شمارهٔ ۱۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از عشق و دلتنگی صحبت میکند. او میگوید که تمام شب را به خاطر عشق معشوقش ریش کرده است، اما حالا که عشقش تغییر کرده و بیاحساس شده، دیگر نمیتواند این درد را تحمل کند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که یا خود را تغییر دهد یا او را رها کند.
کندم همه شب ریش ز عشقت تا تو!کافر شدی و نماند خونی با تو
هوش مصنوعی: من تمام شب به خاطر عشق تو خود را آزار دادم و دلخونی از خودم باقی نگذاشتم، اما تو به من توجهی نکردی و انگار به عشق من بیتفاوتی.
اکنون که تو ریش می کنی من نکنمیا من کنم این بیشه ناخوش یا تو
هوش مصنوعی: اکنون که من در حال زحمت کشیدن هستم، آیا تو نباید این جنگل ناخوشایند را از بین ببری یا تو هم باید به این کار ادامه دهی؟