.
دانست باید این و جز این زیرادانسته به بود ز ندانسته
هوش مصنوعی: باید این را بداند و جز این نمیتواند، زیرا آنچه را که دانسته بهتر از آنچه نادانسته است.
بر خوان ژاژخای منه هرگزاین خوب قول پخته و خایسته
هوش مصنوعی: هرگز در مهمانی کسی که دچار ناز و فخر است، با او همنشینی مکن؛ زیرا که او به گفتههایش پایبند و درستکار نیست.