بخش ۶۶ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که عشق معشوق در وجود او نقش بسته و هیچ چیز دیگری برای او اهمیت ندارد. شاعر از غم و شادیهای عشق و ملامتهایی که در این مسیر تحمل کرده سخن میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی فراموش ناشدنی است. او همچنین از زندگی و جهان صحبت میکند و به بیارزشی آن در مقایسه با عشقش اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که از این عالم باید دور شد و تنها عشق را در نظر گرفت و بر اساس آن زندگی کرد.
در آن روزی که تخم مهر کشتندبه مهر تو گل ما را سرشتند
هوش مصنوعی: در آن روزی که عشق و محبت را آغاز کردند، گلهای وجود ما را به عشق تو پرورش دادند.
نیامد غیر مهرت در دل منکه بسرشتند با آب و گل من
هوش مصنوعی: جز محبت تو در دل من هیچ چیز دیگری وجود ندارد که بخواهد زندگیام را شکل دهد.
مرا با مهر تو پیوسته حالی ستکه جز آن هر چه می بینم خیالی ست
هوش مصنوعی: احساس من به وجود تو به قدری عمیق است که هر چیزی غیر از آنچه با تو تجربه میکنم، در اصل فقط یک خیال و وهم به نظر میرسد.
به یاری تو من آن جان سپارمکه تا جان دارم از بهر تو دارم
هوش مصنوعی: من جانم را به خاطر تو فدای تو میکنم، چرا که تا زمانی که زندهام، زندگیام را برای تو قرار دادهام.
مرا از عشق تو پروای کس نیستهوایی کز تو دارم آن هوس(نیست)
هوش مصنوعی: هیچکس برای من اهمیتی ندارد، تنها شوق و آرزویی که به خاطر تو دارم در دلم جا پیدا کرده است.
جهان تا کرد نقش کهنه را نومرا شیرین، تو را خوانده ست خسرو
هوش مصنوعی: جهان تا زمانی که نقش قدیمی خود را تازه کرده است، برای من شیرین است و تو را شاه خواندهاند.
به لوح دهر می بینم هویداکه تا باشد جهان گویند از ما
هوش مصنوعی: در طول زمان، میبینم که سرنوشت به وضوح نشان میدهد که تا زمانی که دنیا باشد، مردم از ما یاد خواهند کرد.
ملامتها که ما بردیم از عشقغرامتها که بسپردیم در عشق
هوش مصنوعی: ما در عشق، سرزنشها و سختیهایی را که متحمل شدیم، تحمل کردیم و نیز هزینههایی را که بابت عشق پرداختیم، فراموش نکردیم.
حدیث آن و غمها و ملامتعجب نبود که ماند تا قیامت
هوش مصنوعی: داستان و اندوهها و سرزنشها موضوع عجیبی نیست که تا ابد بمانند.
جهان تا کرد نقش دهر بنیادندارد هیچ کس زین عاشقی یاد
هوش مصنوعی: جهان تا زمانی که به وجود آمده، بنیاد ثابتی ندارد و هیچ کس از عشق و محبت در این دنیا یاد نمیکند.
ز بعد ما کسان کین در پذیرندمگر زین نقش، نقشی باز گیرند
هوش مصنوعی: پس از ما کسانی میآیند که فقط از این تصویر، تصویری دیگر بگیرند.
کنون شاها ز روز رفته بگدرکه از رفته نمی گوییم دیگر
هوش مصنوعی: حالا ای شاه، از روزهای گذشته عبور کن و دیگر درباره چیزهایی که از دست رفتهاند سخن نگو.
چو دولت یار و طالع گشت دمسازمهل کین دولت از دستت رود باز
هوش مصنوعی: وقتی که بخت و شانس به تو روی میآورد و به یاریات میآید، سعی کن این فرصت را از دست ندهی و مواظب باش که دوباره این بخت از تو فرار نکند.
چو با هم بی حجاب و رو به روییمسخن را تا به کی در پرده گوییم
هوش مصنوعی: وقتی که ما بدون هیچ پوششی و رو در روی هم هستیم، چرا باید همچنان درباره مسائل صحبت کنیم بدون اینکه صریح و شفاف باشیم؟
دل و جان را چو ستری نیست با همحجاب از پیش برداریم ما هم
هوش مصنوعی: اگر دل و جان ما همچون پردهای میان هم قرار دارد، باید آن را کنار بزنیم و با هم یکپارچه شویم.
شویم آسوده زین گفت و شنفتنسخن تا کی توان در پرده گفتن
هوش مصنوعی: چقدر میتوان به حرف زدن و شنیدن ادامه داد؟ باید یک روز آرامش پیدا کرده و از پردهپوشی و پنهانکاری دست بکشیم.
نپیچیم از دو زلف خویش پیوستمیان مار بگداریم از دست
هوش مصنوعی: ما نباید با زلفهای خود بازی کنیم و باید در برابر مشکلات بدون ترس و تردید ایستادگی کنیم.
دگر با هم نگوییم از چه و چونکه پیدا نیست کار چرخ وارون
هوش مصنوعی: دیگر از موضوعات و دلایل سخن نمیگوییم، چرا که کار دنیا و تقدیر غیرقابل پیشبینی است و مشخص نیست که چه اتفاقاتی خواهد افتاد.
به یک ره دست ازین عالم بداریمغم عالم به عالم واگداریم
هوش مصنوعی: بیایید از این دنیا دل بکنیم و غمهای آن را با خود به جایی دیگر ببریم.
شبی احوال عالم در میان بودز نیک و بد، حدیثش بر زبان بود
هوش مصنوعی: در شبی حال و روز مردم از نیکی و بدی در میان بود و داستان آن بر زبانها جاری بود.
خوشم آمد که خوش گفت این عزیزیکه این عالم نمی ارزد به چیزی
هوش مصنوعی: دوست عزیز به زیبایی بیان کرده که این دنیا و همه چیزهایش ارزش چندانی ندارد و من از این صحبت او خوشحال شدم.
به عالم من ندیدم غیر ازو کسمن از عالم، به عشقم زنده و بس
هوش مصنوعی: در زندگی من کسی وجود ندارد جز او. من فقط به خاطر عشق او زندهام و به هیچ چیز دیگری اهمیت نمیدهم.
نکیسا چون فرو خواند این دگر باربگفت این باربد با ناله زار
هوش مصنوعی: نکیسا وقتی دوباره شروع به خواندن کرد، باربد با ناله و صدایی غمانگیز گفت.