شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان دلآزردگی و ناامیدی شاعر از افراد نادرست و بیوفا میپردازد. او از آنچه که از ناحیه این افراد به او رسیده، رنج میبرد و تصمیم میگیرد از این شهر که پر از ناکسان است، بیرون برود. اما وقتی به وفا و محبت معشوقش فکر میکند، یاد آن افراد بیوفا از ذهنش حذف میشود.
از بس که ز ناکسان رسید آزارماین شهر همی به ناکسان بگذارم
هوش مصنوعی: به خاطر اذیتها و آزارهایی که از افراد نالایق دیدهام، تصمیم دارم این شهر را به دست همین نالایقها بسپارم.
چون باز وفا و مهر تو یاد آرممن یاد محال ناکسان بردارم
هوش مصنوعی: وقتی به وفا و محبت تو فکر میکنم، یاد افراد بیارزش را از ذهنم دور میکنم.