بخش ۱۰۹ - در بیان منع کردن مجنون فصاد را که نشتر به بدن لیلی می رسد
هوش مصنوعی: در این شعر، مجنون به شدت بیمار و دلتنگ لیلاست و به طبیب میگوید که تیغش را بر کدام رگ بزند. طبیب پیشنهاد میدهد که رگ دیگری را بزند تا درد و رنج مجنون را کاهش دهد، اما مجنون نمیتواند به هیچ رگی جز رگ لیلا فکر کند و میگوید که همه رگهای بدن او به لیلا مرتبطاند. او جانش را فدای لیلا میکند و میگوید اگر باید بمیرد، اهمیتی ندارد، زیرا لیلا باید در سلامت بماند. مجنون در نهایت به عشق خود میبالد و جانش را قربانی او میکند.
از قضا مجنون ز تب شد ناتوانفصد فرمودی طبیب مهربان
هوش مصنوعی: مجنون به دلیل عشقش بسیار رنج میبرد و از شدت تب و حال بدش به پزشک مهربان اشاره میکند تا درمانش کند.
آمد آن فصاد و پهلویش نشستنشتری بگرفت و بازویش ببست
هوش مصنوعی: فصاد (یکی از شخصیتهای داستانی) به نزدیکی آمد و کنار او نشست. سپس یک نشتری (نوعی خنجر یا سلاح) برداشت و بازویش را به معنای آمادهسازی برای عمل یا مبارزه بست.
گفت مجنون با دو چشم خون چکانبر کدامین رگ زنی تیغ ای فلان
هوش مصنوعی: مجنون با چشمان اشکبارش از کسی میپرسد که بر کدامین رگ و جانب دل او میزنی، ای فلانی.
گفت این رگ گفت از لیلی پر استاین رگم پرگوهر است و پر دُر است
هوش مصنوعی: گفت این رگ (رگ خونی) پر از عشق لیلی است و این رگ خود نیز پر از ارزش و زیبایی است.
تیغ بر لیلی کجا باشد رواجان مجنون باد لیلی را فدا
هوش مصنوعی: تیغ بر سر لیلی کجا جایز است، جان مجنون باید فدای لیلی باشد.
گفت فصاد آن رگ دیگر زنمجانت از رنج و عنا فارغ کنم
هوش مصنوعی: گفت: اجازه بده تا رگ دیگری را بزنم، تا بتوانم جانت را از درد و زحمت آزاد کنم.
گفت آنهم جای لیلای من استمنزل آن سرو بالای من است
هوش مصنوعی: او میگوید که آن مکان، مخصوص معشوق او لیلا است و همچنین آن درخت بلند و زیبا نیز به او تعلق دارد.
میگشایم گفت زآن دست دگرگفت لیلی را در آن باشد مقر
هوش مصنوعی: میگویم که دست دیگر را باز میکنم و میگوید که لیلی در آنجا قرار دارد.
درهمی آنگه به آن فصاد دادگفت اینک مزدت ای استاد راد
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که وقتی به کسی به خاطر زحماتش پاداش داده میشود، نشاندهنده ارزش و احترام به تلاشهای اوست. این پاداش میتواند نشانهای از قدردانی و توجه به کارهای انجام شده باشد.
دارد اندر هر رگم لیلی مقامهر بن مویم بود او را کنام
هوش مصنوعی: در هر رگی از وجودم، لیلی حضور دارد و هر قاعدهای که در موهایم به چشم میخورد، او در آنجا جا گرفته است.
من چه گویم رگ چه و پی چیست آنسر چه و جان چیست مجنون کیست آن
هوش مصنوعی: من نمیدانم بگویم که ماهیت رگ و پی چیست، یا اینکه آن سر و جان چه معنایی دارند، و نمیدانم دیوانه کیست که این همه سوال را میکند.
من خود ای فصاد مجنون نیستمهرچه هستم من نیم لیلی ستم
هوش مصنوعی: من خودم دیوانه و مجنون نیستم، هرچه هستم در حقیقت بخشی از لیلی و محبت اوست، که به من ستم و درد میزند.
از تن من رگ چه بگشایی ز تیغتیغ تو بر لیلی آید بی دریغ
هوش مصنوعی: اگر با تیغ خود به من صدمه بزنی، رگهای من چه فایدهای دارند؟ چون ستم تو به لیلی هم میرسد و او بیتردید از آن آسیب خواهد دید.
گو تن من خسته و رنجور بادچشم بد از روی لیلی دور باد
هوش مصنوعی: بگذار بدن من خسته و بیمار باشد، اما نگاه بد از روی لیلی دور باشد.
گو بسوز از تاب و تب ای جان منتب مبادا بر تن جانان من
هوش مصنوعی: ای جان من، از شدت عشق بسوز و نپرس، نگران نباش که محبتت بر جان محبوب آسیب نرساند.
گر من و صد همچو من گردد هلاکچونکه لیلی را بقا باشد چه باک
هوش مصنوعی: اگر من و صد نفر مثل من نابود شویم، چه اهمیتی دارد وقتی لیلی جاودان است؟
من اگر مردم از این ضیق النفسگو سر لیلی سلامت باش و بس
هوش مصنوعی: اگر من از این احساس تنگنایی بمیرم، فقط بگو که لیلی، امیدوارم حالت خوب باشد و چیزی دیگری نمیخواهم.
ساختم من جان خود قربان اوجان صد مجنون فدای جان او
هوش مصنوعی: من برای عشق او جانم را فدای او کردم، حتی جان صد مجنون را هم در راه او تقدیم میکنم.
جان چه باشد تا توان بهر تو دادجان به قربان سگ کوی تو باد
هوش مصنوعی: جان چه ارزشی دارد که برای تو فدای آن کنم؟ امیدوارم جانم فدای سگ کوی تو شود.