قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره تحولات زمان و ناپایداری دنیا است. شاعر به زمانه و مکر و فریب آن انتقاد میکند و از انسان میخواهد که از این فریبها بگذرد و به حقیقت دست یابد. او به دشواریهای زندگی و ناهمگونی خوشیها و غمها میپردازد و تاکید میکند که باید از حرص و طمع کاسته و به طاعت و عبادت بیشتر توجه کرد. شعر همچنین به ناپایداری قدرت و مقام شاهان اشاره میکند و یادآوری میکند که زندگی موقتی است و انسانها باید به نیازها و شرایط ضعفا توجه کنند. در نهایت، شاعر به حقایق عمیقتر هستی و جایگاه واقعی انسان در این دنیا میپردازد.
ای گشت زمان زمن چه میخواهی؟نیزم مفروش زرق و روباهی
هوش مصنوعی: ای زمان، هدف تو از من چیست؟ من خود را برای زیور و زرق و برق نمیفروشم.
از من، چو شناختم تو را، بگذرآنگه به فریب هرکه را خواهی
هوش مصنوعی: وقتی که تو را شناختم و از ویژگیها و حقیقت تو آگاهی پیدا کردم، دیگر به من وابسته نباش و اگر دوست داری، هر کسی را که میخواهی فریب بده.
من بر ره این جهان همی رفتماز مکر و فریب و غدر تو ساهی
هوش مصنوعی: در راه زندگی، من در حال حرکت بودم و از ترفندها و نیرنگهای تو دور بودم.
نازان و دنان به راه چون دونانبا قامت سرو و روی دیباهی
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و ظرافت کسانی اشاره شده که با وقار و خوشپوشی همچون درخت سرو در مسیر زندگی حرکت میکنند. این افراد با چهرهای دلانگیز و تن پوشی زیبا، توجه دیگران را جلب میکنند و به نوعی نمایانگر صفات نیکو و فریبای انسانی هستند.
همراه شدی تو با من و، یکسرشادی و نشاط و روز برناهی
هوش مصنوعی: وقتی که تو با من همراه شدی، تمام شادی و خوشحالی و روزهای خوب برای من به وجود آمد.
از من بردی تو دزد بیرحمتدزدان نکنند رحم بر راهی
هوش مصنوعی: تو با بیرحمی و ستم، قلب من را ربودهای. دزدان دیگر هم هیچوقت بر کسی چنین رحم نمیکنند.
ای کرده نهنگ دهر قصد توروزیت فروخورد بناگاهی
هوش مصنوعی: ای که زندگی تو را چون نهنگ در کام خود میبلعد، گاهی با ناگهان به سمت تو میآید.
زین چاه همی برآمدت بایدتا چند بوی تو بی گنه چاهی؟
هوش مصنوعی: از این چاه باید برآیی، تا چه زمانی باید بوی تو در اینجا ماندگار بماند، در حالی که تو بیگناهی؟
چاه این جسد گران تاریک استاین افگندت به کرم و گمراهی
هوش مصنوعی: این بدن سنگین و بیروح مانند چاهی تاریک است که انسان را به انحراف و نابودی میکشاند.
اکنونت دراز کرد میبایدطاعت، که گرفت قد کوتاهی
هوش مصنوعی: اکنون باید مطیع او شوی، زیرا که او به خاطر قد کوتاهت، دست تو را دراز کرد.
دوتات شده است پشت، یکتا کناین پشت دوتا به قول یکتاهی
هوش مصنوعی: دو تکه شدهای، حالا آن دو را یکی کن. بر اساس این تنهاییای که تو را جدای از دیگران کرده است، میتوانی به یگانگی برسید.
از حرص بکاه و طاعت افزون کنزان پس که فزودی و همی کاهی
هوش مصنوعی: برای کاهش حرص و افزایش طاعت تلاش کن، زیرا با این کار به موفقیت میرسی و دیگر نیازی به کاهش نمیباشد.
جان دانهٔ مردم است و تن کاه استای فتنهٔ تن تو فتنه بر کاهی
هوش مصنوعی: روح و جان انسانها ارزشمند و والا است، اما جسم آنها مانند کاه بیارزش و ناپایدار است؛ بنابراین، اگر تو با جسمت فریب میخوری، در واقع بر چیزی بیارزش فریفته شدهای.
جولاهه گرفت تن تو را ترسمتو غره شدی بدو به جولاهی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بدن تو به دست جولاههای افتاده است و من میترسم که تو به او مغرور شدهای.
تو ماهیکی ضعیفی و بحر استاین دهر سترگ بدخوی داهی
هوش مصنوعی: تو موجودی ضعیف و ناتوانی در برابر این دنیای بزرگ و بدسرشت.
بیپای برون مشو از این دریااینک به سخنت دادم آگاهی
هوش مصنوعی: از این دریا خارج نشو، زیرا با کلامت به تو اطلاع دادم.
زیرا که چون دور ماند از دریابس رنجه شود به خشک بر ماهی
هوش مصنوعی: چون ماهی از دریا دور بماند، به سختی دچار زحمت و رنج میشود.
ای شاه نصیب خویش بیرون کنزین جاه بلند و نعمت و شاهی
هوش مصنوعی: ای پادشاه، سهم خود را از این مقام بلند و نعمت و سلطنت بیرون بیاور.
بنگر به ضعیف حال درویشانبگزار سپاس آنکه بر گاهی
هوش مصنوعی: به آنچه در زندگی داری و برتریهایی که نصیبت شده، فکر کن و قدر آن را بدان. به یاد داشته باش که برخی از مردم در وضعیتهای سخت و دشواری به سر میبرند و تو باید از داشتههایت سپاسگزار باشی.
زیرا که اگر به چه فرو تابدمه را نشود جلالت ماهی
هوش مصنوعی: همچنین اگر ماه در جایی فرو بیفتد، عظمت و جلالت او از بین نمیرود.
کاین چرخ بسی ربود شاهان راناگاه ز گه چو ترک خرگاهی
هوش مصنوعی: این دنیا به یکباره بسیاری از پادشاهان را از مقام و جایگاهشان پایین کشیده است، مانند اینکه ناگهان ستمگرا چیزی را از زیر پای کسی بکشند.
حکمت بشنو ز حجت ایراک اوهرگز ندهد پیام درگاهی
هوش مصنوعی: حکمت را از دلایل و نشانهها بشنو، زیرا آنها هرگز پیامی از درگاه نیازی به فرستادن ندارند.