قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی ماهیت انسان و شناخت خود میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلهای مختلف، به اهمیت آگاهی از خود و شناخت آفرینش انسان اشاره میکند. او تأکید میکند که اگر فرد خود را بشناسد و به حقیقت وجودیاش پی ببرد، میتواند بر چالشها و نواقص غلبه کند. همچنین، شاعر به ریشههای جهل و محدودیتهای انسانی اشاره دارد و خواهان تلاش برای درک واقعیتهای عمیقتر و ارتقاء روح و علم است. در نهایت، او به این نکته میرسد که بدون آگاهی و تلاش برای کمال، انسان نمیتواند به شادی واقعی و فضیلت برسد.
مردم اگر این تن ساسیستیجز که یکی جانور او کیستی؟
هوش مصنوعی: مردم، اگر این بدن خارج از روح و جان فقط مانند یک حیوان باشد، تو کیستی؟
جانوران بندهش گشتی اگرمردم تو جوهر ناریستی
هوش مصنوعی: اگر تو آنقدر قوی و پرشکوه هستی که جانوران به تو خدمت کنند، بدان که تو در واقع از آتش ساخته شدهای و در دل تو، ذات آتش نهفته است.
رمز سخنهای من ار دانییقول منت مژده به شادیستی
هوش مصنوعی: اگر رمز و راز حرفهای من را بفهمی، از خوشحالی به تو تبریک میگویم.
وعده نبودیش به ملک ابدگر گهرش گوهر فانیستی
هوش مصنوعی: اگر وعدهی وجود او در ملک ابد باشد، چرا که سنگی مانند او در این دنیا از بین میرود.
نعمت باقی نرسیدی بدوگر نه از این جوهر باقیستی
هوش مصنوعی: اگر به نعمت پایدار نرسیدی، بدان که از این جوهر که باقی است، برخوردار نخواهی شد.
مایه اگر چرخ و طبایع بدیهیچ نه زادی کس و نه زیستی
هوش مصنوعی: اگر نیکی و خوبی در کارها و طبیعتها وجود نداشته باشد، هیچکس نه خلق میشود و نه زندگی میکند.
گر تو تن خود را بشناسیینیز تو را بهتر ازین چیستی؟
هوش مصنوعی: اگر تو خودت را به خوبی بشناسی، دیگر چه چیز را میتوانی بهتر از این کشف کنی؟
خویشتن خود را دانستییگرت یکی دانا هادیستی
هوش مصنوعی: اگر واقعاً فردی دانا و راهنما در کنار تو باشد، قابلیتهای درونیات را بهتر درک میکنی و خود را بیشتر میشناسی.
گر خبرستیت که تو کیستیکار جهان پیش تو بازیستی
هوش مصنوعی: اگر از ماهیت و هویت خود آگاه باشی، در این صورت است که تمامی امور دنیا در برابر تو مانند بازی میباشد.
بازی گیتی است چرا جستیشگرت به کردار تو اصلیستی؟
هوش مصنوعی: زندگی همچون یک بازی است، پس چرا برای ایجاد تغییر در آن تلاش میکنی، اگر خود تو هم درون این بازی سهمی نداری؟
دانی اگر بازی، باری، بد استگر نه، پس آن بازی شادیستی
هوش مصنوعی: اگر میدانی که بازی کردن ممکن است بد باشد، پس در این صورت آن بازی میتواند شادیآور باشد.
گر خبری هست ازین سوی توجستن بیشی همه پیشیستی
هوش مصنوعی: اگر خبری از سمت تو باشد، بهتر است بیشتر جستجو کنم، زیرا همه چیز به تو مربوط میشود.
جستن پیشیت بفرمودمیگرت به پیشی در بیشیستی
هوش مصنوعی: اگر در مسیری جلوتر از من قرار داشتی، از تو میخواستم که به سمتم بیایی.
لابل بیشی نبود جز به فضلفضل چه گوئی که چه شهریستی؟
هوش مصنوعی: در میان همه چیزهایی که ما داریم، هیچ چیزی به جز لطف و فضل خدا نیست. چه میتوان گفت دربارهٔ کسی که در حقیقت بزرگ و با عظمت است؟
هست بسوی تو همانا چنانکفضل به دانستن تازیستی
هوش مصنوعی: به سوی تو میآیم، همانگونه که دانش و فضل بر آموختن حقیقت تأکید دارند.
فضل به شعر است تو گوئی، مگرسوی تو شعر آیت کرسیستی
هوش مصنوعی: شعرت آنقدر خوب و با فضیلت است که گویی خود شعر، نشانهای از قدرت و عظمت توست.
شعر تو ژاژست، مگر سوی توفضل همه ژاژ درانیستی
هوش مصنوعی: شعر تو بیمحتواست، مگر اینکه تمام فضیلتها را از خودت به دیگران منتقل میکنی.
نیست چنین، ور نه بجای قرانشعر و رسالتها صابیستی
هوش مصنوعی: اینگونه نیست، وگرنه به جای قرآن، اشعار و پیامها، اعتقادات دیگران غالب میشد.
فضل اگر تازی بودی و شعرراوی تو همبر مقریستی
هوش مصنوعی: اگر فزونی و برتری تو مانند تازیان باشد و شعر تو همچون اشعار مقریس باشد، باز هم ارزش تو بیشتر خواهد بود.
فضل به تاویل قران است و مردداندی ار مغزش صافیستی
هوش مصنوعی: بخشش و شناخت عمیق قرآن به تفسیر و تأویل آن بستگی دارد و تنها کسی میتواند به این درک برسد که ذهنش روشن و بدون آلودگی باشد.
تاویل بالله نمودی تو رارهبرت ار مصحف کوفیستی
هوش مصنوعی: اگر تو به خدا پناه ببری و از او کمک بخواهی، رهبر و راهنمای تو خواهد شد، حتی اگر به نگاه ظاهری در مسیری نامناسب باشی.
آرزوی خواند قرآنت نیستجز که مگر نام تو قاریستی
هوش مصنوعی: آرزو ندارم که قرآن تو را قراعت کنم، جز این که تنها نام تو را ببرم.
خواندن بیمعنی نپسندییگر خردت کامل و وافیستی
هوش مصنوعی: خواندن مطالب بدون مفهوم را نمیپسندی اگر که عقل و درک تو کامل و کافی باشد.
خیره شدستم ز تو گویم مگرمذهب تو مذهب طوطیستی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من به تو خیره شدهام و مدام از تو صحبت میکنم، آیا مذهب تو هم مانند طوطیها فقط تکرار کردن حرفهای دیگران است؟
فوطه بپوشیئی تا عامه گفت«شاید بودن کاین صوفیستی»
هوش مصنوعی: اگر لباسهای خاصی بپوشی، دیگران ممکن است بگویند که تو صوفی هستی و به این لباسها جذبهای خاص بخشیدهای.
گرت به فوطه شرفی نو شدیفوطهفروش تو بهشتیستی
هوش مصنوعی: اگر در لباس شرافت و بزرگی قرار گرفتی، پس آن کسی که تو را در این وضعیت میبیند، مانند بهشتی است.
راه نبینی تو و گوئی دلترانده مگر در شب تاریستی
هوش مصنوعی: اگر در راهی نمیروی و میگویی که دلت از تو فرار کرده، مگر اینکه در تاریکی شب هستی.
راست همی گویم بر من مکنروی ترش گوئی تیزیستی
هوش مصنوعی: من راست میگویم، لطفاً با من بدبرخورد نکن، آیا تو تندخو هستی؟
رنگ نیابی همی از علم و بویگوئی نه چشم و نه بینیستی
هوش مصنوعی: رنگ و بویی که از علم برمیآید، به دید و حس تو وابسته نیست و تنها از درک و آگاهی ناشی میشود.
روی نیاری بسوی شهر علمگوئی مسکنت به وادیستی
هوش مصنوعی: اگر به شهر علم روی نیاوری، میتوانی بگویی که در زمین بیعلمی ساکن هستی.
ز آب خرد خشک نگشتی زبانتگرت یکی مشفق ساقیستی
هوش مصنوعی: اگر از آب خرد استفاده نکنی و زبانت را خشک نگهداری، یعنی از محبت و دوستی دور باشی، دیگر امیدی به نیکی و دلگرمی نخواهی داشت.
ز آب خرد گر خبرستی تو رامیل تو زی مذهب شاعیستی
هوش مصنوعی: اگر از آب خرد آگاهی داشته باشی، تمایل تو به پیروی از مذهب شاعری خواهد بود.
گر برسیدی به لبت آب منآب تو نزدیک تو دردیستی
هوش مصنوعی: اگر به لبهای تو نزدیک شوم، میفهمم که آب من و آب تو در این نزدیکی به هم ارتباط دارند و تو دردی را احساس میکنی.
بندهٔ جهلی و بمانده بدانکجان تو را جهل زغاریستی
هوش مصنوعی: من غلام جهل هستم و در دامی از آن گرفتار ماندهام؛ زیرا که جهل تو را به ورطهی بدی کشانده است.
گر نبدی فضل خدا و رسولکی ز کسی طاعت و نیکیستی
هوش مصنوعی: اگر فضل خدا و پیامبر نبود، هیچکس نمیتوانست به طاعت و نیکی بپردازد.
این سخن ای غافل کی گفتمیگرنه چنین محکم و عالیستی؟
هوش مصنوعی: آیا بیخبر هستی که من این را چه زمانی گفتم؟ اگر نه، چرا اینقدر محکم و با اطمینان است؟
نه سخن خوب و نه پند و نه علمکس نه مزکی و نه قاضیستی
هوش مصنوعی: هیچکس نه سخن خوب دارد، نه نصیحتی، نه علمی؛ نه پاککنندهای وجود دارد و نه قاضیای.
زینت سؤالی کنم ار یارمیپاسخ اگرت از دل یاریستی
هوش مصنوعی: اگر از دل با کسی رابطه داری، میخواهم بپرسم آیا میتوانی به من پاسخ بدهی؟
دانی گر هیچ نبودی رسولخلق نه طاغی و نه عاصیستی؟
هوش مصنوعی: میدانی اگر هیچ پیامبری وجود نداشت، نه کسی خدای را نادیده میگرفت و نه عناد و نافرمانی میکرد؟
وانگه کس برده نگشتی ز خلقنه نکبستی و نه شادیستی؟
هوش مصنوعی: آیا کسی از میان مردم نرفته است که نه در سختی افتاده باشد و نه خوشحال شده باشد؟
در خلل ظلمت بودی اگرخلق ز پیغمبر خالیستی؟
هوش مصنوعی: اگر مردم از پیغمبر دور بودند، در تاریکیها چه بر سر دنیا میآمد؟
اینت بسنده است، اگر خواهییبشمرمی برتر ازین بیستی
هوش مصنوعی: این کافی است، اگر بخواهی میتوانی بیشتر از اینها بیاوری.
نیست تو را طاقت این پند سختهستی اگر، نفس تو زاکیستی
هوش مصنوعی: تو از تحمل این نصیحت دشوار ناتوانی، و اگر به راستی وجود داری، نفس تو پاک است.