شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تضاد بین زندگی مرفه و ساده میپردازد. شاعر به زیبایی و آراستگی کاخها اشاره میکند و با این حال تأکید میکند که حتی یک کلبه ساده نیز میتواند روح و صفا داشته باشد. او از درد و سوختن دل در عشق سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که در غم عشق مردهایم و نیازی به ناله و شکایت نداریم. بر ظلم و ستم موجود در جامعه نیز اشاره میکند و به قدرت عشق و زیباییهای آن اشاره مینماید. در نهایت، و با یادآوری قدرت و صفات الهی، میپرسد که چرا با وجود خداوند، ظلم در جهان وجود دارد.
کاخِ جورِ تو گر از سیم بنایی داردکلبهٔ بیدرِ ما نیز صفایی دارد
هوش مصنوعی: اگرچه کاخ زیبای تو با سیم و زر ساخته شده است، اما کلبهٔ ساده و بدون در ما هم فضایی دلنشین و زیبا دارد.
همچو نی با دلِ سوراخ کند ناله ز سوزبینوایی که چو من شور و نوایی دارد
هوش مصنوعی: مانند نی، با دل پر درد خود ناله میزنم از سوز و بیپناهی، چرا که انسانی مانند من هم شور و شوقی در دل دارد.
در غمِ عشق تو مردیم و ننالیم که مَردنکند ناله ز دردی که دوایی دارد
هوش مصنوعی: ما در غم عشق تو جان دادیم و شکایت نمیکنیم، چون مردان نمینالند از دردی که راه درمانی دارد.
پا نهد بر سر خوبانِ جهان شانهصفتهر که دست و هنرِ عقدهگشایی دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که مهارت و توانایی در حل مشکلات و دشواریها دارد، میتواند با اعتماد به نفس و جسارت به سوی بهترینها قدم بردارد.
آتشِ ظلم در این خاک نگردد خاموشمَهدِ زرتشت عجب آب و هوایی دارد
هوش مصنوعی: آتش ستم در این سرزمین هیچگاه خاموش نمیشود. زادگاه زرتشت هوای جالبی دارد.
گر به کامِ تو فلک دور زند غرّه مشوکه جهان از پیِ هر سور عزایی دارد
هوش مصنوعی: اگر آسمان برای خواستههای تو به دور خود بچرخد، فریب نخور؛ زیرا دنیا بعد از هر شادی و جشن، غم و اندوهی دارد.
پس چرا از ستم و جور چنین گشته خرابآخر این خانه اگر خانهخدایی دارد
هوش مصنوعی: چرا این خانه از ظلم و ستم ویران شده؟ مگر نمیدانید که اینجا جای خداوند است؟