شمارهٔ ۱۵۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از افتادگی و سادگی خود صحبت میکند و اشاره میکند که با وجود سختیها و کمبودها به دنبال آزادی و سربلندی است. او حتی در مواجهه با دشمنان نیز ایستادگی میکند و برای رفع مشکلات مقاوم است. شاعر به زحمات و رنجهایش افتخار میکند و از اینکه به ریشهاش، یعنی زراعت و کار سخت، اشاره میکند، نوعی افتخار دارد. نهایتاً، او با تلاش برای ترک عادات بد و جستجوی خیر و سعادت، به آمادگی و توانمندی خود تأکید میکند.
گذشتم از سرافرازی، سر افتادگی دارمگرفتم رنگ بیرنگی، هوای سادگی دارم
هوش مصنوعی: از عزت و افتخار گذشتم و اکنون در حالتی از تواضع هستم. به سوی بیرنگی و سادگی رو آوردهام و به دنبال دلسادگی هستم.
مرا شد نیستی هستی، بلندی جستم از پستیچو سروم کز تهیدستی، بر آزادگی دارم
هوش مصنوعی: من از نبودن به وجود آمدم، و از حالت پستی و ذلت به اوج رفتم. چون سر که از تهیدستی به آزادی دست یافته است، من نیز به آزادی دست یافتم.
گرم دشمن بود تن ها، به جان دوست من تنهابرای رفع دشمنها، به جان ایستادگی دارم
هوش مصنوعی: اگر دشمنان به بدنها آسیب برسانند، من برای دفاع از دوست خود تنها به پا میایستم.
من آن خونین دل زارم، که خون خوردن بود کارممباهاتی که من دارم، ز دهقانزادگی دارم
هوش مصنوعی: من انسانی دل شکسته و غمگین هستم که برای من، تحمل درد و رنج بهنوعی عادت شده است. من به خودم میبالم که از خانوادهای کشاورز به دنیا آمدهام و این موضوع برای من افتخار محسوب میشود.
نمودم ترک عادت را، ز کم جستم زیادت رامن اسباب سعادت را، بدین آمادگی دارم
هوش مصنوعی: من عادتهای گذشتهام را ترک کردهام و از کم به زیاد رفتهام. برای دستیابی به خوشبختی و سعادت، آمادگی کامل دارم.