شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین وفا، عشق و نوعی تردید در دین و زهد میپردازد. شاعر میگوید وفا تنها با ترک جفا امکانپذیر است و اگر جفا را ترک نکنی، وفا معنا ندارد. او به عشق و نیاز به نگاه معشوق اشاره کرده و بیان میکند که هیچکس نمیتواند بار عشق را تحمل کند. شاعر همچنین به جنگ با خواستههای دیگران اشاره میکند و میگوید که او فقط به صلح و صفا میاندیشد. او از وسوسههای زاهدان دوری میکند زیرا معتقد است که ظاهر سازي در دین حقیقت ندارد. در نهایت، او میگوید که عشق موجب درد و غم است و حتی اگر مسیحا هم کمک کند، امید به شفا وجود ندارد.
چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیستگر ترک جفا را نکنی شرط وفا نیست
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وفای واقعی، تنها راهی که وجود دارد، ترک کردن بدیها و آسیبرسانیها است. اگر نتوانی از آسیبرسانی دست بکشی، وفا معنا ندارد.
کس بار نبست از سر کویت که دو صد باردر هر قدم او را نظری سوی قفا نیست
هوش مصنوعی: هیچکس از سر کوی تو بار کسی را برنمیدارد، زیرا در هر قدم که برمیدارد، دو بار به عقب نگاه نمیکند.
بر خواهش غیر از چه تو را هست سر جنگبا آنکه مرا غیر سر صلح و صفا نیست
هوش مصنوعی: به چه دلیلی با خواستههای دیگران مبارزه میکنی در حالی که من جز صلح و آرامش از تو نمیخواهم؟
از وسوسه زاهد سالوس به پرهیزکانسان که کند جلوه بظاهر به خفا نیست
هوش مصنوعی: از وسوسههای زاهدان فریبکار بپرهیز، زیرا انسانی که ظاهرش را زیبا نشان میدهد، در باطن چیزی خلاف آن دارد.
بیمار غم عشق ترا تا به قیامتگر چاره مسیحا کند امید شفا نیست
هوش مصنوعی: غم عشق تو مثل بیماری است که تا ابد ادامه خواهد داشت. حتی اگر کسی مثل مسیحا هم بخواهد برایش چارهای پیدا کند، امیدی به بهبودی نیست.