شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و توصیف ویژگیهای بینظیر یک پادشاه میپردازد. شاعر به زیباییهای ظاهری و باطنی او اشاره میکند و بر قدرت و عدالت او تأکید میورزد. در این اثر، عشق و وفاداری به پادشاه و اثرات مثبت او بر کشور و مردم به وضوح بیان شده است. شاعر به تمایز او از دیگران اشاره کرده و میگوید که هیچ کس نمیتواند مانند او باشد. همچنین، او بر پیروزیها و موفقیتهای پادشاه تأکید دارد و امید دارد که در سایه او، زندگی مردم بهتر شود. در نهایت، شاعر دعا میکند که نعمتها و خوبیهای پادشاه همواره ادامه یابد.
گر سر زلف تو بر روی تو جولان نکندعشق تو قصد دل و غارت ایمان نکند
هوش مصنوعی: اگر موی تو بر چهرهات نرقصد، عشق تو به دل و ایمان من آسیب نمیزند.
با تو کس گوی به میدان نبرد تا غم توخاطرش خسته تر از گوی به میدان نکند
هوش مصنوعی: هیچکس در میدان مبارزه نمیتواند با تو به رقابت بپردازد، زیرا دلش از غم تو آنقدر آزرده است که حتی فکر ریسک کردن را هم نمیکند.
بر دلم روز وصال تو ز اندیشه هجرمی کند آنچه هزاران شب هجران نکند
هوش مصنوعی: در روز دیدار تو، دل من به قدری شاد و خوشحال است که یاد جدایی و دوری از تو را فراموش میکند؛ حتی چیزی که هزاران شب دوری نمیتواند این احساس را به من بدهد.
دل و صد چون دل برخاسته پیش تو کشمتا ز من غمزه شوخت طلب جان نکند
هوش مصنوعی: دل و جانم را به سوی تو میآورم تا شاید از من محبت و ناز نشان دهی و جانم از این عشق فدای تو نشود.
دیده من حشر از عشق تو آورد ولیکچکند دیده؟ چو دل داند و فرمان نکند
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر عشق تو حالتی شگرف تجربه کرد، اما چه فایده؟ وقتی دل میداند ولی هیچ اقدامی نمیکند.
دل سگ کیست؟ که چون چشم چو آهوی تو دیدخدمت آن لب لعل از بن دندان نکند
هوش مصنوعی: دل سگ چه رنگ و چگونه است؟ چون چشمی به زیبایی تو مینگرد، هرگز نخواهد توانست به آن لب سرخ تو از عمق دندان آسیب بزند.
کار ما چون سر زلف تو پریشان همه شبنکند کس اگر آن زلف پریشان نکند
هوش مصنوعی: کار ما شبیه به آشفته بودن موهای توست، هیچ کس این کار را انجام نمیدهد مگر اینکه آن موهای آشفته تو را به هم نریزد.
در جهان فتنه ای افگندی و بر فتنه توگرچه من صبر کنم خسرو ایران نکند
هوش مصنوعی: در دنیا مشکلی به وجود آوردی و با وجود اینکه من صبر میکنم، خسرو ایران این موضوع را تحمل نمیکند.
کارفرمای جهان اعظم اتابک که خردبا کفش قصه بحر و صف کان نکند
هوش مصنوعی: کارفرمای بزرگ جهان، به مانند اتابکی است که نمیتواند با عقل خود عمق داستانها و صفاتی را درک کند.
مالک شش جهت اسکندر ثانی که فلکپیش قدرش سخن قدر قدر خان نکند
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و عظمت شخصیت قدرتمندی مانند اسکندر میپردازد. شاعر اشاره میکند که این فرد به اندازهای بزرگ و باارزش است که حتی آسمان و اجرام آسمانی نیز در برابر او ناتوان و حقیر به نظر میرسند. به عبارت دیگر، هیچ چیزی نمیتواند به مقام و منزلت او نزدیک شود و او در اوج قدرت و شکوه خود قرار دارد.
ذات او سایه یزدان شده خورشید در اوججز به جان خدمت آن سایه یزدان نکند
هوش مصنوعی: وجود او به مانند سایهای از صفات الهی است و در اوج شکوه و مقام، تنها به خدمت آن ذات پاک میپردازد.
پشت اسلام بدو قوت از آن یافت که اوطلب رنج دل هیچ مسلمان نکند
هوش مصنوعی: پشت اسلام تنها به این دلیل قوی شد که او هیچگاه نمیخواست دل هیچ مسلمان را به زحمت و درد بیندازد.
او به حق شاه جهانبان شد و شک نیست که حقهیچ کس را به خطا شاه جهانبان نکند
هوش مصنوعی: او به درستی پادشاه جهان شد و هیچ شکی نیست که حق کسی را به ناحق پادشاه جهان نمیسازد.
خسروا عدل تو جاییست که از چنگل بازهیچ تیهو بچه در ملک تو افغان نکند
هوش مصنوعی: در زمانی که شما به عنوان سلطان حاکم هستید، هیچ چیزی نمیتواند به خوبی و با آرامش در قلمرو شما فعالیت کند، حتی جوجه تیغیها هم جرأت نمیکنند صدا کنند یا به آنجا نزدیک شوند.
مرد تا در ره ایزد نشود عاصی و عاقدر تو و نعمت تو بیهده عصیان نکند
هوش مصنوعی: مرد تا زمانی که در مسیر خداوند قرار نگیرد، خطاهایش و گناهانش بیهوده و بینتیجه خواهد بود و نعمتهای تو را نادیده میگیرد.
نبود مشکل و دشوار به عالم کاریکه فلک بر تو و اقبال تو آسان نکند
هوش مصنوعی: هیچ مشکلی در دنیا نیست که برای تو و سرنوشتت آسان نشود.
نور حق بر تو و بر چهره خوبت پیداستوین اثرها بجز از طاعت پنهان نکند
هوش مصنوعی: نور حقیقت بر تو و چهره زیبا و نیکوی تو نمایان است و این آثار جز از اطاعت و بندگی پنهان نمیماند.
عصمت نوح تو داری و بهنگام مصافآنچه تیغ تو کند صدمه طوفان نکند
هوش مصنوعی: شما مانند نوح معصوم هستید و در زمان جنگ، هیچ آسیبی که شمشیر شما به دشمن بزند، طوفان نمیتواند به شما وارد کند.
تویی اسکندر ثانی که نباشد روزیکه کف تو مدد چشمه حیوان نکند
هوش مصنوعی: تو همانند اسکندر هستی، و اگر روزی نباشد که دست تو، یاری به چشمه زندگی نرساند، آن روز وجود نخواهد داشت.
گر در ایام تو سنجر مثلا زنده شودجز به تو سلطنت ملک خراسان نکند
هوش مصنوعی: اگر در روزگاری سنجر دوباره زنده شود، جز به تو سلطنتی در سرزمین خراسان نخواهد داشت.
فر اقبال تو از دشمن تو ناید از آنکدیو در طاعت حق کار سلیمان نکند
هوش مصنوعی: موفقیت و شانس تو از دشمنانت به دست نمیآید، چراکه حتی دیو نیز در خدمت خداوند، قادر به انجام کارهای بزرگ و شگرفی مانند کارهای سلیمان نیست.
ور شود خصم تو فرعون مدار انده از آنکتیغ تو قهر کم از موسی عمران نکند
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو همچون فرعون باشد، نگران نباش؛ زیرا شمشیر تو هیچچیز کم از قدرت موسی پسر عمران ندارد.
شوربخت دو جهان آن بود ای شاه که اوهر چه گفتی تو و گویی که بکن آن نکند
هوش مصنوعی: آن کسی که در این دو جهان بدبخت است، ای شاه، کسی است که هر چه تو بگویی و بخواهی انجام دهد، او هرگز آن را انجام نخواهد داد.
عهد بستست قضای ازلی با تو بر آنکتا ابد خانه اقبال تو ویران نکند
هوش مصنوعی: سرنوشت ازلی با تو پیمان بسته که تا همیشه خوشبختی و اقبال تو را تضعیف نکند و خالی از نعمت نگذارد.
آنچه سگ دار غلامانت کند در صف جنگلشگر ایلک و لشکرکش خاقان نکند
هوش مصنوعی: هرچه سگ، نسبت به غلامان تو انجام میدهد، در میدان جنگ لشکر ایلک و لشکرخانی خاقان نیز انجام نمیدهد.
تا تو سلطان جهان را به حقیقت پدریهیچ دشمن طلب ملکت سلطان نکند
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در مقام پدری بر جهان سلطنت میکنی، هیچ دشمنی به دنبال سلطنت و ملک تو نخواهد بود.
شاد باش ای شه کافرکش غازی که فلکجز بداندیش ترا عاجز و حیران نکند
هوش مصنوعی: ای فرماندهی شجاع و پیروز، خوشحال باش، زیرا هیچ چیز در دنیا نمیتواند تو را متوقف کند و فقط بداندیشان هستند که به تو ناتوانی خود را نشان میدهند.
هرکه او دیده بود روی تو از اول روزتا به شب گرد درش حادثه جولان نکند
هوش مصنوعی: هرکس که زیبایی و چهره تو را دیده باشد، از صبح تا شب به دور آن در نخواهد چرخید و دلبسته حوادث دیگر نخواهد شد.
شاه خوارزم گر از حکم تو سر پیچاندخویشتن جز هدف ناوک خذلان نکند
هوش مصنوعی: اگر شاه خوارزم از دستورات تو سرپیچی کند، هیچ کار دیگری جز هدفی برای ناکامی نخواهد داشت.
ور مؤبد ننهد بر خط پیمان تو سرکافرم گر سر خود در سر طغیان نکند
هوش مصنوعی: اگر موبد (روحانی) بر سر پیمان تو خیمه نزند، من کافر هستم، اگر سر خود را در طغیان نکند.
التجابر در تو تا به یکی سال دگرقیصر روم کم از خسرو کرمان نکند
هوش مصنوعی: در تو غرور و خودخواهی به قدری زیاد است که حتی در یک سال دیگر نیز قیصر روم از خسرو کرمان کم ندارد.
تو برین فتح و ظفر شکر فراوان کن از آنککار تو راست بجز شکر فراوان نکند
هوش مصنوعی: به خاطر این پیروزی و موفقیتت، قدردانی و شکرگزاری زیادی داشته باش، زیرا تنها شکرگزاری میتواند نتایج خوب کارهایت را به تصویر بکشد.
فتح تبریز میسر شد و آن روز مبادکه دل و دولت تو فتح دگرسان نکند
هوش مصنوعی: پیروزی بر تبریز به دست آمد و این امید وجود دارد که روزی نرسد که احساسات و ثروت تو دچار تغییر و تحول شوند.
هم بزودی بود این بقعه ز عدل تو چنانساکنش آرزوی روضه رضوان نکند
هوش مصنوعی: این مکان به لطف عدالت تو به قدری آرام و باصفا است که ساکنانش آرزوی بهشت را نیز نمیکنند.
خسروا هست یقینت که فلک تا به ابدبر مراد دل کس جنبش و دوران نکند
هوش مصنوعی: به طور قطع میتوان گفت که برای هیچکس در این دنیا، سرنوشت و تغییرات آن مطابق آرزوهایش پیش نخواهد رفت.
هیچ کاری به جهان با سر و سامان نبودتا جفای فلکش بی سر و سامان نکند
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در دنیا منظم و سر و سامان نیست که نفع یا زیانی از کمبودی که سرنوشت ایجاد میکند، نداشته باشد.
پس در آن کوش که در دور تو و دولت توفتح جز با سر شمشیر تو پیمان نکند
هوش مصنوعی: بنابراین، تلاش کن که در اطراف خود و برای موفقیتت، جز با قدرت و توانایی خود به پیروزی نرسی.
بیخ کافر بکن از پشت زمین تا پس ازیننعمت عفو ترا بیهده کفران نکند
هوش مصنوعی: از ریشه کافران را از زمین برکن، تا بعد از این، نعمت بخشش تو، بیهوده زیرپا نرود.
پشت ایمان چو تویی پس که کند در عالم؟گر سر خنجر تو یاری ایمان نکند
هوش مصنوعی: اگر تو، پشتوانه ایمان هستی، پس چه کسی میتواند در این دنیا به آن کمک کند؟ اگر سر تیغ تو، ایمان را یاری نرساند.
غبن باشد اگر از خون دل ابخازیخاک را تیغ تو چون لعل بدخشان نکند
هوش مصنوعی: اگر خاک را با خون دل و زحمت خود آبیاری کنی و نتیجهای نگیری، بسیار جای افسوس دارد. تیغ تو باید درخشان و با ارزش باشد، مانند لعل بدخشان.
آن فزع بیند و یابد ز تو و لشکر توکه دگر تا بزید روی به اران نکند
هوش مصنوعی: او ترسی را از تو و سپاه تو حس میکند، بهطوری که دیگر هیچگاه جرأت نکند به آنجا پا بگذارد.
دارم امید که این بار سر خنجر توجای جز در دل آن کافر کشخان نکند
هوش مصنوعی: امید دارم که این بار، سر خنجر تو فقط در دل آن بیایمان که کافر است، فرو رود و آسیب نبیند.
او پشیمان شود از کرده ولی آن سگ راجز سر تیغ تو از کرده پشیمان نکند
هوش مصنوعی: او از کارش پشیمان میشود، اما هیچ چیزی نمیتواند آن سگ را از تصمیمش منصرف کند، جز تیغ حکمت تو.
نیست یکروز که از مدح و ثنای تو مجیرزینت دفتر و آرایش دیوان نکند
هوش مصنوعی: هر روزی نیست که من در ستایش و تمجید تو از زیباییهای دفتر و تزئینات کتابها سخن نگویم.
در ثنای تو هر آنکس که ببیند سخنشمیل سوی سخن صاحب و سحبان نکند
هوش مصنوعی: هر کس که در ستایش تو صحبت کند، به گونهای سخن میگوید که تمایلی به سخن گفتن از دیگران ندارد.
خاطر اوست سزاوار مدیح تو از آنکمدح احمد بجز از خاطر حسان نکند
هوش مصنوعی: ذکر و ستایش او شایسته توست، زیرا هیچ کس جز حسان نمیتواند احمد را ستایش کند.
او ز احسان تو محروم شد و نیست کسیکه دلت در حق او شفقت و احسان نکند
هوش مصنوعی: او از لطف و نیکی تو بیبهره مانده است و هیچکس نیست که به خاطر او در دل تو رحم و محبت وجود داشته باشد.
تا لب لاله و رخسار سمن را به چمنهیچ کس تازه تر از قطره باران نکند
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند زیبایی و تازگی لبهای لاله و چهرهی سمن را مانند قطره باران زنده کند.
تا در اثنای سخن مرد سخنگوی فصیحبرگ گل را صفت خار مغیلان نکند
هوش مصنوعی: در هنگام صحبت کردن، انسان باید مراقب باشد که کلماتش زیبا و مناسب باشند و از بیان نادرست یا زشت پرهیز کند، زیرا کلماتی که به کار میبریم میتوانند تأثیرات نامناسبی داشته باشند.
رایت دولت و فر تو چنان عالی بادکه گذر جز همه بر تارک کیوان نکند
هوش مصنوعی: امیدوارم که پرچم دولت و عظمت تو به قدری بلند و با شکوه باشد که هیچ کس نتواند از آن فراتر رود و در مقام و شأن تو قرار بگیرد.
سال عمر تو چنان باد و چنان خواهد بودکه حسابش به حیل خاطر انسان نکند
هوش مصنوعی: سالهای عمر تو همچون بادی میگذرد و به همین شکل نیز ادامه خواهد داشت، بهطوری که نمیتوان حسابش را به سادگی در ذهن نگه داشت.
باد ایوان فلک رخنه و بگسسته ز هماگر او نقش ز نام تو بر ایوان نکند
هوش مصنوعی: باد چیزی را از افق آسمان بر هم زده و جدا کرده است؛ اگر او نتواند بر ایوان خود نام تو را بنگارَد، چه فایدهای دارد که این کار را انجام داده است؟
گنگ باد آنکه چو بشنید دعای تو ز منجان نیفزاید و آمین ز دل و جان نکند
هوش مصنوعی: هر کس که دعای تو را از من بشنود و نتواند به آن قلباً آمین بگوید، بیمحابا بیاحساس و بیخبر است.