شمارهٔ ۷۱ - درمدح علیبن عمران
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه شعر، به نقد جامعه و شرایط فراگیر آن میپردازد و از بیعدالتی و فساد حاکم بر آن سخن میگوید. او جهان را همچون بازاری آشفته توصیف میکند که در آن افراد صبر و شکیبایی خود را از دست دادهاند و به فریبکاری و نیرنگ متوسل شدهاند. شاعر به تکرار میگوید که امیدوار نیست که اوضاع بهتر شود و از رفتار ظالمانه حاکمان گلایه میکند.
سپس به قدرت غیرقابل پیشبینی و بیرحمی آنها اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در نهایت همه چیز و همه کس در معرض آسیب هستند. او خود را در دانش و عشق به حقایق معرفی میکند و از زیباییهای روحی انسانها صحبت میکند و از آنها میخواهد که در برابر ظلم و ستم سکوت نکنند.
شاعر به امید دستیابی به تغییر و رهایی از این وضعیت آشفته به نزد حاکم میرود و ابراز امیدواری میکند که صدایش شنیده شود و بتواند از سختیهای زندگی نجات یابد. در نهایت، او خود را در مقایسه با شاعران دیگر میسنجد و بر این باور است که تواناییهایش در شعر و بیان کمتر از دیگران نیست و در صدد تقسیم نعمتها و عدالت در توزیع آنها میباشد.
جهانا چه بدمهر و بدخو جهانیچو آشفته بازار بازارگانی
هوش مصنوعی: دنیا چقدر سرد و بیرحم است، مانند بازاری آشفته و بینظم که هر چیزی در آن نابسامان است.
به درد کسان صابری اندرو توبه بدنامی خویش همداستانی
هوش مصنوعی: تو در کنار افرادی هستی که صبر و شکیبایی دارند، و این خود دلیلی است بر اینکه با بدنامی و افتخار خود همصدا و همپیمان هستی.
به هر کار کردم ترا آزمایشسراسر فریبی، سراسر زیانی
هوش مصنوعی: هر کاری که برای آزمایش تو انجام دادم، تنها یک فریب بود و به طور کامل زیانآور بود.
و گر آزمایمت صدبار دیگرهمانی همانی همانی همانی
هوش مصنوعی: اگر تو را صد بار دیگر هم آزمایش کنم، باز هم همانی خواهی بود که هستی.
غبیتر کس، آن کش غنیتر کنی توفروتر کس، آن کش تو برتر نشانی
هوش مصنوعی: اگر کسی را غنی و توانگر کنی، خود را از او پایینتر نشان میدهی و اگر کسی را پست و ضعیفبسازی، خود را از او بالا میکشی.
نه امید آن کایچ بهتر شوی تونه ارمان آن کم تو دل نگسلانی
هوش مصنوعی: نه امیدی به اینکه تو بهتر شوی و نه آرزویی که دل تو را حفظ کند.
همه روز ویران کنی کار ما رانترسی که یک روز ویران بمانی
هوش مصنوعی: تو هر روز تلاش میکنی تا زندگی ما را خراب کنی، اما نترس که یک روز خودت خراب خواهی شد.
ندانی که ویران شود کاروانگهچو برخیزد آمد شد کاروانی
هوش مصنوعی: نمیدانی که وقتی کاروان حرکت میکند، چه تغییراتی ممکن است رخ بدهد و دنیای آن ویران شود.
تو شاه بزرگی و ما همچو لشکرولیکن یکی شاه بیپاسبانی
هوش مصنوعی: تو بزرگی و ما مانند سپاهیان تو هستیم، اما در این میان، یک شاه وجود دارد که بدون پاسبانی است.
یکی را ز بن بیستگانی نبخشییکی را دوباره دهی بیستگانی
هوش مصنوعی: هر کسی را با توجه به ویژگیها و اعمالش میتوان مورد بخشش یا پاداش قرار داد. ممکن است کسی که واقعاً شایسته است هیچ بخششی نگیرد، در حالی که فردی دیگر، به دلیل برخورداری از فرصتهای بیشتر یا شایستگیهای خاص، دوباره پاداشی بزرگ دریافت کند.
بود فعل دیوانگان این سراسربعمدا تو دیوانهای یا ندانی
هوش مصنوعی: عمل و رفتار دیوانگان به عمد این است که تو هم یک دیوانهای، یا خودت نمیدانی؟
خوری خلق را و دهانت نبینمخورنده ندیدم بدین بیدهانی
هوش مصنوعی: نمیتوانم کسی را ببینم که به دیگران آسیب بزند و در عین حال خود را پنهان نگه دارد، زیرا افراد چنین بیشرمانهای را تا به حال ندیدهام.
ستانی همی زندگانی ز مردمازیرا درازت بود زندگانی
هوش مصنوعی: زندگی انسان به دلیل طولانی بودنش، از مردم و کارهایی که انجام میدهند، تأثیر میگیرد.
نباشد کسی خالی از آفت تومگر کاتفاقی کند آسمانی
هوش مصنوعی: هیچ کس نیست که از خطر تو در امان باشد، مگر اینکه به صورت تصادفی و به طور غیرمنتظرهای با خوششانسی روبهرو شود.
تو هر چند زشتی کنی بیش با ماشود بیشتر با تومان مهربانی
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که بد کرده باشی، محبت ما نسبت به تو بیشتر میشود.
ندانی که ما عاشقانیم وبیدلتو معشوق ممشوق ما عاشقانی
هوش مصنوعی: شما نمیدانید که ما عاشقانی هستیم و بیخبر از این که تو معشوق و محبوب ما هستی. ما به عشق و دلدادگیامان ادامه میدهیم.
اگر چند جان و تن ما گدازیوگر چند دین و دل ما ستانی
هوش مصنوعی: اگر جان و تن ما را به آتش بکشید و اگر دین و دل ما را از ما بگیرید، باز هم تسلیم شما نخواهیم شد.
بناچار یکروز هم بگذری تواگر چند ما را همیبگذرانی
هوش مصنوعی: اگر تو روزی از کنار ما بگذری، یک روز هم که شده، ما را رها خواهی کرد، هرچند که ما همیشه در کنارت بودهایم.
مرا هر زمان پیش خوانی و هر گهکه پیش تو آیم ز پیشم برانی
هوش مصنوعی: هر بار که به سراغت میروم، مرا به سوی خود میخوانی و هر بار هم که میخواهم نزد تو بیایم، مرا از خود میرانید.
به زرق تو این بار غره نگردمگر انجیل و توراة پیشم بخوانی
هوش مصنوعی: من دیگر فریب زرق و برق تو را نخواهم خورد، حتی اگر کتابهای مقدس انجیل و تورات را جلوی من بخوانی.
خریدار دارم من از تو بسی بهچرا خدمت تو کنم رایگانی
هوش مصنوعی: من از تو خریداران زیادی دارم، پس چرا به تو به صورت رایگان خدمت کنم؟
خریدار من تاج عمرانیانستتو خود خادم تاج عمرانیانی
هوش مصنوعی: خریدار من، کسی است که از خانوادههای مهم و ثروتمند است. تو نیز در خدمت او هستی و به نوعی، وظیفهات خدمت به او و خانوادهاش است.
رئیس مؤید علی محمدکز ایزد بقا خواهمش جاودانی
هوش مصنوعی: من از خداوند خواهان طول عمر و بقا برای رئیس مؤید علی محمد هستم.
همان سهم او سهم اسفندیاریهمان عدل او عدل نوشیروانی
هوش مصنوعی: سهم او همانند سهم اسفندیار است و عدالت او همانند عدالت نوشیروان است.
شنیدم که موسی عمران ز اولبه پیغمبری اوفتاد از شبانی
هوش مصنوعی: شنیدم که موسی بن عمران از همان ابتدا به مقام پیامبری رسید و در زمانهایی که گلهدار بود، این مقام به او عطا شد.
بعمدا علی بن عمران به آخررسد زین ریاست به صاحبقرانی
هوش مصنوعی: علی بن عمران به عمد به پایان خود در این مقام و ریاست میرسد تا به قدرت و سلطنتی دست یابد.
الا ای رئیس نفیس معظمکه گشتاسب تیری و رستم کمانی
هوش مصنوعی: ای رئیس بزرگ و بافضیلت، تو مانند گشتاسب تیر و رستم کمان هستی.
کثیر الثواب و قلیل العتابیثقیل الرکاب و خفیف العنانی
هوش مصنوعی: این بیت به ویژگیهای شخصیتی کسی اشاره دارد که به خاطر اعمال نیکش پاداش زیادی خواهد برد و محکومیت کمی خواهد داشت. او همچنین فردی است که بار سنگینی بر دوش دارد، اما در عین حال، در رفتار و فکری آزاد و سبکبار است.
نه مرد شرابی که مرد ضرابینه مرد طعامی که مرد طعانی
هوش مصنوعی: نه کسی که به خاطر نوشیدنی مرده است و نه کسی که به خاطر غذا.
شنیدم که ریگ سیه را به گیتینکردهست کس حمری و بهرمانی
هوش مصنوعی: شنیدم که هیچکس در جهان دانههای سیاه را به اندازه شگفتی و حیرت نمیبیند.
تو در روز هیجا سویدای جنگیبکردی به شمشیر حمرای قانی
هوش مصنوعی: تو در روز دلاوری، به تیزی و قاطعیت شمشیر سرخی مشغول به مبارزه بودی.
چو شمشیر تو رنگرز من ندیدمکه ریگ سیه را کند ارغوانی
هوش مصنوعی: هیچگاه ندیدهام که همچون شمشیر تو، رنگآمیزی توانسته باشد سنگریزههای سیاه را به رنگ ارغوانی درآورد.
اگر عقل فانی نگردد، تو عقلیوگر جان همیشه بماند، تو جانی
هوش مصنوعی: اگر عقل از بین نرود، تو حکم عقل را داری و اگر جان همیشگی بماند، تو شبیه جان هستی.
ز نادان گریزی، به دانا شتابیز محنت رهانی، به دولت رسانی
هوش مصنوعی: از انسان نادان دوری کن و به سوی فرد دانا حرکت کن. با دوری از درد و رنج، میتوانی به خوشبختی و موفقیت دست یابی.
عتابی کنم با تو ای خواجه بشنوبه حق کریمی، به حق جوانی
هوش مصنوعی: ای آقا، به خاطر جوانی و بزرگیات از من خشم و عتابی نداشته باش، گوش کن.
سخنهای منظوم شاعر شنیدنبود سیرت و شیمت خسروانی
هوش مصنوعی: شنیدن اشعار شاعر نشاندهنده رفتار و شخصیت خسروانه است.
اگر چه رهی را تو کهتر نوازینپرهیزی از دردسر وز گرانی
هوش مصنوعی: هرچند تو با کسانی که از نظر مقام و منزلت پایینتر هستند مهربان هستی، اما از مشکلات و سختیها فرار نمیکنی و از بار سنگین زندگی نمیگریزی.
من ایدون چو بازم که زی تو شتابماگر چند از دست خود برپرانی
هوش مصنوعی: من در هر حال که بخواهم از تو دور شوم و از تو فرار کنم، نخواهم توانست از تو فاصله بگیرم.
من از منزل دور قصد تو کردمچو قصد عراقی کند قیروانی
هوش مصنوعی: وقتی که من از خانهام دور شدم و به سمت تو آمدم، شبیه به افرادی هستم که عراقیها را در جستجوی خود به سوی قیروان میبرند.
نشستم بر آن بیسراک سماعیفروهشته دو لب، چو لفج زبانی
هوش مصنوعی: نشستم بر روی زمین و در حالی که سرم را پایین نگه داشتهام، دو لبم را همچون زبان درخت فنجان میچرخانم.
یکی جعد مویی، هیونی سبکروتو گویی یکی محملی مولتانی
هوش مصنوعی: یک دختر با موی مجعد و سبکروح، انگار که سوار بر یک کالسکه زیبا و مجلل است.
تکاور یکی، خارهدری، که گفتیچو یوز از زمین برجهد، کش جهانی
هوش مصنوعی: یک نظامی ماهر و قهرمان وجود دارد که همچون یوز از زمین جهش میکند و در میدان جنگ او قدرتی است که میتواند دنیا را تحت تأثیر قرار دهد.
زبان در میان دو لب چون نیامیکه ناگه ازو برکشی هندوانی
هوش مصنوعی: زبان مانند نی است که بین دو لب قرار دارد، وقتی ناگهان آن را بیرون بکشند، صدای خاصی از آن شنیده میشود.
بریدم شب تیره و روز روشنابا رنج بسیار و بس ناتوانی
هوش مصنوعی: در دل شب تاریک و روز روشن، با وجود تمام زحمتها و ناتوانیام، دیگر طاقت ندارم.
رسیدم به نزدیک تو شعر گویانچو نزدیک هارون، صریع الغوانی
هوش مصنوعی: به نزدیکی تو رسیدم، مانند شاعران که به نزد هارون الرشید میرسیدند.
به امید آن تا کنم خدمت تورها گردم از محنت این جهانی
هوش مصنوعی: من امیدوارم که با خدمت به تو، از درد و رنج این دنیا آزاد شوم.
شنیدم که اعشی به شهر یمن شدسوی هوذة بن علی الیمانی
هوش مصنوعی: شنیدم که اعشی به یمن رفت و به ملاقات هوذة بن علی الیمانی رفت.
بر او خواند شعری به الفاظ تازیبه شیرین معانی و شیرین زبانی
هوش مصنوعی: شعری به او خواندند که به زبان عربی بود، با معناهایی دلپذیر و طرز بیان شیرین.
یکی کاروان اشتر گشن دادشهر اشتر بسان کهی از کلانی
هوش مصنوعی: یک کاروان از شتران گرسنه در کنار یکدیگر قرار گرفتند، بهطوری که هر شتر به اندازهای که نیاز داشت غذا دریافت کرد.
شنیدم که سوی خصیب ملک شدبه مدحتگری بونواس بن هانی
هوش مصنوعی: شنیدم که بونواس بن هانی به خاطر ستایش و تمجید، به سرزمین خوش آب و هوایی رفت.
به یک بیت مدحت دهانش بیاکندبه یاقوت و بیجاده و بهرمانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به زیبایی و فخر او بپردازیم، باید بیان کنیم که سخنانی شیرین و گرانبها مانند یاقوت خواهند بود و در این مسیر نباید از جاده و مقصدمان غافل شویم.
علیبن براهیم از شهر موصلبیامد به بغداد در شعر خوانی
هوش مصنوعی: علیبن براهیم از شهر موصل به بغداد آمد تا شعر بخواند.
بدادش همانگه رشید خلیفهبواصل دو سه بدره از زر کانی
هوش مصنوعی: در آن لحظه، رشید، خلیفه، به او چند سکه طلا داد.
سوی تاج عمرانیان هم بدینسانبیامد منوچهری دامغانی
هوش مصنوعی: منوچهری دامغانی به سوی پادشاهی عمرانیان آمد و با این حال به آنجا رفت.
تو زان پادشاهان همینیستی کماز آن پادشاهان بری بیگمانی
هوش مصنوعی: تو از آن پادشاهان کمتر نیستی و هیچ شکی در این نیست.
اگر کمتری تو ازیشان به نعمتبه همت از ایشان فزونی تو دانی
هوش مصنوعی: اگر تو در نعمت و ثروت کمتر هستی، اما با تلاش و همت میتوانی از آنها پیشی بگیری، خودت این موضوع را درک میکنی.
نه من نیز کمتر از آن شاعرانمبه باب مدیح و به باب معانی
هوش مصنوعی: من هم از آن شاعران کمتر نیستم در هنر ستایش و در عمق معانی.
وگر کمترم من از ایشان به معنیاز آنان فزونم به شیرین زبانی
هوش مصنوعی: اگر من از آنها کمتر باشم، به لحاظ شیرینزبانی بیشتر از آنها هستم.
نه نیز از تو آن خواسته چشم دارمکه باشد بدان مر ترا بازمانی
هوش مصنوعی: نه از تو چیزی میخواهم که امیدوارم با آن بتوانم مدت بیشتری در کنارت بمانم.
من از تو همی مال توزیع خواهمبدین خاصگانت یگان و دوگانی
هوش مصنوعی: من از تو میخواهم که داراییات را بین دوستان و آشناهایت تقسیم کنی، چه کسانی که تنها هستند و چه کسانی که همراه دارند.
بیندیش از آن روز کاندر مظالمبه توزیع کردی مرا میزبانی
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که روزی فرا خواهد رسید که تو به خاطر ناعدالتیها و ظلمهایی که بر من رفته، باید جوابگو باشی و من میزبان تو بودهام.
کسی کو کند میزبانی کسی رانباید که بگریزد از میهمانی
هوش مصنوعی: کسی که میزبان دیگری است نباید از مهمان فرار کند یا از پذیرایی او جلوگیری کند.
الا تا ببارد سرشک بهاریالا تا بروید گل بوستانی
هوش مصنوعی: بگذار باران بهاری ببارد و بگذارد گلها در باغها شکوفا شوند.
بزی با امانی و حور قباییبه رود غوانی و لحن اغانی
هوش مصنوعی: در این بیت، به زیبایی و لطافت بزی اشاره شده که با امانتی خاص و ظاهری زیبا به کنار رود غوانی میرود و صدای خوشی را میشنود. این تصویر، نمایانگر حالتهای دلانگیز و شادیبخش طبیعت و زندگی است.
بر آن وزن این شعر گفتم که گفتهستابوالشیص اعرابی باستانی
هوش مصنوعی: این شعر بر پایهی اصول مشخصی سروده شده و از آنچه که ابوالشیص، شاعر عربی قدیم، گفته، الهام گرفته شده است.
اشاقک و اللیل ملقی الجرانغراب ینوح علی غصن بان
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری از شب و زیبایی آن اشاره شده است. در دل تاریکی شب، ستارهها مانند اشکال درخشان میدرخشند و درختان سرسبز به زیبایی در فضا قرار دارند. کلاغی نیز بر روی یکی از شاخهها نشسته و به نوعی به غم و اندوهی که در دل شب نهفته است، اشاره میکند. این تصویر، روح غمگینی را در کنار زیباییهای شب به نمایش میگذارد.