شمارهٔ ۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و اندوه شاعر درباره عشق و غم میپردازد. شاعر در طربخانهای از درد و رنج، به یاد محبوبش میافتد و وعدهای از او میگیرد که میتواند دلش را شفا دهد. او از روزها و شبهای غمانگیز خود مینالد و بر این باور است که هیچ کس نمیتواند از عذابهای دل او بکاهد. شاعر به تضاد بین عاشقی و ظلمی که از طرف معشوق میبیند، اشاره کرده و میگوید این چه ستمی است که او را با تیغ عشق مجروح کرده. این شعر ترکیبی از حسرت، اعتراف و ناله در برابر بیرحمی عشق و زیبایی معشوق است.
ای طربخانه دل خلوت سلطان غمتپرده دیده سراپرده خاک قدمت
هوش مصنوعی: ای دل شاداب، جایگاه آرامش و تفکر سلطان اندوهت، پرده چشم من، نشانه حضور خاکی توست.
وعده داد مرا ماه من امشب ای صبحبخدا گر همه صدقست نگه داردمت
هوش مصنوعی: ماه من به من قول داده که امشب را به یاد تو بگذرانم، ای صبح که قسم میخورم اگر همه اینها راست باشد، تو را حفظ خواهم کرد.
بعلاجی دگرم حال مگردان که مراساز کارست بسی شربت ذوق المت
هوش مصنوعی: لطفاً حال مرا خراب نکن، زیرا کارهای زیادی دارم که باید انجام دهم و از لذت آن ها بهرهمند شوم.
سزد ار دم زند از سلطنت روی زمینخاکساری که بود گرد حریم حرمت
هوش مصنوعی: اگر کسی در زمین قدرت و سلطنتی داشته باشد، شایسته است که در برابر حرمت و بزرگداشت آن مکان humble و خاکسار باشد.
نفسی نیست که در رشته جانم گرهینفتد از شکن سلسله خم بخمت
هوش مصنوعی: هیچ نفسی نیست که در زندگی و وجود من تاثیر عمیقی بگذارد، چون به خاطر پیچیدگیهای عشق و وابستگیام، هیچ کس نمیتواند به راحتی در این مسیر برایم تغییر ایجاد کند.
گریه در دیده ز بیداد تو آبی نگذاشتعذر خواه کمی ماست کمال کرمت
هوش مصنوعی: گریه از ظلم و ستم تو در چشمانم باقی نمانده است، فقط درخواستی دارم که کمی از بزرگی و رحمتت را نشان بدهی.
می کند منع تو از قتل فضولی اغیاراین چه ظلم است بران کشته تیغ ستمت
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی از ظلم و ستم اشاره دارد که به دلیل دخالت شخصی در امور دیگران، مانع از انتقام یا قضاوت میشود. شاعر از این موضوع گلایه میکند و بر این باور است که چنین ممانعتی نه تنها ناعادلانه است، بلکه میتواند پیامدهای ناگواری به همراه داشته باشد.