شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج انسانها در دنیای بیوفا و ناپایدار است. شاعر از احساس تنهایی و غفلت از خود سخن میگوید و اینکه انسانها در تلاشی بیپایان برای وفا و حقیقت هستند، اما همواره در چرخش زمان و اتفاقات زندگی گم میشوند.
شاعر به وفای واقعی و معنوی اشاره میکند و از وجود یک ولیعصر به عنوان منجی و مرشد یاد میکند. او از امید به روشنایی و گشایش در زندگی میگوید و آرزوی دستیابی به حقیقت و وفا را دارد. شعر به نوعی نقد به شرایط موجود و حرمان از وفای واقعی است و در عین حال شعاری امیدبخش برای ایمان به نیکی و حقیقت به شمار میرود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که تنها در سایه وجود یک ولی میتوان به ثبات و آرامش دست یافت و از بیداد زمان رهایی یابد.
ماییم درد پرور دنیای بی وفابا درد کرده خوشده مستغنی از دوا
هوش مصنوعی: ما در دنیای بیوفا، که پر از درد است، زندگی میکنیم و این دردها را پرورش میدهیم. به طوری که دیگر به دارو و درمان نیازی نداریم و از این دردها، حالتی خوشحال و سرمست به دست آوردهایم.
هرگز نکرده درد دل اظهار ما طلبهر جا که دیده خط زده بر نسخه شفا
هوش مصنوعی: هرگز احساسات و دردم را بیان نکردهام. هر جا که نگاهی انداختهام، نشانی از درمان و بهبودی دیدهام.
مطلق وفا ندیده ز ابنای روزگاربر خود در آرزوی وفا کرده صد جفا
هوش مصنوعی: در زندگی، هیچ وفایی از سوی مردم زمانه دیده نمیشود و به همین دلیل، خود را به آرزوی وفا سپردهام، اما تجربههای تلخی را پشت سر گذاشتهام.
وحشت گزیده از همه عالم چه جای غیربا خویش هم نگشته درین وحشت آشنا
هوش مصنوعی: کسی که از همه دنیا دچار ترس و وحشت شده، حتی نمیتواند با خود نیز ارتباط برقرار کند و در درون این وحشت، هیچ آشنایی ندارد.
ماییم فرقه که همیشه مدار چرخانداخته است تفرقه در میان ما
هوش مصنوعی: ما گروهی هستیم که همیشه چرخ زمان را در حال چرخش داریم و در میان ما اختلاف و جدایی وجود دارد.
سیل دمادم از مژه هر سو گشوده لیکبسته زبان چو شمع در افشای ماجرا
هوش مصنوعی: باران اشک به طور مداوم از چشمانم میریزد، اما زبانم همچون شمعی که در برابر نور میلرزد، کمابیش نمیتواند داستانی را بیان کند.
ماییم آن گروه پریشان که چون حبابصورت نبسته جمعیت ما بهیج جا
هوش مصنوعی: ما آن دستهای هستیم که در هم آمیخته و نامنظم هستیم، مانند حبابهایی که هیچ جا و مکانی را اشغال نمیکنند.
از گردباد حادثه بر باد داده بازهر جا که کرده بهر امل خانه بنا
هوش مصنوعی: با وجود مشکلات و چالشهای زندگی، هر کجا که برای آینده و اهداف خود تلاش کردهایم، باید دوباره به آنجا برگردیم و بر روی ساختههای خود کار کنیم.
جسته طریق مهر ز دور فلک ولیزان آینه ندیده بجز عکس مدعا
هوش مصنوعی: در جستجوی محبت و دوستی از دور دستها هستم، اما تنها چیزی که در آینه دیدهام، بازتابی از آرزوها و خواستههایم است.
پرکار سان دویده درین دایره بسیبهر علو منزلت از سر نموده پا
هوش مصنوعی: کسی که سخت تلاش کرده و در این مسیر دویده، برای رسیدن به مقام و منزلت بالاتر، از هیچ تلاشی دریغ نکرده و قدم برداشته است.
لیکن در انتهای تردد نیافتهغیر از همان مقام که بوده در ابتدا
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که فرد هر چقدر هم در زندگی یا مسیر خود تلاش کند و حرکت کند، در نهایت به همان جایگاه و وضعیت اولیه خود برمیگردد و تغییر چندانی در او ایجاد نمیشود.
ماییم همچو قطره باران ز جرم خاکعمری بریده میل شده پیرو هوا
هوش مصنوعی: ما همانند قطرهای از باران هستیم که از جرم خاک جدا شده و به سمت آسمان و خواستههای خود حرکت میکنیم.
اول بسیر عالم علوی نهاده رویآخر بطبع سفلی خود کرده اقتدا
هوش مصنوعی: در ابتدا، عالم برتر را به سوی بالاترین مرتبه خود هدایت کرده و در پایان از طبیعت پست خود پیروی کرده است.
ماییم همچو عکس بر آیینه وجودغافل ز خود بصورت انسان غلط نما
هوش مصنوعی: ما مانند تصویری هستیم که در آینه وجود دارد و از خود غافل شدهایم و به صورت انسانی دچار اشتباه شدهایم.
نه آگه از فساد نه واقف ز حال کوننه در غم فنا نه در اندیشه بقا
هوش مصنوعی: نه از فساد و زوال دنیا خبری دارد، نه به وضعیت موجود آگاه است، نه نگران از بین رفتن است و نه در فکر زندگی ابدی.
کیفیت بقاست ولیکن کمال ذاتکی ذات ما کند بچنین رتبه اقتضا
هوش مصنوعی: بقا و ماندگاری ویژگیهایی دارد، اما کمال و پختگی وجود چیزی است که ذات ما را به چنین مقام و جایگاهی میرساند.
در ممکنات شرط فنا جز وجود نیستما را وجود کو که بود قابل فنا
هوش مصنوعی: در میان موجودات، تنها وجود است که شرایط نیستی و فنا را دارد. اما ما به وجودی نیاز داریم که بتواند فنا پذیر باشد.
من آن نیم که می رسد از من بگوش خلقدر هر نفس هزار صدای فرح فزا
هوش مصنوعی: من آن شخصی هستم که در هر لحظه صدای شادی و خوشحالی به گوش مردم میرسد و این صداها مانند هزاران نغمه شاداب و دلنشین است.
اما چنان نیم که شناسم مذاق دردباشد مرا هم آرزوی ذوق آن صدا
هوش مصنوعی: اما من به گونهای نیستم که طعم درد را ندانم، زیرا برایم آرزوی لذت بردن از آن صدا هم وجود دارد.
از روی کفر صورت بی معنیم شده استچون بت همیشه زیور بتخانه ریا
هوش مصنوعی: ناباوری ما باعث شده که ظاهری بیمعنا و پوچ پیدا کنیم، مانند مجسمهای که همیشه در معبد فریب و ریا قرار دارد و فقط زینتی بیفایده است.
خلقی بطعنه من و من بی خبر ز حالحیرت گرفته راه دلم راه ره ادا
هوش مصنوعی: بیت اشاره دارد به اینکه افرادی همچون طعنهزنندگان در حال صحبت درباره من هستند، در حالی که من از وضعیت خود بیخبرم و در کنجکاوی و حیرت به دنبال مسیر صحیح احساسات و دل خود هستم.
تدبیر طعن خلق سرانجام کار خودبا آن گذاشته که چنین ساخته مرا
هوش مصنوعی: تدبیر و نقشهکشی مردم در نهایت به جایی رسیده که مرا به این شکل ساخته است.
بر رخت اعتبار خود آتش زدم هنوزاز دست قید چرخ نشد دامنم رها
هوش مصنوعی: من با آتش زدن اعتبار و زیباییام بر چهرهام، هنوز نتوانستهام از بند و زنجیر زندگی رها شوم.
چون رشته . . . فتادست صد گرهبر کارم از سپهر و ندارم گره گشا
هوش مصنوعی: زمانی که زندگیام دچار مشکل و پیچیدگی میشود و مشکلات متعددی بر سر راهم قرار میگیرد، از قدرت و تواناییای که بتواند این مشکلات را حل کند، بیبهرهام.
لیکن امید هست که همچون فروغ صبحبگشاید این گره اثر مهر مرتضا
هوش مصنوعی: اما امیدوارم که این گره به مانند نور صبح روشن شود و اثر محبت امام علی باز شود.
شاهی که تا ازو نزند دم نمی شودآسان گشودن گره غنچه بر صبا
هوش مصنوعی: سلطانی که تا زمانی که او اجازه ندهد، نمیتوان کارها را به راحتی پیش برد و مشکلات را حل کرد.
شاهی که بی ارادت او مشکل او کشداز چهره صباح فلک پرده سنا
هوش مصنوعی: شاهی که بدون رضایت و اراده او، کسی نتواند در زندگیاش به مشکل و دشواری بربخورد، در واقع نور و روشنی آسمان را از چهرهاش پنهان میکند.
شاهی که گلبن کرم او به اهل فقردر هر نفس رسانده ز هر برگ صد نوا
هوش مصنوعی: سلطانی که با دلسوزی خود، در هر لحظه به فقرا محبت و کمک میکند و از هر شاخه و برگ نعمتهای زیادی را به آنان میبخشد.
بخشیده سنگ را نظرش قیمت گهرپوشیده فقر را کرمش کسوت غنا
هوش مصنوعی: نگاه او به سنگها، ارزش گوهرهای پنهان را نشان میدهد و از طرفی، با بخشنده بودنش، فقر را به لباس ثروت پوشانده است.
شاهنشه سریر ولایت ولی حقسلطان دین امام مبین شاه اولیا
هوش مصنوعی: شاهنشاه که بر تخت فرمانروایی نشسته، ولی حق و سلطان دین امامی است که طرح و گفتمان روشن و واضحی در بیان حقایق مذهبی دارد و برتر از دیگران است.
اصل تمیز شرع نبی از طریق کفروجه تفوق نبی ما بر انبیا
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ابتداییترین و اصلیترین روش شناخت دین پیامبر (ص) از بیدینی و کفر، باعث میشود تا مقام و منزلت او در مقایسه با سایر پیامبران روشن شود.
از ذات پاک او صدف کعبه پر گهروز فیض خاک او شرف ارض بر سما
هوش مصنوعی: از وجود پاک خدا، صدف کعبه پر از گوهر است و به برکت خاک او، زمین به آسمان شرافت یافته است.
از نسخه کرامت عامش سیاهه ایستشرح شب مبارک معراج مصطفا
هوش مصنوعی: از برکت عظیم او، داستانی نوشته شده که درباره شب مبارک معراج پیغمبر مصطفی است.
وز لاله زار حرمت آتش حدیقهخاک بخون سرشته صحرای کربلا
هوش مصنوعی: به دلیل عشق و ارادتی که به کربلا و شهدای آن داریم، سرزمین کنار حرم مانند بستانی سرسبز و پر از لالههای زیباست که با خون آن عزیزان آغشته شده است. این مکان نمادین، یادآور فداکاریها و ایثارهایی است که در آنجا رخ داده و جانها در راه حق فدای گشتهاند.
ریک نجف ز پرتو میل مزار اودر چشم مردمست مکرم چو توتیا
هوش مصنوعی: نجف به خاطر نور و جذابیت مزار او در نظر مردم ارزش و اعتبار خاصی دارد، مانند اینکه توتیا (یک نوع سنگ قیمتی) در چشمها میدرخشد و توجه را جلب میکند.
بر اهل دولتی اگر ز آسمان فیضخورشید مهر او فکند ذره ضیا
هوش مصنوعی: اگر خداوند متعال به اهل دولت لطف کند و بر آنها نیکی و روشنایی بخشید، چنان است که مانند تابش خورشید بر آنها میتابد و زندگیشان را روشن میکند.
حایل بران نشانه بی دولتی بودآن حایل ار بود بمثل سایه هما
هوش مصنوعی: حفاظی که در برابر بینظمی قرار میگیرد، نشاندهنده عدم قدرت و کنترل است. اگر این حفاظ مانند سایه یک پرنده بزرگ باشد، یعنی تاثیری قوی و نا محسوس دارد.
حاجت گهیست کعبه درگاه او که نیستآنجا برای حاجت او حاجت دعا
هوش مصنوعی: گاهی نیازها در کعبه و درگاه پروردگار برآورده میشود، اما آنجا خود نیاز نمیکشد که نیاز دعا داشته باشد.
ای درگه تو کعبه حاجت روای خلقوی گشته حاجت همه از درگهت روا
هوش مصنوعی: ای مکان تو مرکز درخواستها و نیازهای مردم، همه حاجتها از درگاه تو برآورده میشود.
هر حکمتی که بوده نهان در حجاب غیبرایت کشیده از رخ آن پرده خفا
هوش مصنوعی: هر دانشی که در پنهانی وجود دارد، با نور حقیقت از پس پردههای غیب آشکار شده است.
زایی اگر برای وقوع قضیه ایبسته هزار سال گره در دل قضا
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت برای وقوع یک اتفاق، هزار سال هم بسته شده باشد، هیچ راهی برای تغییر آن وجود ندارد.
ممکن نبود این که تواند وقوع یافتتا رای انور تو ندارد بدان رضا
هوش مصنوعی: اگر ممکن بود، وقوع آن امر که در نظر تو مطلوب است، محقق میشد و تو نیز به آن راضی بودی.
آدم کز آفرینش او مدعا نبودجز اتباع امر حق و طاعت خدا
هوش مصنوعی: انسانی که به وجود آمده، تنها به خاطر پیروی از دستور خدا و اطاعت از اوست و ادعایی فراتر از این ندارد.
در ابتدا حال امامی چو تو نداشتخالی نبود طاعتش از شبهه خطا
هوش مصنوعی: در ابتدا، حال امامی مانند تو وجود نداشت و اطاعت از او از اشتباه و تردید خالی بود.
حالا باقتدای تو عمریست در نجفطاعات فوت کرده خود می کند قضا
هوش مصنوعی: حالا به خاطر پیروی از تو، مدتهاست که در نجف اعمال عبادیام را از دست داده و فقط در حال جبران آنها هستم.
تیغ تو صیقلیست که داده هر آینهاز زنگ شرک آینه شرع را جلا
هوش مصنوعی: تیغ تو به قدری تیز و صاف است که هر بار که به آن نگاه میشود، آینهی شرع را از زنگار شرک پاک میکند و جلوهگری تازهای به آن میبخشد.
از دین عبارتیست بحکم تو اتباعوز کفر شبهه ایست ز فرمان تو ابا
هوش مصنوعی: از دین چیزی جز پیروی از تو نیست و هرگونه شک و تردید در کفر، نتیجه نافرمانی از دستورات توست.
هر کس که بر مطالب دینی و عقبیشباشد ارادتی بحقیقت بود گدا
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسائل دینی و spiritual (روحانی) خود دقت و توجه کافی داشته باشد، در واقع با حقیقت ارتباط نزدیکی دارد و میتوان او را در زمرهی کسانی دانست که به درک واقعی از وجود و ارزشها رسیدهاند.
از بی نیازی که ترا هست در دو کونتحقیق شد که نیست بغیر از تو پادشا
هوش مصنوعی: از بی نیازی تو در این جهان و آن جهان، فهمیده شد که هیچ کس جز تو پادشاه واقعی نیست.
در لشکری که چون تو چراغیست پیش رونصرت چو سایه می رسد البته از قفا
هوش مصنوعی: در جمعی که وجود تو مانند نوری در پیش است، قطعاً یاری و کمک مانند سایهای در پشت سر خواهد بود.
در زیر هر لوا که بود چون تو نور پاکبر مهر و ماه می فکند سایه لوا
هوش مصنوعی: هر کجا که تو هستی، مانند نوری پاک هستی که سایهی خود را بر خورشید و ماه میافکند.
خوف از چه دارد آنکه بدست دلش دهدحبل المتین مهر تو سر رشته ز جا
هوش مصنوعی: کسی که دلش را به عشق تو سپرده است، از چه چیزی باید بترسد؟ او که با تمام وجود به تو اعتماد کرده و پیوند محکم عشق را در دست دارد، هیچ چیز نمیتواند او را نگران کند.
یا مرتضا ورای تو ما را ملاذ نیستدرهر کجا که هست تویی ملجا ورا
هوش مصنوعی: ای مرتضا، جز تو پناهی برای ما نیست، در هر کجا که هستی، تو برای ما پناهگاه هستی.
مطلق نمی کنیم بغیر تو اعتمادهرگز نمی بریم بغیر از تو التجا
هوش مصنوعی: ما هیچ اعتمادی جز به تو نداریم و هیچ کسی جز تو را در سختیها نمیطلبیم.
ورزیده ام مهر تو . . . ماستروزی که حق بحسن عمل می دهد جزا
هوش مصنوعی: من در محبت و دوستی تو مهارت یافتهام و روزی که خداوند به حسن کارها پاداش میدهد، من هم آمادهام تا جزای خود را دریافت کنم.
داریم تکیه بر عمل خود بصد امیدچون سنگ آستان تو ماراست متکا
هوش مصنوعی: ما با امید به عمل خود تکیه کردهایم، مانند سنگی که به درگاه تو تکیه داده شده و آرامش یافته است.
رخسار ما بسده زرین درگهتکاهیست متصل متعلق بکهربا
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و درخشان ما مانند گنبد طلا در حرم تو میدرخشد و همیشه با جاذبهی خاصی همراه است.
بر خاک درگه تو نهادیم روی زردآن خاک را ز قدر گرفتیم در طلا
هوش مصنوعی: بر روی خاک آستان تو سرانجام زردی چهرهام را گذاشتیم و آن خاک را از ارزش خود به طلا تبدیل کردیم.
کردیم گرچه صرف جوانی بخدمتتخوش نیست گر کنیم بدین خدمت اکتفا
هوش مصنوعی: هرچند که ما در جوانی به خدمت تو مشغول شدیم و این موضوع خوشایند نیست، اما اگر بخواهیم همچنان به این خدمت ادامه دهیم، همین هم برای ما کافی است.
پیرانه سر بدرگهت آن به که افکنیمقد خم استخوان شکسته چو بوریا
هوش مصنوعی: در دوران پیری، بهتر است که به روزهای جوانی خود فکر کنیم و گذشته را فراموش نکنیم. درد و رنجهایی که تحمل کردهایم، مانند استخوانهای شکستهای هستند که نباید بر ما غلبه کند؛ بلکه باید با وقار و افتادگی زندگی کنیم، مانند سبدی از بامبو که در برابر سختیها محکم ایستاده است.
با نیت دوام اقامت بر آوریمطاق دگر بدرگهت از قامت دو تا
هوش مصنوعی: با قصد ماندن طولانی در این مکان، دهانهای دیگر ایجاد میکنیم تا از قامت تو دو برابر شود.
یا مرتضا فضولی بیچاره بی کس استقطع نظر نموده ز اقران و اقربا
هوش مصنوعی: شخصی به نام مرتضا فضولی، به خاطر وضعیت دشواری که دارد، از دوستان و نزدیکان خود دور شده و احساس تنهایی میکند.
آن راست رو میانه جمعیست مختلفمایل بهیج فرد نه چون خط استوا
هوش مصنوعی: شخصی که به حقیقت نزدیک است و در میان گروهی از مردم قرار دارد، باید ویژگیهای مختلفی را در نظر بگیرد و به هیچ کس بهطور کامل وابسته نباشد، مانند خط استوایی که نه به شمال متمایل است و نه به جنوب.
وقتست لطف شامل احوال او کنیوان دردمند را برهانی ازین بلا
هوش مصنوعی: زمانی که رحمت و لطف خود را شامل حال او کنی، دردی که او دارد را از این بلا نجات بده.
او طوطیست در صفت تو شکر شکناو از کجا و صحبت زاغ و زغن کجا
هوش مصنوعی: او مانند طوطی در وصف تو شیرینگوست، اما از کجا آمده و صحبت زاغ و زغن به کجا مربوط میشود؟
او بلبلست از چمن قدس باغ انساو از کجا و قید چنین تیره ترک را
هوش مصنوعی: او مانند بلبل است که از چمنهای بهشتی میآید، اما نمیداند از کجا آمده و چرا در چنین قید و بند تاریکی گرفتار شده است.
فرعون چند رشته مکر از کمال سحرتا کی بچشم او بنمایند اژدها
هوش مصنوعی: فرعون تا چه زمانی میتواند با تمام نیرنگها و سحر و جادو، احساس برتری کند و همچنان به افسانههایی شبیه به اژدها دل ببندد؟
وقتست ز آستین ید بیضا برون کنیباز افکنی بمعرکه ساحران عصا
هوش مصنوعی: زمانی که شما دستتان را از آستین بیرون بیاورید و قدرت فراوانی مانند ید بیضای حضرت موسی را نشان دهید، دوباره میتوانید با قدرت و تاثیر به میدان رقابت با جادوگران بروید.
میل نمی کنند باعجاز موسویگوساله می پرستند این قوم بی حیا
هوش مصنوعی: این تفکر که برخی از مردم به جای ایمان به معجزات الهی، یک چیز بیارزش و غیرمنطقی را میپرستند، نشاندهنده بینظمی و بیحیایی آنهاست. آنها به جای احترام به نشانههای واقعی خدا، به چیزهای بیمعنی و سطحی روی آوردهاند.
وقتست دل بتفرقه کافران نهیتیغ دو سر کشیده کنی نیت قضا
هوش مصنوعی: زمانی است که دل به پراکندگی و تفرقه کافران دچار میشود، در این حال تو باید با تیغی دو سر که آماده است، برای سرنوشت تعیین شده اقدام کنی.
بر عادتی که هست ترا بر طریق دینحق را بحسن سعی ز باطل کنی جدا
هوش مصنوعی: با توجه به عادتهایی که داری، باید تلاش کنی که از راه حق و دین صحیح جدا کنی خود را از باطل.
تا در ریاض حسن فصاحت بکام دلباشد زبان طوطی طبعم سخن سرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی سخن و بیان در قلب من وجود دارد، زبان طوطیوار من به داستانگویی ادامه خواهد داد.
روزی مباد این که برای توقعیاز من بغیر آل علی سر زند ثنا
هوش مصنوعی: روزی نخواهد آمد که به خاطر توقعی از من، جز خاندان علی، کسی ستایش کند.
در عمر خویش غیر ثنای علی و آلاز هر چه کرده ایم بیان توبه ربنا
هوش مصنوعی: در زندگیام تنها ستایش علی و خاندان او را داشتهام و به جز این، هر چه که کردهام، اعلام عذرخواهی از خداوند است.