شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و توصیف شاه و پیروزیهای او در میدان جنگ میپردازد. شاعر به نیکیهای شاه، انصاف و عدل او مشابه نوشروان اشاره کرده و او را به دلیل قدرت و موفقیتهایش در نبردها همچون موسی و رستم میستاید. شاعر به توفیقاتی که شاه در سال ۵۷۸ هجری و در روز عاشورا به دست آورده، اشاره میکند و پیروزی او را از الطاف الهی میداند. او همچنین به شجاعت و قدرت لشکریان شاه و شکست دشمنانش پرداخته و از بخشش و حکمتش میگوید. شاعرانگی و غنای زبان شعر، عظمت و شکوه جنبشهای شاه و ثبات سلطنت او را مورد تحسین قرار میدهد و در نهایت برای عمر طولانی و بقاء او و دولتش دعا میکند.
زهی از فر تو گشته جهان نصرت آبادانزهی در عهد تو دیده زمانه عدل نوشروان
هوش مصنوعی: خوشا به حال جهانی که به برکت تو در امنیت و سربلندی است. در زمان تو، چشم دنیا عدالت و انصاف را مشاهده میکند.
به نصرت دور گردونی به حرمت کعبه ثانیبه رتبت اوج خورشیدی به کنیت سایه یزدان
هوش مصنوعی: به یاری چرخ گردان و به حرمت کعبه دوم، به مقام بلند خورشید و به لقب سایه خداوند.
چو تو ساغر نهی بر کف ترا جنت سزد مجلسچو تو جولان کنی در صف ترا گردون سزد میدان
هوش مصنوعی: وقتی تو جامی را در دست میگیری، بهشت به تو میآید. وقتی تو در میان جمع به نمایش مهارتهایت میپردازی، آسمان هم میدان برگزاری این نمایش میشود.
تو داری معجز موسی که اندر آتش حملهتو از رمح اژدها سازی گر او کرد از عصا ثعبان
هوش مصنوعی: تو قدرتی داری مانند معجزه موسی که وقتی به آتش میروی، میتوانی از نیزهات اژدهایی بسازی. اگر او عصایش را به ثعبان تبدیل کرد، تو هم میتوانی کارهای بزرگتری انجام دهی.
کسی را کو ببیند دست و تیغت در صف مردیهمه دستان و زرق آید حدیث رستم دستان
هوش مصنوعی: اگر کسی تو را ببیند که با شمشیر و قدرتت در میان دیگران ایستادهای، همهی دستان و زیباییها به یاد داستان رستم دستان میافتند.
توانم خورد سوگندی که آنرا نیست کفارتبه خاک پای تو یعنی به آب چشمه حیوان
هوش مصنوعی: من میتوانم با یک وعده به تو بگویم که هیچ چیزی نمیتواند جای رمق و قدرت تو را بگیرد، یعنی به اندازهی زندگی و وجودت برایم ارزشمند است.
که کرد از پیش و خواهد کرد از اکنون تا گه محشرفلک با دولتت بیعت ظفر با رایتت پیمان
هوش مصنوعی: که پیش از این، قدرت تو را برسم گرفته و اکنون نیز ادامه خواهد داشت تا روز قیامت، آسمان با حکمت تو بیعت میکند و با پرچم تو پیمان میبندد.
کسی کو هست هم کشتی و هم طوفان تویی زیراکه وقت رحمتی کشتی و گاه هیبتی طوفان
هوش مصنوعی: شخصی که همزمان هم قایق نجات است و هم طوفان، تو هستی، زیرا در زمان رحمت، تو مانند قایق نجات میمانی و در زمان قدرت و هیبت، به مانند طوفان ظاهر میشوی.
ترا ایزد ز آب و خاک نسر شتست پنداریکه کردست از تو هر عضوی ز فر و فضل دیگرسان
هوش مصنوعی: تو را خداوند از آب و خاک آفریده است و این خیال نکن که هر بخشی از وجودت به یک شکل و کیفیت خاصی برگزیده شده است.
زبان از شکر و طبع از آب و روی از نور و لفظ ار درسر از رحمت دل از شفقت تن از عصمت کف از برهان
هوش مصنوعی: زبان مانند شکر شیرین است، طبع و ویژگیهای فرد از آب صاف و زلال به نظر میرسد، چهرهاش مانند نوری درخشان است. اگر سخنی از رحمت در دل دارد، دلش پر از محبت است، تن او از پاکی و عصمت خالی نیست و دستش مملو از دلایل محکم و برهان است.
به زخم تیغ کم کردی ز گیتی زحمت فتنهبه نوک نیزه بنشاندی ز عالم آفت عصیان
هوش مصنوعی: به خاطر زخم چ blade که بر تن زدی، از درد و رنج دنیا کاستی. با قرار دادن فتنه بر بالای نیزه، آفت عصیان را بر عالم نمایاندی.
اگر چه نصرت و فتح تو چندان شد که می گرددزبان از شکر آن عاجز خرد در وصف آن حیران
هوش مصنوعی: با وجود اینکه پیروزی و موفقیت تو به قدری بزرگ و زیاد است که زبان از وصف آن ناتوان است، اما عقل و خرد نیز در توصیف این همه نعمت و فتح شگفتزده و حیران ماندهاند.
ولیک این نوبت آن گردی به عون بخت و لطف حقکه چشم هیچکس در هیچ عهد از کس ندیدست آن
هوش مصنوعی: این بار، به یاری شانس و رحمت حق، چیزی را تجربه خواهی کرد که هیچکس در هیچ زمان و از هیچ کسی شاهد آن نبوده است.
به سال پانصد و هفتاد و هشتم روز عاشوراسحرگه روز آدینه قمر در ثالث میزان
هوش مصنوعی: در صبح روز جمعه، در تاریخ پانصد و هفتاد و هشتمین سال، در روز عاشورا و در فصل پاییز، ماه در برج میزان قرار داشت.
به فر دولت وافی به عون نصرت کافیبه سعد طالع میمون به لطف قوت ایمان
هوش مصنوعی: با رحمت و حمایت الهی، موفقیتهایی که به دست میآوریم، به خاطر شانس و طالع خوب ماست و اینها همه به لطف و قدرت ایمان ما بستگی دارد.
نمودی از سر شمشیر با بدخواه برهانیکه شد بر طالع سعدت دلیل و حجت و برهان
هوش مصنوعی: تو با درخشش شمشیری که در برابر بدخواهانت به نمایش گذاشتی، دلیلی محکم و روشنی بر خوشبختیات ارائه کردی.
تعالی الله چه ساعت بود آن ساعت که اندر صفز بهر کین میان بستی و بر یکران گشادی ران
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ است؛ چه ساعتی بود که تو به خاطر انتقام، در صف ایستادی و بر افراد مقابل خود حمله کردی!
به زیرت صرصر تازی به دستت آتش هندیشده زان آهن و صرصر مخالف بی سر و سامان
هوش مصنوعی: به زیر تندباد سردی که به تو میوزد، آتش عشق و احساس در دستانت شعلهور است. این آهن و تندباد مخالف، بینظم و بیسرپرست به نظر میرسند.
تو چون شیر و سر رمح تو همچون اژدها گشتهمیان شیر و اژدرها شده خصم تو سرگردان
هوش مصنوعی: تو مانند شیری و نیزهات همچون اژدهایی شده است. میان شیر و اژدها، دشمن تو در سردرگمی و حیرت است.
بدان تا در صف هیجا شود نظاره تیغتملک عاجز شد از طاعت فلک ساکن شد از دوران
هوش مصنوعی: بدان که وقتی تیغ تو در میدان نبرد نمایان میشود، حتی ملک نیز از اطاعت و فرمانبری ناتوان میشود و آسمان به آرامش و سکون در میآید.
شد از رمح غلامانت هوا با نیسان همبرشد از گرد سوارانت زمین با آسمان یکسان
هوش مصنوعی: به خاطر نیرو و عظمت خدمتگزارانت، آسمان با نواختن نیسان به زمین نزدیک شده است و زمین هم با سوارانت به آسمان شباهت پیدا کرده است.
ز تف حمله گرمت عدو را آه شد چون یخز زخم خنجر تیزت فلک را کنده شد دندان
هوش مصنوعی: از شدت حملهات، دشمن را مانند یخی ذوب کردی. بر اثر زخم چاقوی تیزت، دندان آسمان شکسته شد.
فغان و بانک کوس افگنده در صحن زمین غلغلخروش نای رویین برده بر طاق سپهر افغان
هوش مصنوعی: صدای ناله و بانگ طبل در زمین طنینانداز شده و صدای خروش نای، به آسمان بلند رفته است.
نخست از حلق فرعونان براندی بر زمین دریاپس از دریا برون راندی به سان موسی عمران
هوش مصنوعی: خداوند به موسى (ع) اجازه داد تا از دریا عبور کند و آن را شکافت، به گونهای که قومش به مسیر خود ادامه دهند. این عمل نمایانگر قدرت و اراده الهى است که فرعونیان را در برابر موسى نابود کرد و او را در این راه یارى نمود.
تو پنداری شد آن ساعت ز بهر کشتن خصمتفنا بر تیغ تو قبضه، اجل بر تیر تو پیکان
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که در آن لحظه، برای نابودی دشمنات، مرگ بر شمشیر تو تسلط یافته است و سرنوشت، بر تیر تو ویرانی را هدایت میکند.
به تیغ تیز در شبدیز آن کردی کزان صد یکنه حیدر کرد در صفین نه رستم کرد در توران
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، قدرتی خردکننده و بیرحمانه داشتی که حتی حیدر (علی) در جنگ صفین و رستم در میدانهای توران هم قادر به انجام آن نبودند.
به دست بندگانت در کمان شد ابر نیسانیکه از وی یغلق و یاسج همی بارید چون باران
هوش مصنوعی: ابر نیسانی که با دستان بندگانت به کمان درآمد، به گونهای باران میبارد که همچون باران یغلق و یاسج فرو میریزد.
چو شب کردند در شبدیر روز خصم بیدولتکه آن شب را نخواهد دید هرگز هیچ کس پایان
هوش مصنوعی: وقتی که شب در شبدیر فرا میرسد، دشمن بیدولت دیگر هیچکس آن شب را نخواهد دید و هرگز به پایان نخواهد رسید.
به عون خنجر شیران درگاهت در آن صحراسپهر از خون خصم تو سگانرا می کند مهمان
هوش مصنوعی: با کمک خنجر شیران، درگاه تو در آن دشت آسمان، خون دشمنان تو، سگها را مهمان میکند.
چنانست اندران کشو رسری بی تن تنی بی سرکه عاقل باز نشناسد فلان را صورت از بهمان
هوش مصنوعی: در آن مکان، چیزی وجود دارد که مانند سرپوشی است بدون اینکه بدنی داشته باشد و مانند بخشی از بدن بدون سر است. به طوری که حتی افراد باهوش هم نمیتوانند آن را از یکدیگر تشخیص دهند.
تواز بهر کسان بسیار خوان بنهاده ای لیکنز بهر کرکسان اکنون در آن موضع نهادی خوان
هوش مصنوعی: تو برای بسیاری از مردم سفرهای گستردهای، اما اکنون سفرهات را برای کرکسها در آن مکان پهن کردهای.
به جان جست آنکه جست از تو ولیکن من بگویم چون؟گسسته پرچم نیزه، دریده دامن خفتان
هوش مصنوعی: من به جان کسی که از تو دور شده است فکر میکنم، اما چطور بگویم؟ مثل پرچمی که از تیرک جدا شده یا دامن لباسهایی که پاره شدهاند، به هم ریخته هستم.
همیشه رسم قربان بودی اندر عشر ذی الحجهتو در عشر محرم کرده ای بدخواه را قربان
هوش مصنوعی: در زمان قربانی کردن، همیشه در ایام حج بودی. اما امسال در ایام محرم، تو بدخواه را قربانی کردهای.
نرستند از سر خفت و گر رستند هست اکنونیکی در گوشه ای عاجز یکی در مسجدی پنهان
هوش مصنوعی: برخی از مردم به دلیل خواب و غفلت از حالشان بیرون نیامدهاند و اگر هم به خود بیایند، اکنون عدهای در گوشهی کوچک و ناتوانی به سر میبرند و عدهای دیگر در جایی مانند مسجد پنهان شدهاند.
فلک دید از شبیخونت که و مه را در آن لشکرنفس در بر شده زوبین قبا بر تن شده زندان
هوش مصنوعی: آسمان از حملهات مشاهده کرد که در آن شب، ماه در دستهی نفسها محاصره شده و با نیزهای که به تن قبا زده، در زندان گرفتار شده است.
علمشان جمله آوردی و کردی سرنگون یعنیکه چون شد سرنگون دشمن علم جز سرنگون نتوان
هوش مصنوعی: علم و دانش آنها را به زانو درآوردی و به زیر کشیدی، یعنی وقتی که دشمن در هم شکست، دیگر علم نمیتواند چیزی جز شکست برای او به ارمغان آورد.
تو هستی خسرو ایران و در شبدیز با شیرینحکایت می کند خسرو ز فتح خسرو ایران
هوش مصنوعی: تو شاه ایران هستی و در دنیای خیال، با شیرین از پیروزیهای خود میگویی.
به خوزستان به فال شوم و نام شوم شد خصمترفیق او دلی پر درد لیکن درد بی درمان
هوش مصنوعی: به خوزستان که میروم، بدی و نام زشتی به سراغ من میآید. دوست من به دشمنیام تبدیل شده و دلم پر از درد است، اما این درد درمانی ندارد.
ز آه تلخ او زین پس عجب نبود اگر رویدبه جای نیشکر حنظل همی از خاک خوزستان
هوش مصنوعی: از اندوه عمیق او نباید تعجب کرد اگر در سرزمین خوزستان به جای نیشکر، گیاه تلخ و بیمزهای مانند حنظل بروید.
کسی کز اول نامش همه شومی است دور از توازو فال نکو جستن ندارد در خرد امکان
هوش مصنوعی: کسی که از ابتدا نامش به بدی معروف است، دور از توست و نمیتوان از او توقع خوشیمنی داشت. این امر در خرد و عقل هم جا ندارد.
برادر مانده اندر بند و لشگر گشته آوارهپیاده جسته از دستت به زرق و حیله و دستان
هوش مصنوعی: برادر در زیر فشار و سختی گرفتار مانده و سربازان به خاطر نیرنگ و فریب تو در حال آوارگی و ناچاری هستند.
اگر بدخواه بغی آورد برد از لشکرت کیفرو گر دشمن بد اندیشید دید از تیغ تو خذلان
هوش مصنوعی: اگر دشمنی خواسته باشد به تو آسیب برساند، نتیجهای جز شکست برایش نخواهد داشت و اگر کسی با نیت بد به تو حمله کند، تیغ تو او را ناامید میکند.
چنین آید جزای آنکه با دولت زند پهلوچنین باشد سزای آنکه در نعمت کند طغیان
هوش مصنوعی: پاداش کسی که در کنار نعمتها زندگی میکند، این است که دچار عذاب میشود و کسی که در نعمتها طغیان و نافرمانی کند، باید متحمل عواقب آن باشد.
بنامیزد چنین باید جلال و فتح و پیروزیکزو دشمن شود غمگین وزو نصرت شود شادان
هوش مصنوعی: برای بدست آوردن جلال و پیروزی، باید به نام او توجه کرد؛ زیرا از این طریق دشمنان غمگین خواهند شد و دوستان و پیروان شاد و خوشحال خواهند گشت.
زهی شاه بلند اختر زهی خورشید روز افزونکه از جان آفرین بادت هزاران آفرین بر جان
هوش مصنوعی: ای کاش، ای پادشاه با ستاره ای بلند، ای خورشید درخشان که هر روز بیشتر از قبل میتابی، بر تو هزاران درود و تحسین فرستند، که از جان آفرینی توست.
شکستی آخر و خستی بداندیشان دولت رابه تیغ آسمان نصرت به رمح اژدها جولان
هوش مصنوعی: سرانجام شکست خوردی و دچار ناامیدی شدی. بداندیشان، سرنوشت را با حملهای از آسمان و یاری که مانند نیزهی اژدهاست، تحت فشار قرار میدهند.
هزیمت کردی اعدا را و بیرون آمدی ناگهچو ماه از ابر و در از آب و مشگ از ناف و زر از کان
هوش مصنوعی: تو دشمنان را شکست دادی و ناگهان مانند ماه از پشت ابر ظاهر شدی، مثل گلی که از آب بیرون میآید و مشک که از ناف خود خوشبوئی خود را مینماید، یا طلا که از معدن به دست میآید.
همی راندی خوش و خرم به پیروزی و بهروزیقدم پی بر پی نصرت علم سرتاسر کیوان
هوش مصنوعی: تو با شادابی و خوشحالی به سوی پیروزی و کامیابی پیش میروی، قدم به قدم در مسیر پیروزی گام برمیداری و علمت همچون ستارهای در آسمان، درخشان و نمایان است.
رکابت بر سر فتح و عنانت در کف نصرتزمانه پیش حکمت سر نهاده بر خط فرمان
هوش مصنوعی: تو در آستانه پیروزی هستی و در دستان تو قدرت یاری زمان قرار دارد. حکمت خود را بر سر فرمانی مهم گذاشتهای و به آن احترام میگذاری.
فلک نصر من الله خواند بر دست تو از مصحفجهان انا فتحنا گفته با تیغ تو از فرقان
هوش مصنوعی: آسمان پیروزی خدا را به نام تو میخواند، و در کتاب عالم، آیه "ما به تو پیروزی دادیم" را با شمشیر تو از قرآن بیان میکند.
امیران و غلامانت به خدمت پیش تو کردههمه آب ظفر روشن همه دشوار ملک آسمان
هوش مصنوعی: فرمانروایان و خدمتگذاران تو همگی به پای تو آمدهاند و به تو درود میفرستند، در حالی که دستیابی به موفقیت و قدرت بر دشواریهای آسمان حکمفرماست.
فلک با رایتت هر دم به حسبت کرده دلجوییظفر با سنجقت صدره به رغبت کرده جان افشان
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر تو هر لحظه به تو توجه میکند و به پیروزیات احترام میگذارد. تو با جمال و زیباییات جانها را به شوق میآوری و آنها را به خود جذب میکنی.
شنیده صیت اقبال تو هم گردون و هم اختربخوانده نامه فتح تو هم دانا و هم نادان
هوش مصنوعی: شایستههای تو را همه جا میشنوند، حتی در آسمان و ستارهها. نام پیروزیات را هم عاقلها میدانند و هم نادانها.
از اکنون تا مهی دیگر به دست قاصد دولترسد آواز فتح تو به شرق و غرب و انس و جان
هوش مصنوعی: از حالا تا زمانی دیگر، خبری از پیروزی تو به دست پیغامآور دولت به شرق و غرب و همه جا خواهد رسید.
خداوندا ترا از چار چیز این فتح شد حاصلز بنده بشنو این معنی چو بشنیدی حقیقت دان
هوش مصنوعی: خداوندا، این پیروزی به واسطه چهار چیز به دست آمده است. از بندهات این منظور را بشنو و وقتی که شنیدی، حقیقت آن را درک کن.
یکی از فضل یزدان بین دوم از نیت نیکوسیم فر اتابک دان چهارم دولت سلطان
هوش مصنوعی: از فضل خداوند یکی را ببین، دوم از نیت نیکو. سومی، فرزندی از اتابک و چهارمی، دولت پادشاه است.
همی تا ابر نقاشی کند در فصل فروردینهمی تا باد عطاری کند در نیمه نیسان
هوش مصنوعی: تا زمانی که ابرها در بهار به زیبایی نقاشی میکنند و بادها عطر و تازگی فصل را به همراه دارند.
همی تا عادت آن باشد که عشاق جهان دایمبنازند از شب وصل و بنالند از شب هجران
هوش مصنوعی: عشقورزان همیشه باید در خوشی و شادمانی به سر ببرند و از شبهای جدایی و دوری شکایت کنند.
جهان باد از رخت خرم کرم باد از کفت شاملنهادت دایم الصحه وجود ثابت الارکان
هوش مصنوعی: دنیا به زیبایی تو رونق دارد و لطافت تو، همچون کرم در درون خویش، تأثیرگذار است. وجود تو همیشه سالم و ثابت است و به راحتی میتواند همه چیز را در خود بگنجاند.
زمانه پیش تو بنده به فرمانت سرافگندهفراز نامه نصرت همیشه نام تو عنوان
هوش مصنوعی: زمانه در برابر تو، مانند بندهای فرمانبردار، در حالی که خجالتزده است، پیوسته از پیروزیها و موفقیتهای تو یاد میکند و نام تو همواره به عنوان بهترین و بزرگترین در این یادها ذکر میشود.
ترا هر روز و هر ساعت مسلم فتح دیگرگونترا هر لحظه و هر دم مسخر ملک دیگرسان
هوش مصنوعی: هر روز و هر ساعت به شکلی جدید و تازه به دست میآوری و در هر لحظه و هر دم به شیوهای متفاوت تحت سلطهی قدرتی جدید قرار میگیری.
زمین مأمور حکم تست ازو بیخ بدان برکنجهان شش گوشه ملک تست در وی شاخ تو بنشان
هوش مصنوعی: زمین به فرمان توست، بنابراین ریشهاش را محکم کن. جهان شش گوشهای که در آن قرار دارد، متعلق به توست، پس در آن، شاخههای خود را بکار.
دل و چشم اتابک باد از تو خرم و روشنمه عمر شما ایمن ز رنج و آفت و نقصان
هوش مصنوعی: دل و چشمان اتابک با وجود تو شاد و روشن هستند. امیدوارم عمر شما از مشکلات، دردها و کمبودها مصون باشد.
تو زان پیر جوان دولت ممالک کرده مستخلصوی از بخت جوان تو جهانرا دیده آبادان
هوش مصنوعی: تو به واسطهی آن پیر که دولتها را سر و سامان داده، از بخت جوانت، جهانی آباد و آباد دیدهای.
تو همچون نام خود پیوسته ملک آرا و دین پرورمجیر از جان درین حضرت چو حسان گشته مدحت خوان
هوش مصنوعی: تو مانند نام خود همیشه زیبا و مملو از دین هستی و از جان پاک خود در این مقام همچون حسان، مدح و ستایش میکنی.
فلک تا چند خواهد گشت و عالم چند خواهد بوددوامت باد ده چندین و عمرت باد صد چندان
هوش مصنوعی: زمان تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و جهان چه مدت پایدار خواهد ماند؟ ای کاش طول عمر تو چندین برابر باشد و زندگیات صد برابر افزونتر گردد.
رفیقت ز اختر میمون جلال و دولت باقینصیبت زایزد بیچون بقا و عمر جاویدان
هوش مصنوعی: دوستت از ستارههای خوشیمن برخوردار است و جلال و مقام او پایدار خواهد بود. نصیب تو نیز بیچون و چرا طول عمر و بقا خواهد بود.