شمارهٔ ۱۷۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و رنجهای خود و احساس تنهاییاش میپردازد. او با استفاده از استعارهها و تصاویری زیبا، از نالهای که در دلش به وجود آمده سخن میگوید و به داغ دردناک عشق و زندگی اشاره دارد. همچنین، وکیل بودنش را به خاطر نفع شخصی خود میداند و از دستنوشتههایش میگوید که به آنها ایراد میگیرند. شاعر به طور کلی احساسی از ناامیدی و تمایل به رهایی از فشارهای زندگی را به تصویر میکشد.
به باد روی گلی در چمن چو ناله کنمهزار خون به دل داغدار لاله کنم
هوش مصنوعی: وقتی که به نسیم گلی در دشت ناله میزنم، هزاران درد و غم را در دل خود حس میکنم و قلبم مانند گلهای لاله داغدار میشود.
ز بس که خون به دلم کرده دست ساقی دهرمدام خون عوض باده در پیاله کنم
هوش مصنوعی: به خاطر ناراحتیهای زیاد و زخمهای عاطفی که به دل من زدهاند، مدام احساس میکنم که باید به جای نوشیدن شراب، خونم را در پیاله بریزم.
به جد و جهد اگر عقدههای چین شد بازمن از چه رو به قضا کار خود حواله کنم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تلاش و کوشش، مشکلات و ناهنجاریها افزایش یابد، من به چه دلیل باید کار خود را به سرنوشت واگذار کنم؟
شدم وکیل از آن رو که نقد فی المجلسبرای نفع خود این خانه را قباله کنم
هوش مصنوعی: من وکیلم تا بتوانم در این جلسه، پول را به نفع خودم از این خانه به عنوان سند دریافت کنم.
منم که طاعت هفتاد ساله خود رافدای غمزه ماه دو هفت ساله کنم
هوش مصنوعی: من کسی هستم که برای محبت و زیبایی یک دختر کوچک، همه عبادت و زحمت هفتاد سالهام را نادیده میگیرم.
به غیر توده ملت چو هیچکس کس نیستچرا ز هر کس و ناکس من استماله کنم
هوش مصنوعی: اگر جز مردم عادی کسی به حساب نیاید، پس چرا از هر شخصی که راجع به من نظر میدهد، درخواست کمک کنم؟
ز بس که هر چه نویسم به من کنند ایرادبر آن سرم که دگر ترک سرمقاله کنم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه هر بار که چیزی مینویسم، دیگران بر من انتقاد میکنند، تصمیم گرفتهام که دیگر مطلب اصلی را رها کنم.