شمارهٔ ۹۹ - فی المدیحه
هوش مصنوعی: این متن شعر از شاعر ایرانی، به بیان ویژگیهای خداوند و قدرت او میپردازد. شاعر در این شعر میگوید که خداوند تنها آفریدگار است که دانش، بخشش، دین و عدالت را در اختیار دارد. او توضیح میدهد که هر کس بدون رضایت خداوند یک نفس بکشد، در واقع نشاندهنده وابستگی او به نفس خود است.
شاعر تاکید میکند که نیازی به نگهبان و پلیس برای حکومت نیست زیرا عدالت خداوند کافی است. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که قدرت و ثروت دشمنان در برابر دولت الهی بیارزش و فانی است. دورانی که در آن زندگی میکنیم، هر چه که به کسی داده شود، دوباره پس خواهد گرفت و خداوند به عنوان دریای بیانتهایی از جود و بخشش توصیف میشود.
شاعر به نیاز به تمجید و مدح خداوند اشاره دارد و بیان میکند که پناهگاه تمامی موجودات در این دنیا، فقط خداوند است و هیچ چیزی نمیتواند او را در نظر بگیرد. در نهایت، شاعر خواستههای خود را به خداوند معطوف میکند و امیدوار است که در زندگیاش همواره مورد رحمت او قرار گیرد.
ای آفریدگار چو تو نافریده کسکار تو دانش و دهش و دین و داد بس
هوش مصنوعی: ای خالق بزرگ، هیچ کس مانند تو وجود ندارد؛
خلاقیت، علم، بخشش، دین و عدالت تو بینظیر است.
آنکس که یک نفس بزند بی رضای توباشد دلیل آنکه همان باشدش نفس
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون رضایت تو یک نفس بزند، این نشان میدهد که او به همان نفس خود وابسته است و به تو توجهی ندارد.
زی هر شهی نتازی هرگز برای جنگشهباز می نه پرد هرگز سوی مگس
هوش مصنوعی: هیچگاه از شجاعت و قدرت خود علیه کسی که ارزش این کار را ندارد، استفاده نکن. مثل این است که شهباز، یعنی پرندهای بزرگ و قوی، به مگسی کوچک و حقیر حمله کند.
حاجت به شحنه و به عسس نیست ملک رازیرا که عدل و داد تو بس شحنه و عسس
هوش مصنوعی: نیازی به نگهبان و guards نیست برای پادشاهی، چون عدالت و انصاف تو همانند نگهبانان و پاسبانان است.
را دان کنند از تو همی رادی اقتباسچونانکه نور مه بود از مهر مقتبس
هوش مصنوعی: از تو فهم و دانش کسب میکنند، مانند اینکه نور ماه از خورشید میتابد و از آن بهرهمند میشود.
با دولت تو دولت و اقبال دشمنانچون باد در سبد بود و آب در قفس
هوش مصنوعی: با حضور و برکت تو، تاریخ و سرنوشت دشمنان مانند بادی در سبد و آبی در قفس بیثبات و ناپایدار است.
دوران به هر که هرچه دهد باز گیردشهرچه آن دهی دگر نستانی تو باز پس
هوش مصنوعی: زندگی به هر کسی که چیزی بدهد، در نهایت آن را باز پس میگیرد. هر آنچه را که به دیگران میدهی، هرگز نمیتوانی دوباره از آنها پس بگیری.
تو بحر بی کناری در جود و موج تودر است و زر و موج بحار است خار و خس
هوش مصنوعی: تو دریای بیکرانی هستی که در بخشش و generosity تو، طلا و مروارید در آن موج میزند و امواج دریا معانی کمارزش و ناچیز هستند.
چون کیقباد باشی در گنج و در بقاچون بوفراس باشی بر صدرو بر فرس
هوش مصنوعی: اگر مانند کیقباد در ثروت و جاودانگی باشی، مانند بوف بهنگاه بلندی و سوار بر اسب خواهی بود.
کس در دیار تو نکند نوحه غیر جغدکس در دیار تو نکند ناله جز جرس
هوش مصنوعی: در سرزمین تو هیچکس جز جغد حزین نمینالد و هیچکس دیگر به جز صدای زنگها آواهایی نمیسازد.
هر سود کان ز دست تو ناید زیان بودهر فضل کان ز پیش تو ناید بود هوس
هوش مصنوعی: هر سودی که از دست تو بر نمیآید، زیان است و هر فضلی که از پیش تو نمیآید، آرزو و هوس به شمار میرود.
نزدیک من مدیح تو خواندن فریضه تراز زنده نزد مؤبدوز انجیل نزد قس
هوش مصنوعی: اگر کسی با من از تو تعریف کند، این کار برای من از نماز واجب مهمتر است، همانطور که بودن نزد مؤبد (کسی که در آیین زرتشتی عبادت میکند) برای او از شنیدن انجیل نزد کشیش (مسیحی) مهمتر است.
فریادرس توئی همه ملک زمانه راچونانکه هست رسم بفریاد من برس
هوش مصنوعی: ای عشق، تو تنها نجاتدهنده تمامی جهان هستی. پس به من که در اوج ناچاری و بیپناهی هستم، کمک کن و صدای مرا بشنو.
امسال ساز می بنمودند مردمانبی می منم فتاده بدیماه در نکس
هوش مصنوعی: مردم سال جاری در حال نواختن ساز و آواز هستند، اما من بدون نوشیدنی و شادابی، در حال سرگردانی و غمگینی به سر میبرم.
کاری بکس ندارم ور نیز دارمیکاری است کاستوار ندارم بهیچ کس
هوش مصنوعی: من به هیچ کس کاری ندارم و اگر هم کاری باشد، هیچ دخالتی در آن ندارم.
انگور هفته ای بود ایخواجه زینهارمن بنده را ز راه کمین و درین سپس کذا
هوش مصنوعی: ای آقای من، به یاد داشته باش که انگور در این مدت به من میرسد. لطفاً مرا از مسیرهای خطرناک و مشکلات دور نگهدار.
بادات جاودان زبر و زیر تاج و تختبادات جام و مسند پیوسته پیش و پس
هوش مصنوعی: بادت همیشه در حال وزیدن است، چه در بالای تخت و تاج و چه در پایین. جام و مسند تو نیز همیشه در جلو و عقب تو هستند.