شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به احساسات عاشقانه و درد و دل شاعر اشاره دارد. شاعر به معشوق خود خطاب کرده و از او میخواهد تا به یاد روزهای گذشته و خاطراتی که با هم داشتهاند، بیفتد. او به سردی و عدم محبت معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که در گذشته چه بدیهایی به او نسبت داده شده است. شاعر حسرت روزهای خوب گذشته را میکشد و به نوعی بیان میکند که آب عشق از جوی انصراف یافته و اکنون معشوق محبوبی جدید یافته است. در نهایت، او از معشوق میپرسد که چگونه میتواند از انتخاب جدید خود راضی باشد در حالی که در گذشته چنین احساسی را بین آنها تجربه کردهاند.
ای با عدوی ما گذرنده ز کوی ماای ماهروی شرم نداری ز روی ما؟
هوش مصنوعی: ای کسی که بیتوجهی و از کناره ما رد میشوی، ای زیبای ماهروی، از چهره ما خجالتی نداري؟
نامم نهادهبودی بدخوی جنگجویبا هر کسی همی گله کردی ز خوی ما
هوش مصنوعی: تو نامم را در بین مردم به عنوان فردی بدخلق و جنگجو گذاشتهاید و همواره از ویژگیهای من نزد دیگران شکایت میکنی.
جستی و یافتی دگری بر مراد دلرستی ز خوی ناخوش و از گفتگوی ما
هوش مصنوعی: تو به دنبال کسی رفتی و او را یافتی، و با این کار به آرزوی دلت رسیدی و از ناخوشیها و بحثهای ما فاصله گرفتی.
اکنون به جوی اوست روان، آبِ عاشقیآن روز شد که آب گذشتی به جوی ما
هوش مصنوعی: هماکنون، آب عشق در جوی او جاری است، و آن روزی که تو از کنار ما گذشتی، این عشق آغاز شد.
گویند سردتر بُوَد آب از سبوی نوگرم است آب ما که کهن شد سبوی ما
هوش مصنوعی: میگویند آب از ظرف جدید سردتر است، اما آب ما کهنه است و در نتیجه، ظرف ما گرمتر شده است.
اکنون یکی به کام دل خویش یافتیچندین بهخیرخیر چه گردی به کوی ما؟
هوش مصنوعی: اکنون که به خواسته و آرزوی خود رسیدی، چه نیازی به این همه خیر و خوشی در کوچه ما داری؟