شمارهٔ ۲۱۳ - در مدح شاه ابومنصور
هوش مصنوعی: این شعر بازتاب احساسات و اندیشههای شاعر در مورد خود و جامعه است. شاعر از مشکلات و جدا بودن از دیگران و نیز از حسرتها و ناامیدیهای خود صحبت میکند. او به دنبال فردی است که بتواند از سختیهای زندگیاش بکاهد و به او امید بدهد. شاعر از شخصیتهای بزرگ و سخاوتمند یاد میکند و به فضایل آنها اشاره دارد. همچنین، او به ارتباط میان هنر، شهرت و حال و روز انسانها پرداخته و میگوید که هر کس باید در زندگیشان هدف و هویتی داشته باشد. در نهایت، شاعر بر اهمیت شعر و سخنوری تأکید میکند و از زیباییهای کلام و هنر در بیان احساسات و اندیشهها سخن میگوید.
هنری مرد نباشد بر هر کس خطریچون چنین است ترا چیست کنون زین هنری
هوش مصنوعی: اگر کسی به اندازهای هنری نداشته باشد که برای دیگران خطرناک باشد، تو با این هنر چه کردهای؟
ز محل کرد بدین شهر مرا دهر جداز خطر کرد بدینجای مرا چرخ بری
هوش مصنوعی: به خاطر شرایط بدی که دارم، از دیاری که در آن زندگی میکردم، دور شدهام و زندگی پر از خطر مرا به اینجا کشانده است.
بی محل باشم لیکن نه بدین بی محلیبی خطر باشم لیکن نه بدین بی خطری
هوش مصنوعی: من ممکن است در جایی نامناسب باشم، اما نه به این اندازه بیمحلی. ممکن است در موقعیتی بدون خطر باشم، اما نه به این صورت که بیخطر بودن بیمعنا باشد.
همه اندوه من از کرده من خواست بدانکهمه جائی سفری باشم و آنجا حضری
هوش مصنوعی: تمام غم و اندوه من به خاطر اعمال و کارهایی است که انجام دادهام. چون میخواهم همیشه در جایی باشم که حضور داشته باشم، اما در حقیقت این سفر همیشه ادامه دارد.
زین پس اکنون که همه خواری من زین قبل استهمه جائی حضری باشم و آنجا سفری
هوش مصنوعی: از این پس، حالا که سایرین مرا حقیر میشمارند، در هر جایی که باشم، باید حضور داشته باشم و از آنجا به سفر بروم.
من چرا نالم خیره که جز آنجا همه جایبر سران شعرا هست مرا پاک سری
هوش مصنوعی: من چرا شکایت کنم وقتی که همه جا، جز در آنجا، سر من بر سر شاعران مشکل است.
یاد من هست بهر جای که تو یاد کنینام من هست بهر شهر که تو نام بری
هوش مصنوعی: هر جا که به یاد من باشی، من هم در یاد تو هستم و هر جا که نام من را ببری، من نیز در آنجا حضور دارم.
همه درد من از آنست که کس نیست که اوهنری می ننماید بامید هنری
هوش مصنوعی: همه مشکلات من از اینست که هیچکس نیست که هنری از خود نشان دهد تا من هم به امید او، هنری نشان دهم.
بروم زی در آن شاه جوان بخت که اوخلق را می کند از تیغ حوادث سپری
هوش مصنوعی: به عشق جوانی خوشبخت میروم که مردم را از خطرات زندگی محافظت میکند.
سپر دولت ابومنصور آن کو بسخابیکی روز کند مال جهان را سپری
هوش مصنوعی: سپر قدرت ابومنصور کسی است که با بخشندگی و سخاوتش، در یک روز میتواند تمام ثروتهای دنیا را حفظ کند.
او عفو بیش کند تا تو گنه بیش کنیاو عطا بیش دهد تا تو ثنا بیش بری
هوش مصنوعی: او بیشتر از آنچه که خطا کنی، تو را میبخشد و بیشتر از آنچه که سپاسگزاری کنی، به تو نعمت میدهد.
ای جوادی که گه بزم بلای درمیوی سواری که گه رزم چراغ گهری
هوش مصنوعی: ای جواد درخشان و با شکوه که در میانهی شادیها و مصیبتها حاضر هستی، تو همچون سوارکاری هستی که در میدان جنگ نیز بینظیر میدرخشی.
بگه حلم و گه خشم زمانی و زمینبگه کین و گه مهر شرنگ و شکری
هوش مصنوعی: گاهی انسان با صبر و بردباری خود را کنترل میکند و زمانی دیگر احساس خشم و عصبانیتش او را مدیریت میکند. در این میان، زمین نیز تغییرات خود را دارد که ممکن است گاهی نشاندهندهی کینه و گاهی نشانهای از محبت و مهربانی باشد.
خنک آن کس که گه بزم بتو باز خوردوای آن کس که گه رزم باو باز خوری
هوش مصنوعی: سعادتمند آن کسی است که در مجالس زیبایی و عشق تو حاضر میشود و لذت میبرد، اما وای بر کسی که در جنگ و نبرد با تو مواجه میشود.
کیست کو رای تو دیده است و نمانده است شگفتکیست کو روی تو دیده است و نگفته است فری
هوش مصنوعی: کیست که نظر تو را دیده و شگفتزده نشده باشد؟ کیست که چهره زیبای تو را دیده و چیزی نگفته باشد؟
بگهر گیرد قیمت بهمه جای صدفاین جهان همچو صدف گشت و تو در روی گهری
هوش مصنوعی: این دنیا مانند صدفی است که تبدیل به گوهری ارزشمند شده است. شما نیز در این دنیا به آن جواهر قیمتی تبدیل شدهاید.
گر تو از قیصر رومی بستاندی بخراجرز و بیارند و نیارستم بار گهری کذا
هوش مصنوعی: اگر تو از قیصر روم مالیات زر و زرینی بگیری، آنچنان که نیازی به بار و سنگینی نداشته باشی.
جز بگردون نفرستد بر تو زر ملکیجز باستر نفرستد بر تو در سطری؟
هوش مصنوعی: فقط بر دور زمان است که ثروت و نعمت به تو میرسد و جز با تلاش و کوشش، چیزی از آن به دست نخواهی آورد.
گر ببزم اندر باشی دل شاهان شکنیگر برزم اندر باشی دل شیران شکری
هوش مصنوعی: اگر در میدان جنگ حضور داشته باشی و دلی از پادشاهان بشکنی، در واقع برتر از آنها خواهی بود. اگر با دلی از شیران رو به رو شوی، ارزش و مقام تو بیشتر خواهد شد.
رز و آن فرخ گردد که بتو بر گذرددل آن خرم گردد که باو بر گذری
هوش مصنوعی: گل و گلی که از کنار تو عبور کند، خوشبخت و شاداب خواهد شد، و دل کسی که تو را ببیند، شاداب و شگفتزده خواهد گشت.
درع بر خصم بنالد چو تو شمشیر زنیبدره بر زر بگرید چو تو بکماز خوری
هوش مصنوعی: زمانی که داری با شمشیر میزنی، دشمن در برابر تو به زاری میپردازد. همچنین، وقتی در حال خوردن غذایی خوشمزه هستی، انگار که زر و طلا بر میریزد و بر آن گریه میکند.
ای شه گیتی نیکو نظری کن برهیکه ز تو فخر شهانست ز نیکو نظری
هوش مصنوعی: ای پادشاه جهان، به خوبی به این جوان نگاه کن که به خاطر تو و به خوبیهای تو، مورد احترام و افتخار شاهان است.
من بتو گوش بدان دادم کز بن بکنیمن بتو چشم بدان دادم کز سر بگری
هوش مصنوعی: من گوشم را به تو سپردم که در عمق وجودم نفوذ کنی و چشمانم را به تو دادم که از سر درد و ناامیدی بگریم.
من بر آنم که تو داری خبر از راز فلکنه بر آنم که تو از راز رهی بیخبری
هوش مصنوعی: من معتقدم که تو از اسرار آسمان باخبری، اما فکر نمیکنم که تو از مسیر زندگی بیخبر باشی.
شاعری را که بسختی سخنی نظم کندبهمه روی زمین بهتر و برتر نگری
هوش مصنوعی: شاعری که به زحمت و کوشش میخواهد شعری بسازد، در تمام دنیا اثری که خلق کند، ارزشمندتر و بالاتر است.
تا ز گفتار جدا باشد همواره نگارتا ز دیدار بری باشد همواره پری
هوش مصنوعی: برای همیشه باید معشوق از سخن جدا باشد تا از دیدار نیز جدا بماند.
نیکخواه تو ز گفتار جدا باد جدابدسگال تو ز دیدار بری باد بری
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که شخصی که به تو خوب میاندیشد و اندیشههایش مثبت است، نباید تحت تأثیر گفتار منفی دیگران قرار بگیرد. همچنین، کسانی که نیتهای بدی دارند و به تعمیر و سازندگی بیتوجهاند، باید از تو دور باشند و در زندگیات جایی نداشته باشند.