شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیبایی و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر از چالشهای شب و آمدن سپیده دم میگوید و از یک طرف به کوزههای پر از شراب اشاره میکند و از طرف دیگر به عشق و دلبستگیاش نسبت به معشوق. او حسرت دوری از معشوق را بیان میکند و در عین حال بر اهمیت وفا و عدم شکستن قراردادهای عاشقانه تأکید میکند. این شعر به طور کلی غم و شادی عشق، لذتهای دنیوی و زیباییهای طبیعت را به تصویر میکشد.
غرب الشمس والهوی سکنیو سهیل بدا من الیمن
هوش مصنوعی: غروب آفتاب و عشق، مکان سکونت و آرامش است و ستاره سهیل از سمت راست تجلی میکند.
این این الکؤوس مترعةهاتها هاتها و لاتهن
هوش مصنوعی: این لیوانها پر شدهاند، بیا بیا، و اجازه نده که خالی شوند.
لشکر شب رسید تن چه زنی؟حبشی دست یافت بر ختنی
هوش مصنوعی: لشکر شب به سراغ تو آمده است، آیا حاضری به او پاسخ دهی؟ زن سیاهپوستی به معشوقهام دست پیدا کرده است.
ای که از عارض، آفتاب منیپر کن از باده، کوزه دو منی
هوش مصنوعی: ای کسی که زیباییات چون آفتاب است، کوزه را پر از شراب کن که دو منی.
هی عین الدیوک ذائبةفاسقنی یا محلق الاذن
هوش مصنوعی: ای اشکال زشت که به دیوها میماند، به من بنوشان، ای آنکه گوشها را میزنی.
انت روحی و راحتی فاذاغبت عنی بهت عن بدنی
هوش مصنوعی: تو روح منی و آرامش من، پس زمانی که از من دور میشوی، بدنم دچار حیرت و سردرگمی میشود.
باده ده عهد چون منی مشکنگرچه یار شکسته زلف منی
هوش مصنوعی: به من باده بده و میانهام را نشکن، هرچند یار من با موهای پریشان است.
زانکه با عدل ارسلان سلطاننتوانی که عهد من شکنی
هوش مصنوعی: چون با عدالت ارسلان، سلطان، نمیتوانی عهد من را بشکنی.