بخش ۵۹ - حکایت عارفی که شب به گدایی رفت
هوش مصنوعی: در یک شهر مردی خداشناس و وارسته بود که از دنیا و اهل آن بریده و به بندگی خدا مشغول شده بود. او روزها به عبادت میپرداخت و شبها در قیام و دعا بود. روزیاش به طور معجزهآسا از غیب میرسید و نیاز به تلاش نداشت. او در حالی که از زحمت و دردسر آزاد بود، غذاهای خوشمزهای در مطبخ خود داشت که از دست قدسیان به او میرسید.
اما یک شب، بهدلیل امتحانی از جانب خدا، آن روزی به او نرسید. این امتحان باعث شد که او به tremble بیفتد و بیسروسامانی او را در بر گرفت. امتحانهایی که دیگر عابدین همچون بلعام و برصیص نیز به خاطر آنها هلاک شدند. در انتها، شاعر به خدا پناه میبرد و از او میخواهد از امتحانهای دشوار نجاتش بدهد.
بود در شهری یکی مرد خدایاز در هر نیک و بد ببریده پای
هوش مصنوعی: در شهری مردی بود که از نظرات خوب و بد جدا بود و به نوعی خود را از آن ها جدا کرده بود.
از جهان و اهل آن وارستهایدر به روی زشت و زیبا بستهای
هوش مصنوعی: تو از دنیا و مردم آن جدا شدهای و در دلت را به روی خوبیها و بدیها بستهای.
روزها در بندگی کردی به شامهم به شب تا صبحگاهان در قیام
هوش مصنوعی: روزها را در خدمت و بندگی سپری کردی و شبها تا صبح به عبادت و قیام مشغول بودی.
روزیش هر روز میآمد ز غیبمیرسیدش راتبه بی شک و ریب
هوش مصنوعی: هر روز روزی او از عالم غیب به او میرسید، بهطوری که شکی در آن نیست و نفعی بیشتر از آنچه انتظار داشت، به او میرسید.
در رواتب او بر اندر شام و چاشتراتبه زان مطبخ پر نوش داشت
هوش مصنوعی: در مقام و مرتبه او، در صبح و شب، از آن آشپزخانه بسیار خوشمزه و لذیذ داشت.
مطبخی خالی ز دود و درد سرنی در آن آتش نه هیزم را گذر
هوش مصنوعی: در آشپزخانهای که نه دودی دارد و نه مشکلات، نه هیزم برای آتش سوزانی وجود دارد.
کار فرمایش همه قدوسیاناز ثریا تا ثریشان میهمان
هوش مصنوعی: همهی فرشتگان از اوج آسمان تا زمین، در خدمت و اطاعت او هستند و مأموریت دارند که به بندگانش کمک کنند.
چون بجز آن مطبخ پر نوش و قندجای دیگر ره نبرد آن ارجمند
هوش مصنوعی: هیچ جای دیگری برای آن شخص محترم وجود ندارد جز این آشپزخانه پر از شیرینی و نوشیدنی.
میرسیدش مائده هر روز و شببی صداع و کسب بی رنج و طلب
هوش مصنوعی: هر روز و شب برایش نعمت و آسانی بهدست میآمد، بدون هیچ دردسری و بدون زحمت و تلاش.
چون ندارد پای رفتن خاربنامر آید سوی او از امر کن
هوش مصنوعی: اگر کسی توانایی حرکت و پیشرفت نداشته باشد، مشکلات و چالشها به سراغش خواهند آمد. لذا باید با تدبیر و اقدام مناسب به آنها پاسخ دهد.
آنکه او بشناخت باز و کلندبایدش با صد تعب کاریز کند
هوش مصنوعی: کسی که به حقیقت و عمق یک موضوع پی برده و آن را درک کرده است، باید برای دستیابی به آن حقیقت تلاش و کوشش فراوانی کند و از عوامل مختلف عبور کند.
میکشاند آب را دهقان به زورتا به پای خوشهها از راه دور
هوش مصنوعی: دهقان با تلاش و کوشش زیادی آب را به سر مزارع میآورد تا به ریشه خوشهها برسد، حتی اگر این آب از فاصله دور بیاید.
دید اندر گاو و خر چون پای راهبردشان با چوب لت تا آبگاه
هوش مصنوعی: گاو و خر را میبیند که چطور با چوب به سمت آبخوری میبرندشان.
دست کودک تا دهانش را ندیدشیر از پستان مادر میمکید
هوش مصنوعی: کودک تا وقتی که دستش را به سمت دهانش نبرد، شیر را از پستان مادر میمکد.
تا دکان نانوا را ره نبردنان بجز از سفره بابا نخورد
هوش مصنوعی: فرد تا زمانی که راهی به نانوایی پیدا نکرده، نان را جز از سفره پدرش نمیخورد.
بود در طاعت چه او بیغش و ریبراتبه بودش ز شهرستان غیب
هوش مصنوعی: در خدمت و بندگی او هیچ خیانت و تردیدی وجود ندارد و مقام او از نقطهای دور و ناشناخته به دست آمده است.
از قضا یک شب برای امتحاننامدش آن راتبه زان شارسان
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، یک شب به خاطر امتحان، او به آنجا نیامد و از آن طریق هم به جای دیگری رفت.
ای خدا زان امتحانها داد دادامتحان بس خانهها بر باد داد
هوش مصنوعی: ای خدا، از آن آزمایشها و مشکلاتی که فرستادی، بس است. این امتحانها و سختیها، خیلی خانهها را ویران کرده است.
آن ابلیس از امتحان مردود شدطاعت صد قرن او نابود شد
هوش مصنوعی: آن شیطان در آزمایش شکست خورد و عبادت و اطاعت او که به اندازه صد قرن بود، بیثمر شد.
امتحان بلعام را از پا فکندساخت در تیه و به آتش آسمند
هوش مصنوعی: بلعام در آزمایش خود شکست خورد و در مشکلات و بلایای بسیاری گرفتار شد، به گونهای که به جهنمش انداختند.
ز امتحان برصیص عابد شد هلاکسجده آورد از برای اِن نعاک
هوش مصنوعی: از آزمایش برصیص عابد، هلاکت او آغاز شد. او به خاطر آن نعمت، سجده کرد.
ای پناه بی پناهان جهانمی گریزم در پناهت ز امتحان
هوش مصنوعی: ای کسی که پناهگاه بی پناهان هستی، من از آزمایشات زندگی در پناه تو فرار میکنم.
من کجا و امتحانت ای خلیلپشهٔ لاغر کجا و بار پیل
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به مقایسه خودم با تو بپردازم، ای ابراهیم؛ من انسانی نحیف و ضعیف هستم و تو بار سنگینی را به دوش میکشی.