قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و درد ناشی از زندگی در حالت ظلم و بیرحمی میگوید. او به درد دلهای خود و وضعیت ناگوارش در محل زندانی اشاره میکند. دلش مالامال از اندوه و تنش خسته و رنجور است. او از بیاحترامی و نادانی دیگران، بخصوص دشمنانش، به ستوه آمده و میبیند که در دنیایی پر از تبعیض و نابرابری زندگی میکند. شاعر با کنایه به حکمت و بیفکری جمعیت، نقدی تند به آنها میزند و خواستار حقیقت و انصاف است. در نهایت، او خواستار رحمت الهی است و احساس میکند که هیچکس جز خداوند نمیتواند او را نجات دهد. این شعر نشاندهنده تنهایی و ناامیدی او در برابر جامعه و سختیهای زندگی است.
بگذر ای باد دلافروز خراسانیبر یکی مانده به یمگان دره زندانی
هوش مصنوعی: ای باد خراسانی که دلها را شاد میکنی، بگذر از کنار کسی که در درهای به نام یمگان زندانی شده و به شدت تنها مانده است.
اندر این تنگی بیراحت بنشستهخالی از نعمت وز ضیعت و دهقانی
هوش مصنوعی: در این محدودیت و بیحوصلگی زندگی میکنم، بدون هیچگونه نعمت و خوشی، و از وضعیت کشاورزان و زحمات آنها ناتوان و ناراضی هستم.
برده این چرخ جفا پیشه به بیدادیاز دلش راحت وز تنش تن آسانی
هوش مصنوعی: این زندگی پر از سختی و بیعدالتی است، که در آن دل کسی آرام ندارد و جسمش هم راحتی ندارد.
دل پراندوهتر از نار پر از دانهتن گدازندهتر از نال زمستانی
هوش مصنوعی: دل من از دانههای نار بیشتر غمگین است و از نالههای زمستانی دردناکتر.
داده آن صورت و آن هیکل آبادانروی زی زشتی و آشفتن و ویرانی
هوش مصنوعی: آن چهره زیبا و آن بدن سالم و خوشساخت موهبتی است که به افرادی داده شده است تا در بین زشتیها و نابسامانیها بدرخشند و زیبایی را به نمایش بگذارند.
گشته چون برگ خزانی ز غم غربتآن رخ روشن چون لالهٔ نعمانی
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و دلانگیز او به خاطر غم دوری و تنهایی مانند برگهای درختی در فصل پاییز پژمرده شده است.
روی بر تافته زو خویش چو بیگانهدستگیریش نه جز رحمت یزدانی
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده که وقتی فردی از خود فاصله میگیرد و به نوعی بیگانه میشود، تنها رحمت خداست که میتواند به او کمک کند. به عبارت دیگر، در زمانهایی که انسان از مسیر خود دور میشود و احساس تنهایی میکند، تنها امیدش باید به رحمتی باشد که از جانب خداوند به او میرسد.
بیگناهی شده همواره برو دشمنترک و تازی و عراقی و خراسانی
هوش مصنوعی: بیگناهی همیشه به شما نسبت داده شده، حتی اگر دشمنان از قومهای مختلف مانند ترکان، تازیها، عراقیها و خراسانیها باشند.
بهنه جویان و جزین هیچ بهانه نهکه تو بد مذهبی و دشمن یارانی
هوش مصنوعی: کسانی که به دنبال عذر و بهانه هستند، بدانند که هیچ دلیلی وجود ندارد جز این که تو رفتار مناسبی نداری و در واقع دشمن دوستان خود شدهای.
چه سخن گویم من با سپه دیوان؟نه مرا داد خداوند سلیمانی
هوش مصنوعی: من چه سخنی با سپاه دیوان بگویم؟ چرا که خداوند سلیمان را به من عطا نکرده است.
پیش نایند همی هیچ مگر کز دوربانگ دارند همی چون سگ کهدانی
هوش مصنوعی: هیچکس به سوی او نمیآید مگر اینکه صدای او را از دور بشنود، همانطور که سگ به صدای صاحبش واکنش نشان میدهد.
از چنین خصم یکی دشت نیندیشمبه گه حجت، یارب تو همی دانی
هوش مصنوعی: از دشمنی مثل او در اینجا هیچ نگرانی ندارم، وقتی که زمان استدلال و دلیل کردن فرا میرسد، ای پروردگار، تو خود بهتر میدانی.
لیکن از عقل روا نیست که از دیوانخویشتن را نکند مرد نگهبانی
هوش مصنوعی: اما از عقل صحیح این نیست که انسان از دیوان خود، نگهبانی نکند.
مرد هشیار سخندان چه سخن گویدبا گروهی همه چون غول بیابانی؟
هوش مصنوعی: مرد باهوش و آگاه چه کلامی میتواند با افرادی که مثل هیولاهای وحشی هستند، بزند؟
که بود حجت بیهوده سوی جاهلپیش گوساله نشاید که قرانخوانی
هوش مصنوعی: اگر کسی دانش و آگاهی ندارد، نباید به او چیزی یاد داد، مانند اینکه قرآن خواندن در برابر بیخودان و نادانان بیفایده است.
نکند با سفها مرد سخن ضایعنان جو را که دهد زیرهٔ کرمانی؟
هوش مصنوعی: آیا نباید با نادانان صحبت کنیم تا اینکه مثلاً از نان جو کم ارزشتر از آنچه زیره کرمانی است را به دست بیاوریم؟
آن همی گوید امروز مرا بد دینکه به جز نام نداند ز مسلمانی
هوش مصنوعی: این شخص امروز به من میگوید که من دیندار نیستم، زیرا او فقط نام مسلمان را میداند و از اصول واقعی دین اطلاعی ندارد.
ای نهاده بر سر اندر کله دعویجانت پنهان شده در قرطه نادانی
هوش مصنوعی: ای که بر سر خود تاجی نهادهای، ادعای جانت در لایهای از نادانی پنهان شده است.
به که باید گرویدن زپس ازاحمد؟چیست نزد تو برین حجتبرهانی؟
هوش مصنوعی: به چه کسی باید ایمان آورد بعد از پیامبر احمد؟ چه چیزی در نظر تو به عنوان دلیل و مدرکی قوی وجود دارد؟
تو چه دانی که بود آنکه خر لنگتتو همی براثر استر او رانی؟
هوش مصنوعی: تو از کجا میدانی چه کسی باعث میشود که الاغ لنگتو حرکت کند و تو آن را بر اسب او میرانید؟
چون تو بدبخت فضولی نه چو گمراهانانده جهل خوری و غم حیرانی
هوش مصنوعی: وقتی تو به دنبال سرنوشت خود نیستی و فقط درگیر حسادت و فضولی هستی، مانند انسانهای گمراه و نادان غم و ترس را تجربه خواهی کرد.
سخت بی پشت بوند و ضعفا قومیکه تو پشت و سپه و قوت ایشانی
هوش مصنوعی: افرادی که پشتوانه و قدرت ندارند، بیپناه و ضعیف خواهند ماند، در حالی که تو خود پشتوانه و قوتی برای آنها هستی.
چون نکوشی که بپوشی شکم و عورتدیگران را چه دهی خیره گریبانی؟
هوش مصنوعی: اگر تلاش نکنی که خود را از دید دیگران پنهان کنی، چگونه انتظار داری که دیگران نیز عیبها و نواقص تو را نپوشانند؟
گر کسی دیبا پوشد تو چرا نازیچو خود اندر سلب ژنده و خلقانی؟
هوش مصنوعی: اگر کسی لباس فاخر بپوشد، تو چرا خود را با ظاهری ژنده و نازی غیرجذاب نشان میدهی؟
بر تن خویش تو را قرطه کرباسیبه چو بر خالت دیبای سپاهانی
هوش مصنوعی: بر بدن خود پارچهای زبر و خشن پوشیدهای، در حالی که بر چهرهات درخشش و زیبایی همچون پارچههای نرم و مجلل مشهدی وجود دارد.
فضل یاران نکند سود تو را فرداچو پدید آید آن قوت پنهانی
هوش مصنوعی: اگر در زمانی که نیاز به یاری دیگران داری، به کمک دوستانت دلخوش باشی، نباید انتظار داشته باشی که فردا خوشبختی و یاری به سراغت بیاید، زیرا آن زبانی که در دل پنهان است، در آینده خود را نشان خواهد داد.
هیچ از آن فضل ندادند تو را بهرییا سزاوار ندیدندت و ارزانی
هوش مصنوعی: هیچکدام از آن لطف و بزرگی به تو داده نشد؛ یا به این خاطر که شایستهاش نمیدانستند یا اینکه ارزانتر از آن بودی که ارزانیاش کنند.
پیش من چون بنجنبدت زبان هرگز؟خیره پیش ضعفا ریش همی لانی
هوش مصنوعی: چرا زبانت را در حضور من به حرکت در میآوری؟ تو که حتی در برابر ضعیفان هم خود را پایین میکشی.
خرداومند سخندان بهتو برخنددچو مر آن بیخردان را تو بگریانی
هوش مصنوعی: اگر انسان خردمند و دانا باشد، وقتی به تو مینگرد و تو را میبیند، لبخند میزند؛ چون تو آن بیخردان را که نمیفهمند، به گریه میاندازی.
گر تو را یاران زهاد وبزرگاناندچون تو بر سیرت وبر سنت دیوانی؟
هوش مصنوعی: اگر دوستان و یاران تو از زهاد و بزرگان هستند، پس چرا تو بر شیوه و رفتار دیوانگی خود ادامه میدهی؟
سیرت راهزنان داری لیکن توجز که بستان و زر و ضیعت نستانی
هوش مصنوعی: تو مانند راهزنان رفتاری داری، اما فقط به دنبال غارت باغها و طلا و ثروت دیگران هستی.
روز با روزه و با ناله و تسبیحیشب با مطرب و با باده ریحانی
هوش مصنوعی: روزها را با روزه، ناله و ذکر گذرانده و شبها را با موسیقی و بادهای خوش بگذرانیم.
باده پخته حلال است به نزد توکه تو بر مذهب بو یوسف و نعمانی
هوش مصنوعی: شراب جاودانی نزد تو مجاز است، زیرا تو به روش و سیرهای از یوسف و نعمان عمل میکنی.
کتب حیلت چون آب ز بر داریمفتی بلخو نیشابور و هری زانی
هوش مصنوعی: وقتی که نقشهها و تدبیرهای تو مانند آب از کنارت میگذرد، خود را با تحصیلات و دانستههای عالمان بلخ، نیشابور و هری مقایسه کن.
بر کسی چون ز قضا سخت شود بندیتو مر آن را به یکی نکته بگردانی
هوش مصنوعی: وقتی بر کسی اتفاقی سخت بیفتد، تو میتوانی آن را به یک نکته یا درس عبرتی تبدیل کنی.
با چنین حکم مخالف که همی بینیتو فرومایه پدرزاده شیطانی
هوش مصنوعی: ای کسی که بر این کار ناهمانگی میکنی، تو فرزند ناپاکی هستی که از شیطان نشأت گرفتهای.
تا به گفتاری پربار یکی نخلیچون به فعل آئی پرخار مغیلانی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی سخن باارزشی بگویی، مانند درخت نخل، که وقتی به بار میآید، میوهای پربار و خوشمزه دارد، پس ارزشمند هستی.
من از استاد تو دیو و ز تو بیزارمگفتم اینک سخن کوته و پایانی
هوش مصنوعی: من از معلم تو بدیها را آموختهام و از تو هم دوری میکنم. حالا گفتم که اینجا حرفم را کوتاه و تمام میکنم.
روی زی حضرت آل نبی آوردمتا بدادند مرا نعمت دوجهانی
هوش مصنوعی: من به احترام و زیبایی چهرهی اهل بیت پیامبر مراجعه کردم تا به من نعمتهای دو جهان را عطا کنند.
اگر او خانه و از اهل جدا ماندمجفت گشتهستم با حکمت لقمانی
هوش مصنوعی: اگر او از خانوادهاش جدا شده و در جای دیگری زندگی میکند، من به نوعی به دانایی و خرد لقمان رسیدم.
پیش داعی من امروز چو افسانه استحکمت ثابت بن قرهٔ حرانی
هوش مصنوعی: امروز، دعوت من مانند یک داستان به نظر میرسد، در حالی که حکمت ثابت بن قرهٔ حرانی مشخص و روشن است.
داغ مستنصر بالله نهادهستمبر برو سینه و بر پهنهٔ پیشانی
هوش مصنوعی: من بر سینه و پیشانیام نشانهای از عشق به مستنصر بالله گذاشتهام.
آن خداوند که صد شکر کند قیصرگر به باب الذهب آردش به دربانی
هوش مصنوعی: اگر قیصر هم شکرگذار باشد و در برابر دربانی که به او خدمت میکند، وارد درگاه طلا شود، باید برای آن خداوند که به او نعمت داده، صد بار شکرگزاری کند.
فضل دارد چو فلک بر زمی از فخرشسنگ درگاهش بر لعل بدخشانی
هوش مصنوعی: سخن از آن است که آسمان به خاطر شرف و بزرگیاش، زمین را مورد لطف قرار میدهد و به همین خاطر، سنگهایی که بر درگاهش قرار دارند، برتر و ارزشمندتر از لعلهای درخشان به نظر میرسند.
میرزاده است و ملک زاده به درگاهشبسی از رازی وز خانه و سامانی
هوش مصنوعی: میرزاده و کسی که از خانوادههای اصلی و با نفوذ است، در درگاه او بسیاری از رازها و اسرار و همچنین مسائل خانوادگی و مدیریتی وجود دارد.
که بدان حضرت جدان و نیاکانشانپیش ازین آمده بودند به مهمانی
هوش مصنوعی: پدربزرگها و اجداد آنها پیش از این، به مهمانی آمده بودند.
این چنین احسان بر خلق کرا باشدجز کسی را که ندارد ز جهان ثانی؟
هوش مصنوعی: این کار نیکو و کمک به مردم را چه کسی میتواند انجام دهد، جز کسی که از دنیا و مسائل آن دل بکند و به فکر دیگران باشد؟
ای به ترکیب شریف تو شده حاصلغرض ایزدی از عالم جسمانی
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و ترکیب و صفات شریفت، حاصل خواست و اراده الهی از دنیای مادی هستی.
نور از اقبال و ز سلطان تو میجویدچون بتابد ز شرف کوکب سرطانی
هوش مصنوعی: نور به خاطر خوشبختی و از سوی تو میتابد، چون که زمانی که ستارهی سرطانی در اوج خود قرار گیرد، درخشش بیشتری دارد.
آنکه عاصی شد مر جد تو آدم راچون تو را دید بسی خورد پشیمانی
هوش مصنوعی: کسی که از دستورات آدم سرپیچی کرد، وقتی تو را دید، بسیار پشیمان شد.
گر بدو بنگری امروز یکی لحظتطاعتی گردد و بیچاره و فرمانی
هوش مصنوعی: اگر امروز به او نگاه کنی، لحظهای از دیانت و بندگی برایت ایجاد میشود و در عین حال احساس ناتوانی و بیقدرتی نیز میکنی.
گیتی امید به اقبال تو میداردکه ازو گرد به شمشیر بیوشانی
هوش مصنوعی: جهان به آیندهای روشن و خوشبینانه نگاه میکند، زیرا تو میتوانی با قوت خود آن را تغییر دهی و به سوی پیروزی برانی.
چو بدو بنگری آنگاه به صلح آیداین خلاف از همه آفاق و پریشانی
هوش مصنوعی: وقتی به او نگاه کنی، در آن زمان به صلح میرسی و این ناهنجاری و آشفتگی از همه جا پایان مییابد.
چو به بغداد فروآئی پیش آرددیو عباسی فرزند به قربانی
هوش مصنوعی: وقتی به بغداد بروی، دیو عباسی، فرزند، را میبینی که به عنوان قربانی پیش تو میآید.
سنگ یمگان دره زی من رهی طاعتفضلها دارد بر لولوی عمانی
هوش مصنوعی: سنگهای یمگان دره، به من راهی نشان میدهند که بر لولوی عمانی، که نماد قدرت و سلطه است، برتری دارد. به عبارت دیگر، ظاهراً وجود این سنگها و زیباییهای طبیعی، نشاندهندهای از اطاعت و تقدیر است که برای مدح و ستایش فضل و ویژگیهای برجسته آنها به کار میرود.
نعمت عالم باقی چو مرا دادیچه براندیشم ازاین بی مزهٔ فانی؟
هوش مصنوعی: وقتی تو نعمت های پایدار و ارزشمندی به من عطا کردی، چرا باید به این چیزهای بیارزش و زودگذر فکر کنم؟