شمارهٔ ۱۸۴ - فی المدیحه
هوش مصنوعی: این شعر در وصف محبوب و صفات اوست. شاعر به زیبایی و مهر محبوب اشاره میکند و از عشق و دلبستگیاش به او سخن میگوید. او ضمن شرح احساسات و دردهای ناشی از عشق، به خوبی و وفای محبوب هم اشاره میکند و او را ستایش میکند. شاعر همچنین از قدرت و بزرگمنشی محبوب در دنیا و دستگیری او از ضعفا صحبت میکند و او را به عنوان بخشی از زندگی و نعمتهای الهی میشناسد. در انتها، درخواست دعا و بخشش از محبوب دارد و تبریکاتی برای او میفرستد، ضمن اینکه نیکخواهی و دوری از بدی را از محبوب میخواهد.
ای روی تو از چشمه خورشید سما بهدر روی زمین یار نیابی تو ز ما به
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو همچون چشمهای از نور خورشید بر زمین میدرخشد، اما هیچ یاری از ما بر روی زمین پیدا نخواهی کرد.
بی مهر و هوای تو دل خویش نخواهمگر زو چو هوا گشت تن من ز هوا به
هوش مصنوعی: اگر مهر و محبت تو را نداشته باشم، دل خود را نخواهم و اگر من هم مانند بدنم تحت تأثیر تو باشم، باید از هوای تو دل بکنم.
مهر تو تهی کرد دل ریش من از درداز درد تهی به دل و از مهر ملا به
هوش مصنوعی: تأثیر عشق تو باعث شد که دل زخمزدهام دیگر از درد پر نباشد و این عشق، جایگزین هر دردی در دل من شده است.
آزاد تنی به بود از بنده تنی لیکز آزاد تنی بندگی مهر و وفا به
هوش مصنوعی: آزاد بودن جسمی بهتر از بنده بودن است، اما از آنجا که آزادی همراه با عشق و وفاداری به دیگران است، ارزشمندتر میشود.
ای سروسهی قد تو از سرو روان بهوی ماه زمین روی تو از ماه سما به
هوش مصنوعی: ای سرو خوش قد، تو از درخت سرو زیباتری و زیباییات از ماه در آسمان هم بیشتر است.
زان دل بتو دادم که سزای دل و جانیدل دیر بدست آید دادن بسزا به
هوش مصنوعی: من از روی دل و جان به تو عشق ورزیدم، زیرا دل و جان برای من ارزش زیادی دارند و بخشیدنِ عشق واقعی به آسانی به دست نمیآید.
خوبی و وفا هر دو بهم گرد نیایندخوبی همه خوبست وزان نیز وفا به
هوش مصنوعی: نیکی و وفا هر دو نمیتوانند به خوبی در کنار هم بیایند. نیکی همیشه خوب است و در کنار آن، وفا نیز موضوع مهمی است.
هستی تو بخوبی و وفا به ز نکویانچون از ملکان میر بمردی و سخا به
هوش مصنوعی: وجود تو با خوبی و وفا، از خوبیها بالاتر است، زیرا تو از میان پادشاهان به بزرگی و سخاوت یاد میکنی.
شمس ملکان تاج شهان آنکه گه جوداز ابر چو از شیر بهنگام وغا به
هوش مصنوعی: شمس الملک، همانند تاج پادشاهان، وجودی است که در زمان بخشندگی همچون بارش باران از ابر و در هنگام مبارزه مانند شیر عمل میکند.
پشت ضعفا اوست ز بی داد بد خلقسالار قوی باز و پشت ضعفا به
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در برابر ظلم و ستمی که به افراد ضعیف و ناتوان وارد میشود، همیشه یک قوی و توانمند وجود دارد که از آنها حمایت میکند. در واقع، بیانگر این idea است که در جامعه، برای هر ضعفی، یک نیروی قوی وجود دارد که ناشی از محبت و حمایت است و میتواند از آنها در برابر ناعدالتیها دفاع کند.
بالا و نعم باشد در خوبی و زشتیبا خوب نعم بهتر و با زشتی لابه
هوش مصنوعی: نیکی و زیبایی در زندگی بیشتر از بدی و زشتی اهمیت دارد و در میان خوبیها، خوبترینها ارزشمندترند، در حالی که در میان زشتیها، کمتر بدیها هم بهتر از بدیهای دیگرند.
ای داده باقبال تو اقرار همه خلقدر حکم یک اقرار ز هفتاد گوا به
هوش مصنوعی: ای کسی که خوشبختی به تو داده شده، همه مردم به مانند یک گواهی در برابر تو شهادت میدهند، همانطور که هفتاد گواه برای یک مسئله گواهی میدهند.
بر خلق جهان چرخ تو را کامروا کردآنکس که هنرمند بود کامروا به
هوش مصنوعی: این دنیا به خاطر تلاش و مهارت تو موفق شده است، همان کسی که در هنر خود به کامیابی رسیده است.
بانک تو همه بخشش و بخشایش و جود استاین بانک بهر حال ز دستان و نوا به
هوش مصنوعی: بانک تو مظهر تمام بخشندگی و generosity است و این همه احسان و نیکوکاری به خاطر دستان و صدای توست.
آن را که دل آویخته درد و نیاز استآن درد و را جود و سخای تو دوا به
هوش مصنوعی: کسی که دلش به درد و نیاز آکنده است، آن درد و نیازش، تنها با صداقت و generosity تو درمان میشود.
تنها تو بهی خود ز یکی لشگر جراربازی ز یکی دشت پر از کبک و قطا به
هوش مصنوعی: تنها تو به خودی خود از یک لشکر بزرگ هم پرنده هستی، در دشت پر از کبک و قطا.
پیوسته قفا بینی دشمن را در جنگدشمن همه کشته به و یا داده قفا به
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، همواره میبینی که دشمن در حال فرار است و تمام کسانی که در برابر او ایستادهاند، یا کشته شدهاند یا عقبنشینی کردهاند.
گفتار تو دارد ز می نوش خوشی بیشدیدار تو دارد ز مه و مهر بها به
هوش مصنوعی: سخنان تو مانند نوشیدنی خوشمزه است و باعث شادی میشود، و دیدن تو ارزش و زیباییی مانند ماه و خورشید دارد.
پرمیر و کیا بینم در گاه تو دائمدر گاه خداوندان پر میر و کیا به
هوش مصنوعی: در این جا اشاره به افرادی است که در حضور خداوند، با عظمت و قدرت حضور دارند. شخص گوینده در تمایل به دیدن و شناختن این افراد و ارتباط با آنهاست. این بیان نشان دهندهی اهمیت و عظمت موقعیتهای معنوی و روحانی است که در آن فرد میتواند به نعمتها و بصیرتهای خاصی دست یابد.
آن را که بکار تو عنایت نبود نیکهمواره عنان دل در چنگ عنابه
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو توجه و محبت نداشت، بهتر است که در این حال، دل خود را از آرزوها و امیدها جدا کنی و کنترل احساساتت را در دست بگیری.
ای میر سلیمان وش از خصم بیک روزملکی ستدن صد بار از ملک سبابه
هوش مصنوعی: ای سرور و بزرگوار، از دشمنی که فقط یک روز بر تو تسلط یابد، بارها پیشرفت و مقام گرفتن در سرزمین خود را حس میکنی.
مهتر به بلندی و حصینی ز که قافچون نجم مه و مشتری از نجم سمابه
هوش مصنوعی: رئیس و بزرگان همچون کوهی بلند هستند و ستارگان در آسمان، مانند نجم مه و مشتری به نظر میآیند.
حصنی سر او برده بعمری بهوا درخیل تو بر او رفتند از ملک هوا به
هوش مصنوعی: دژی که سالها بر فراز آن ایستاده بود، اکنون در معرض طوفانها و چالشها قرار گرفته و افرادی از سرزمینهای دیگر به آن حملهور شدهاند.
از خشم تو خصمانت رضای تو بدادندبا بیم مدارا به و با خشم رضا به
هوش مصنوعی: از روی خشم تو، دشمنان با میل و رضا کنار آمدند؛ در حالی که با ترس به آرامش روی آوردند و با خشم، تو را پذیرا شدند.
از خلق جهان دست از آن کردی کوتاهکاین فتح بهر جائی از شصت غزا به
هوش مصنوعی: تو از دست زدن به کارهایی که مربوط به مردم جهان است، دست برداشتی، زیرا این پیروزی که بهدست آوردهای، یک دستاورد بزرگ در میان شصت جنگ است.
از هر چه سوار است در آفاق توئی بهچون از غم شادی به و از درد شفا به
هوش مصنوعی: تو خودی، که بر هر چیز در جهان سوار و حاکم هستی. تو به گونهای هستی که از غم شادی میآوری و از درد، درمان به ارمغان میآوری.
از حکم قضا حکم تو سوزنده تر آیدهر چند کم آزاری با حکم قضا به
هوش مصنوعی: حکمی که تو صادر میکنی، حتی اگر نسبت به حکمی که از سرنوشت صادر شده ملایمتر باشد، تأثیر بیشتری بر درد و رنج میگذارد.
ای شاه عطابخش ثنا ماند جاویدپاینده نباشد چو عطا زوست ثنا به
هوش مصنوعی: ای شاه بخشنده، ستایش تو همواره باقی و جاویدان است، زیرا عطای تو همیشگی نیست، اما ستایش و یاد تو ماندگار خواهد بود.
گر در فکنی نیک بجیحون بدهد بر کذابا هرکس نیکی کن با ما شعرا به
هوش مصنوعی: اگر به کسی نیکی کنی، آن نیکی به خودت برمیگردد؛ بنابراین با همه، به خوبی رفتار کن، حتی با شاعران.
آنگه که خداوند من از گیتی بگذشتگفتم که مرا از پس او جا بکجا به
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند من از این دنیا رفت، به او گفتم که مرا هم از این دنیا به جایی دیگر ببرد.
از روی زمین قصد بدرگاه تو کردمگفتم که درت از همه خلق مرا به
هوش مصنوعی: من از روی زمین به سوی درگاه تو نیت کردم و گفتم که در خانهات، از همه انسانها، به من توجه کن.
فخرالامرائی تو و فخرالشعرا منفخرالشعرا بر در فخرالامرا به
هوش مصنوعی: تو سرآمد بزرگان و من سرآمد شاعران هستم؛ من در کنار بزرگان به مقام تو افتخار میکنم.
ور نیستم اندر خور فرمان بدهم زودفرمان بهنگام ز بسیار عطا به
هوش مصنوعی: اگر من در حال حاضر تحت فرمان کسی نیستم، به راحتی میتوانم دستور دهم و تصمیمات فوری بگیرم. این به خاطر بخششهای فراوانی است که به من عطا شده است.
کان را که درنگی بود از سختی ایاماکنون که خزان آمد کارش به نوا به
هوش مصنوعی: کسی که در گذشته به خاطر سختیهای زندگی مدتی را مکث کرده بود، حالا که فصل خزان فرا رسیده، به کارش مشغول شده است.
جاوید بقا بادت میر مسددکز نعمت عالم همه در ملک بقا به
هوش مصنوعی: جاودانه بمانید، ای میرمسدد، که به برکت نعمتهای جهان، همه چیز در سرای جاودانگی است.
این میر بماناد ترا و همه کس راکوهست بجای همه کس نیک و ترا به
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که هر فرد باید به جای دیگران به خود بپردازد و خود را با معیارهای خود بسنجند. در زندگی، هر کسی باید به ویژگیها و توانمندیهای خاص خود توجه کند و به جای مقایسه با دیگران، بر روی خود و پیشرفتهای خود کار کند.
چشم بدو دست بدی از هر دو جدا بادجان از تن بدکیش و بداندیش جدا به
هوش مصنوعی: اگر کسی نیت بدی داشته باشد، باید از او دوری کرد و ارتباط را قطع نمود. همچنین، باید روح و جان چنین انسانی از تنش جدا شود.