شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح ابونصر مملان
هوش مصنوعی: شعر درباره عشق و زیباییهای یک معشوقه است که با توصیفاتی شاعرانه بیان شده است. در این متن، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از دلباختگی و عواطفش در برابر حضور آن معشوق سخن میگوید و چالشها و دردهای ناشی از دوری او را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به مقام و منزلت عاشق و معشوق اشاره میکند و تاکید میکند که عشق واقعی فراتر از ظواهر دنیوی است. در نهایت، شعر دعوت به شادی و لذت از لحظات زندگی و زیباییهای آن میکند.
دهد روی آن سرو سیمین نشانیز ماهی که بر سرو سیمین نشانی
هوش مصنوعی: سرو زیبایی به من علامتی میدهد که نشان از ماه زیبایی دارد که بر روی آن سرو است.
دخانی پدید آید اندر دو چشمماز آن روی ناری و زلف دخانی
هوش مصنوعی: از چشمانم بخار یا دودی متصاعد میشود، به خاطر چهره زیبای تو و موهای دودیات.
چو بر سحر آن ترک خانی بگویمشود چشم من خانه و خانه خانی
هوش مصنوعی: وقتی صبح از زیبایی آن ترک صحبت میکنم، چشمانم تبدیل به خانهای میشود که او در آن زندگی میکند.
دل رایگانی که بد مهر پروربدادم بدست کسان رایگانی
هوش مصنوعی: دل من که در آن عشق و محبت وجود داشت و آزادانه در اختیار دیگران بود، به دست کسانی افتاد که سزاوار آن نبودند.
مرا جسم چون شاخه خیزران شدز هجران آن قامت خیزرانی
هوش مصنوعی: بدن من به مانند شاخهی خیزران نرم و انعطافپذیر شده است، زیرا به خاطر دوری و فراق آن قامت زیبا و خیزرانی، در درونم درد و رنج به وجود آمده است.
ایا عاشق از عشق چون موی گردیگر آنی که کوه از تو گیرد کرانی
هوش مصنوعی: آیا اگر عاشق واقعی باشی، مانند مویی در باد خواهی بود، در حالی که اگر عشق واقعی داشته باشی، کوهها هم از تو تاثیر میپذیرند و به نوعی به سمت تو متمایل میشوند.
بتن چون هوا از هوان هوائیبدل با فریب از فریب فغانی
هوش مصنوعی: بتن مانند هواست که در آن تغییراتی وجود دارد. این تغییرات به گونهای هستند که به وسیله فریب و فریبکاری، احساسات و صداهایی را به وجود میآورند.
ز هم داستانی که هستم بر آنمکه هرجا که هستی زنم داستانی
هوش مصنوعی: من به این اعتقاد دارم که هر جا که باشی، داستانی درباره تو خواهم گفت.
اگر زندگانی بهر حال باشدتو از مردگانی نه از زندگانی
هوش مصنوعی: اگر زندگی به هر شکلی که هست ادامه دارد، تو در واقع جزو مردگان هستی نه زندهها.
ایا گشته پیر از جوانیت ماندههوسهات با عارض ارغوانی
هوش مصنوعی: آیا پیر شدهای اما هنوز از آرزوها و تمایلات جوانیات دست برنداشتهای در حالی که چهرهات شبیه گلهای ارغوانی است؟
ایا قبله دلبران زمانهگر آنی که خون دلم را برانی
هوش مصنوعی: ای محبوبان زمانه! آیا تو همان کسی هستی که اگر دل مرا بشکنی و خونش را بریزی، به سمت تو متوجه خواهم شد؟
ندام چه کانی بلا را که چندینتو از دیده عاشقان خون چکانی
هوش مصنوعی: تو چقدر زیبا هستی که عاشقان به خاطر دیدن تو، اشکهایشان همچون خون از چشمانشان میریزد و دچار بلا و رنج میشوند.
چه سائی سر زلف بر چهره گلدلم را می مهر تا کی چشانی
هوش مصنوعی: چقدر زیبایی و لطافت موهای تو، که بر چهره ی گل آن دل من میافتد. تا کی میتوانم این عشق و محبت را تحمل کنم؟
بزلف دو تا مبتلا را بلائیبچشم سیه آهوان را هوانی
هوش مصنوعی: موهای دو معشوق مبتلا، مانند بلایی است که به چشمان سیاه آهوان افتاده است.
بسرو چمانت کند وصف هرکسچه مانی تو سرو چمان را چه مانی
هوش مصنوعی: توصیف هر کسی به زیبایی و قامت تو شبیه میشود، اما تو با زیبایی و قامت خودت چه ارتباطی داری؟
هنوز از نوانی ندانی به از بدبدان را نوازی بهان را نوانی
هوش مصنوعی: هنوز یاد نگرفتهای که از بدیها و ناپسندیها به زیباییها و خوبیها متمایل شوی.
تو با کس نمانی که با من نماندیگهی نزد اینی گهی نزد آنی
هوش مصنوعی: تو هرگز با کسی که با من نماندی، نخواهی ماند. گاهی پیش این میروی و گاهی پیش آن.
همیشه جهانی بگرد جهان درمگر دشمن شهریار جهانی
هوش مصنوعی: همیشه در حال گشت و گذار در جهان باش، تا بلکه دشمن پادشاه جهان را پیدا کنی.
شهنشاه گیتی ابونصر مملانکه او را بود فر خسرو نشانی
هوش مصنوعی: شاه بزرگ دنیا، ابونصر مملان، که او را نشانی از فر و شکوه خسرو میدانند.
خدیوی کجا نام شمشیر تیزشکه برنده است آن شرار یمانی
هوش مصنوعی: کجاست آن شخص بزرگ و قدرتمند که نام شمشیر تیزش را بشنوم، آن شمشیری که میتواند دشمنان را با شدت و حرارت نابود کند؟
اگر دوزخی بر زبان آرد آنرازبانی کند دوزخی را زبانی
هوش مصنوعی: اگر کسی که در عذاب دوزخ است، کلمات دوزخی را بر زبان بیاورد، این بدان معناست که او به شکلی دوزخیوار سخن میگوید.
ایا کی دل و بر دل خصم چون کیپدید است بر تو نشان کیانی
هوش مصنوعی: آیا میتوانی آثار و نشانههای کیانی را بر دل دشمن خود ببینی؟
همه فر و فال کیانیست با تواگر نز کیانی بگو از کیانی
هوش مصنوعی: تمام شکوه و سرنوشت کیانی در کنار توست، اگر از دوستی کیانی دوری میکنی، بگو که از کیانی خبری نیست.
همه فر و فال کیانیست با تواگر نز کیانی بگو از کیانی
هوش مصنوعی: تمام زیبایی و سرنوشت پادشاهان با توست. اگر به پادشاهان نزدیک نیستی، از آنها بگو.
تو زان خاندانی که گردون بنازدگرش خادم و خاک آن خاندانی
هوش مصنوعی: تو از آن خانوادهای هستی که آسمان به آن افتخار میکند، حتی اگر بنده و خاک آن خانواده باشی.
تو بدخواه مالی و بد خواه مالیتو آتش نشانی و آتش نشانی
هوش مصنوعی: تو همیشه به دیگران و مال آنها حسادت میورزی و این حسادت مانند آتشی است که خودت را نیز درگیر میکند.
یکی را تو سودی یکی را تو سودییکی را زیانی یکی را زیانی
هوش مصنوعی: برخی افراد از کارها یا تصمیمات شما بهرهمند میشوند و برخی دیگر ضرر میبینند.
اگر با زمانه بتازی زمانینه زو باز گردی نه زو باز مانی
هوش مصنوعی: اگر با دنیا و تغییرات آن به شدت مواجه شوی، نه میتوانی به گذشتهاش برگردی و نه میتوانی در آن ثابت بمانی.
گه حلم گوئی درنگ زمینیگه خشم گوئی شتاب زمانی
هوش مصنوعی: گاهی برای نشان دادن بردباری، مانند زمین درنگ میکنی و گاهی با خشم و ناامیدی، با سرعتی شتابان رفتار میکنی.
تو آنی که هفت آسمان را بروزیتوانی بهم بر زدن بی توانی
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که قادر به روشن کردن هفت آسمان هستی، اما بدون توانایی نمیتوانی به هم بیفتی.
سخا را مکانی بدان کف کافیبشمشیر خون معادی چکانی
هوش مصنوعی: سخا را باید جایی بشناسی که خون از تیغ به اندازه کافی بریزد.
مه و مهر از آن مهربانند با توکه بر مهر آزادگی مهربانی
هوش مصنوعی: ماه و خورشید به خاطر محبت تو به مهربانی مشغولند، چون تو خود در آغوش آزادگی با محبت و مهربانی زندگی میکنی.
بروز و شبان مر جهان را تو مانیجهان چون رمه گشت و تو چون شبانی
هوش مصنوعی: روز و شب، تو نگهبان این جهان هستی. وقتی جهان مانند رمهای میشود، تو مانند شبانی میمانی که آن را هدایت میکند.
مکان عطائی بدان طبع صافییمین و غائی به تیغ یمانی
هوش مصنوعی: محل بخشش، تحت تأثیر طبیعت خالص و پاکی است که به دست آمده و به هدف نهایی با قدرت و استحکام دست مییابند.
گمانی برم شهریارا که نایدتو را در سخن دانی من گمانی
هوش مصنوعی: من به شهریار گمان میبرم که تو در گفت و گوهایت به من نمیرسی، و این فقط یک گمان است.
نکو داردم هرکه نیکوم داندتو نیکو نداری و نیکوم دانی
هوش مصنوعی: من هر کسی را که نیکو میشناسم، ارجمند میدارم؛ اما تو که نیکو نمیدانی، در واقع نیکو را نمیشناسی.
نخواهم شدن بر کسی بار گردنتوانی مگر بیش از این ناتوانی
هوش مصنوعی: نمیخواهم برای کسی مسئولیت ایجاد کنم، مگر اینکه توانمندیام بیش از این ضعف باشد.
الا تا به آذر جهان پیر گرددالا تا به آزار یابد جوانی
هوش مصنوعی: به زودی دوران جوانی تمام میشود و زندگی فراز و نشیبهای خود را دارد و انسانها با گذشت زمان با مشکلات و چالشهایی روبرو خواهند شد.
در این ملکت باستانی بزی توبشادی دو رخ چون گل بوستانی
هوش مصنوعی: در این سرزمین قدیمی، تو مانند یک بز شاداب هستی که دو چهره دارد و همچون گلی در باغ سرشار از خوشبویی میدرخشد.
طرب کن به آواز چنگ مغنیطلب کن ز خوبان نبیذ معانی
هوش مصنوعی: با ساز و آواز شاد، خوش باش و از دلرباها هنر و معانی زیبا را بخواه.