شمارهٔ ۳۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و غم عمیق شاعر در زندگی میپردازد. شاعر میگوید که او و غم از هم جدا نیستند و در هر لحظه از زندگی، غم همواره همراه او بوده است. او اشاره میکند که حتی قبل از تولدش نیز با غم همراز بوده و در عشقش به محبوب، هیچگاه از تیر ستم دور نمانده است. بلای محبوب همواره بر سر او بوده و هر قدمی که برداشته، با از خود گذشتگی و افتادگی همراه بوده است. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که هیچگاه نتوانسته به دغدغههای دل خود توجه کند و همیشه گرفتار دردها بوده است.
تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ماغم را ملازم همه دم بوده ایم ما
هوش مصنوعی: ما از ابتدا همراه درد و غم بودهایم و همواره در کنار غم زندگی کردهایم.
غم را ز من نبوده جدایی مرا ز غمهر جا که بوده ایم بهم بوده ایم ما
هوش مصنوعی: غم همیشه با من بوده است و من هیچگاه از آن جدا نبودهام. هرجا که رفتهام، غم نیز با من بوده است.
پیش از وجود با غم لعل تو عمرهاهمراز تنگنای عدم بوده ایم ما
هوش مصنوعی: قبل از آنکه وجود داشته باشیم، سالها در تلخی و غم لعل تو زندگی کردهایم و در تنگنای عدم به سر بردهایم.
تا بر کمان ابروی تو بسته ایم دلدایم نشان تیر ستم بوده ایم ما
هوش مصنوعی: دل ما همیشه نشانه تیرهایی بوده که از کمان ابروی تو رها شده است. ما به خاطر عشق و زیبایی تو همیشه زخمی و آسیبدیدهایم.
هرگز نگشته است کم از ما بلای تویک لحظه بی بلای تو کم بوده ایم ما
هوش مصنوعی: ما هرگز در غم و بلاهای تو کم نگذاشتیم؛ حتی یک لحظه هم بدون غم تو نبودهایم.
هر جا نهاده ایم قدم در ره نیازافتاده تر ز خاک قدم بوده ایم ما
هوش مصنوعی: هر جا که به دنبال نیاز رفتهایم، نشان از تواضع و فروتنی ما بوده است؛ چرا که ما همیشه humble تر از خاک پای خود عمل کردهایم.
یکدم نبوده ایم فضولی بکام دلپیوسته مبتلای الم بوده ایم ما
هوش مصنوعی: ما هیچگاه در دل زندگی خود آرامش نداشتیم و همواره درگیر مشکلات و دردها بودهایم.