شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرماید
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و رابطه شاعر با باده است. شاعر با تقدیم جان و تن خود به باده، نشان میدهد که باده برای او معنای عمیقی دارد و حزن و اندوه را از دل او میزداید. او به باده میگوید که همه خوشیها و زیباییهای زندگیاش وابسته به وجود باده است و هر جا که باده باشد، آنجا برای او بهترین جاست. در ادامه، شاعر از تمناهای خود صحبت میکند؛ خواستههای او برای آرامش و شادی در زندگی و همچنین آرزوهایش در مرگ و پس از آن. او تمنا دارد که در روز قیامت، در بهشت، از باده بنوشد و در جایی آرام و زیبا به خاک سپرده شود. در نهایت، شعر فضایی پر از عشق، خواهش و وصال را به تصویر میکشد.
ای باده! فدای تو همه جان و تن منکز بیخ بکندی ز دل من حزن من
هوش مصنوعی: ای شراب! جان و تن من فدای تو باد، چونکه از ریشه دل من غم و اندوه را قطع کردی.
خوبست مرا کار به هر جا که تو باشیبیداری من با تو خوشست و وسن من
هوش مصنوعی: من هر جا که تو باشی، برایم خوب است و بیداریام در کنار تو خوشایند و دلنشین است.
با تست همه انس دل و کام حیاتمبا تست همه عیش تن و زیستن من
هوش مصنوعی: وجود تو برای من مانند راز و شادی زندگی است؛ با تو هر لحظه از زندگیام شیرین و شاداب است.
هر جایگهی کآنجا آمد شدن تستآنجا همه گه باشد آمد شدن من
هوش مصنوعی: هر جا که تو باشی، آنجا برای من همه جا محسوب میشود. من هر کجا که تو را ببینم، حس میکنم که آن مکان، محل وجود من است.
وانجا که تو بودستی ایام گذشتهآنجاست همه ربع و طلول و دمن من
هوش مصنوعی: جایی که تو بودی، ایام گذشته نیز در آن جاست؛ آنجا همه خاطرات شیرین و روزهای خوش من وجود دارد.
ای باده خدایت به من ارزانی داردکز تست همه راحت روح و بدن من
هوش مصنوعی: ای شرابی که از وجود تو آسایش روح و جسم من به دست میآید، امیدوارم همیشه مرا از این نعمت برخوردار کنی.
یا در خم من بادی یا در قدح منیا در کف من بادی، یا در دهن من
هوش مصنوعی: یا بادی که در خم من هستی، یا بادی که در قدح من وجود دارد، یا بادی که در دست من است، یا بادی که در دهان من میوزد.
بوی خوش تو باد همه ساله بخورمرنگ رخ تو بادا بر پیرهن من
هوش مصنوعی: هر سال عطر خوش تو را استشمام کنم و رنگ رخسارت بر روی لباس من بیفتد.
آزاده رفیقان منا من چو بمیرماز سرخترین باده بشویید تن من
هوش مصنوعی: وقتی که من بمیرم، دوستان آزاد و رفیق من، بدنم را با از شیرینترین شراب شستوشو دهید.
از دانهٔ انگور بسازید حنوطموز برگ رز سبز ردا و کفن من
هوش مصنوعی: از دانههای انگور برایم حنایی بسازید و از برگهای سبز گل رز، کفن و لباس پوشیدنم درست کنید.
در سایهٔ رز اندر، گوری بکنیدمتا نیکترین جایی باشد وطن من
هوش مصنوعی: در زیر سایهٔ گلها، جایی را برای خودم آماده کردهام تا بهترین مکان برای سکونت من باشد.
گر روز قیامت برد ایزد به بهشتمجوی می پر خواهم از ذوالمنن من
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت خداوند مرا به بهشت ببرد، از نعمتهایش درخواست میکنم تا از خیّر و بخشایشگر خودم، یعنی خدا، بهرهمند شوم.