شمارهٔ ۱۴ - چکامه وطنی
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیت نگرانکننده جامعه پرداخته و انتقادی به جهل و نادانی میزند. شاعر اشاره میکند که تا زمانی که جهل ما به علم تبدیل نشود، ملل دیگر ما را به عنوان بندگان خواهند شناخت. او به فقدان حقوق سیاسی توده مردم اشاره میکند و میگوید که همه از دانش محروماند. همچنین به مقایسه وضعیت علمی و پیشرفتهای دیگر کشورها پرداخته و بیان میکند که اگر ما به علم دست نیابیم، قادر به ساخت چیزهای ابتدایی هم نخواهیم بود.
شاعر راه حل این مشکل را در علمآموزی و کار در مدارس میداند و به وضعیت نامطلوب حاکمیت و فساد در حکومت اشاره میکند. او دو دسته از درباریان را معرفی میکند: دستهای جسور اما خیانتکار و دستهای دیگر که بهظاهر فکور اما بیعملند. این دو دسته موجب اختلال در امور کشور شدهاند و هزینههای عمومی به هدر رفته است. در نهایت، او اشاره میکند که کشورهایی که زمانی در اوج خود بودند، اکنون به دست افرادی نالایق و تنبل افتادهاند.
تا نشود جهل ما به علم مبدلپیش ملل بندگی ماست مسجل
هوش مصنوعی: تا زمانی که نادانی ما به دانش تبدیل نشود، وابستگی ما به ملتها ثابت و محرز است.
توده ما فاقد حقوق سیاسی استتا نشود جهل ما به علم مبدل
هوش مصنوعی: مردم ما از حقوق سیاسی برخوردار نیستند تا مبادا نادانی ما به دانش تبدیل شود.
ما همگی جاهل و ز دانش محرومپیر و جوان شیخ و شاب کامل و اکمل
هوش مصنوعی: همه ما، چه پیر و چه جوان، چه عالم و چه جوان، در واقع نادان و بیخبر از دانش هستیم.
وین همه ناقصی است زان و مپندارکار صحیح آید از گروهی محتل
هوش مصنوعی: این همه نقص و کمبود است، بنابراین گمان نکن که کار درست و کامل تنها از جمعی که در حال تأخیر هستند، به دست میآید.
فی المثل آن آهنی که اهل اروپاساخته ماشین از آن و توپ و مسلسل
هوش مصنوعی: مثلاً آهنی که در اروپا ساخته شده، برای ساخت ماشین، توپ و مسلسل استفاده شده است.
در کف ما چون فتاد از عدم علمبا همه زحمت کنیم انبر و منقل
هوش مصنوعی: وقتی علم و دانش از هیچ و پوچی به دست ما میرسد، حتی با تمام زحمتی که میکشیم، انگار فقط ابزارهایی چون انبر و منقل را در دست داریم.
بهر چنین جهل راه چاره آنیبهر چنان درد یک علاج معجل
هوش مصنوعی: برای چنین نادانی، در آن لحظه راه حلی وجود دارد و برای چنین دردی، درمان فوریی فراهم است.
نیست بجز از طریق مدرسه و کاروین به عموم است بیدلیل مدلل
هوش مصنوعی: تنها راه به دست آوردن علم و تجربه، از طریق تحصیل در مدرسه و کار کردن است و این موضوع برای همه روشن و واضح است.
هست ز درباریان دو فرقه و دایمدولت ما می شود از این دو مشکل
هوش مصنوعی: در میان درباریان، دو گروه وجود دارند و همواره سلطنت ما به خاطر این دو گروه به چالش کشیده میشود.
فرقه اول جسور لاکن خائندسته ثانی فکور اما مهمل
هوش مصنوعی: گروه اول شجاع و بیپروا هستند اما به وطن خیانت میکنند؛ گروه دوم باهوش و زیرکاند اما بیعمل و بیفایده.
در وسط این دو دسته مملکت ماگشته امورش ز چار جانب مختل
هوش مصنوعی: در میان دو گروه مختلف، اوضاع کشور ما از هر سو به هم ریخته و نامناسب شده است.
گه بردش این دوان دوان بچه ویلگه کشدش آق کشان کشان سوی مقتل
هوش مصنوعی: گاهی او را با شوق و ذوق به جلو میبرد و گاهی او را به آرامی و با احتیاط به سمت محل خطر هدایت میکند.
فرقه اول نظیر فرقه ثانیدسته ثانی مثال فرقه اول
هوش مصنوعی: گروه اول مانند گروه دوم است و گروه دوم نیز مشابه گروه اول میباشد.
مالیه ما که خونبهای عمومی استدر کف ارباب پارکهای مجلل
هوش مصنوعی: دارایی ما که هزینههای عمومی و عمومی میباشد، در دست صاحبان پارکهای لوکس است.
گاه رود در بهای تابلو و مبلگاه شود صرف چلچراغ و سجنجل
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است هزینه خرید تابلو و مبل به اندازهای باشد که با آن بتوان برای چراغهای زینتی و دیگر لوازم دکوراسیون هزینه کرد.
آه که جای قباد و تهمتن و نیوداد که مأوای طوس و گستهم یل
هوش مصنوعی: آه، جایی که قباد و تهمتن و نیو در آن بودند، اکنون خواستهای برای طوس و گستهم، این دو پهلوان بزرگ است.
یکسره گردیده ز انحطاط عمومیدستخوش و پایمال مشتی تنبل
هوش مصنوعی: همهجا به خاطر سقوط عمومی، تحت تأثیر و تسلط گروهی تنبل و بیتفاوت قرار گرفته است.
کشور کسری که بود از فلک اعلیدوده ساسان که بود از همه افضل
هوش مصنوعی: کشور کسری که در بلندای آسمان قرار دارد، از نسل ساسانیان است و این دودمان از همه بهترین و برتر بوده است.
این شده رجاله زرنگی ادنیوآن شده ویرانه ز غبرا اسفل
هوش مصنوعی: این شخص زیرک و ماهر به جایی افتاده و آنجا به وضعی نامناسب و ویرانه تبدیل شده است.